🌓 وطن! مرا به نخل آویزان کنید، من به او خیانت نمیکنم. مرا به خرما آویزان کنید، من به او خیانت نمیکنم.
✍️🏼 #محمود_درویش
📗 #دورتر_از_شاخه_نیلوفر
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
📚 •|گروه کتاب مهوا، برش کتاب|•
#گروه_کتاب
#برش_کتاب
#آوای_دماوند
#ایران
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🪧 کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان 🇮🇷 پایداری، سوغاتی است که نسلبهنسل در رگ ایرانیان جوشیده است
#اطلاعیه
سلام به همراهان عزیز مهوا. 🌻
🔔 جلسهٔ #سوم کلاس «کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان» با ارائهٔ «دکتر مهدی کاموس» هماکنون آغاز خواهد شد.
🔗 جهت دریافت لینک کلاس به شناسهٔ زیر مراجعه کنید: @Revayat_mahva
#گروه_نویسندگی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
📷 #گزارش_تصویری برگزاری #اولین جلسهٔ «کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان» 🗓 امروز بیستم اسفند ماه ۱
📷 #گزارش_تصویری برگزاری #سومین جلسهٔ «کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان»
🗓 امروز بیستوچهارم اسفند ماه ۱۴۰۴ سومین جلسهٔ کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان، با تدریس دکتر «مهدی کاموس»، بهصورت مجازی برگزار شد.
📝 «کنش، رفتاریست آگاهانه که فراتر از قریحه است و نیتمندانه رخ میدهد. تجربه را نیز ما در واقع یک کنش و رفتار میدانیم و مسئلهای که از آن غفلت میشود این هست که آنچه نوشته میشود معمولا بر پایهٔ احساسات است، معمولا دانش قبلی و تفسیرهای ماست و قواعد ثابت هستی است.
اکثر تجربهنگاریهایی که نوشته میشود، بهجای این که بر اساس کنشهای انجام شده باشد، بر اساس تفسیری است که ما از کنشها داریم. و خواهناخواه انسان وقتی روایت میکند خودش را در روایت متجلی میکند.
و طبق این تعریف ارائهشده، تجربهنگاری در واقع غلبهٔ یافتهها و کنشهای شخصیشدهٔ ما بر اساس آگاهی و مقولههای ازپیشتعریفشده است. تجربهنگاری غلبه بر کلیشههاست، غلبه بر تصور و تخیل است.»
🔖 برشی از نشست «کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان»
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#کلیات_تجربهنگاری
#پایداری_ایرانیان
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🪧 کلیات تجربهنگاری پایداری ایرانیان 🇮🇷 پایداری، سوغاتی است که نسلبهنسل در رگ ایرانیان جوشیده است
🛎 #اطلاعیه
🔻 چهارمین و آخرین نشست «کلیات تجربهنگاری پایدار ایرانیان»، در روز، سهشنبه ۲۶ اسفند ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ الی ۱۶ برگزار خواهد شد.
🔗 جهت دریافت اطلاعات بیشتر به شناسهٔ زیر مراجعه کنید: @Revayat_mahva
#گروه_نویسندگی
#کلیات_تجربهنگاری
#پایداری_ایرانیان
#مهوا
@kanoon_mahva
💡 شبهای عملیات، یکی از دعاهای پایهثابت رزمندهها #دعای_توسل بود. چون میدانستند که توسل، میانبُرترین راه برای باز کردن گرههای کور است. در تاریکی نیمهشب مینشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ میزدند.
🇮🇷 حالا در نقطهی اکنونِ ما، وطن در میانهی کارزار دیگری است... این شبها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن!
📿 میخواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمهشب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله میگیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه میبریم. و هر بار این دعا را هدیه میکنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسلهایمان حک شود.
💌 دعای توسل شب #نهم را هدیه میکنیم به شهید «آوین #امیرکاشانی». 🕊
🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
#آوای_دماوند
#توسل_جمعی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🌋 ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه درآمد، آسمان غریدن گرفت، برق همچون تازیانههای آتشین، بر گرده
📢 هنوز خیبر هست و خندق هنوز بدر هست و احد. هنوز حنين هست و تبوک هنوز جنگ است و ندای تکبیر مجاهدان بدر به گوش میرسد.
🕌 هنوز بر سر محمد خاک میریزند؛ اما به وصفی دیگر هنوز محراب نماز علی پرخون است؛ اما به وصفی دیگر هنوز نیزه بر قلب حمزه مینشیند؛ اما به وصفی دیگر.
📘 کتاب #یادداشتهای_آسمانی
✍ شهید #نصرالله_ایمانی
💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، بیستونهمین نیایش|•
#آوای_دماوند
#معبود_شهدا
#گروه_گنجینه
#نیایش
#سحر
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
«من کمکشون کردم!»
🔦 چراغقوهٔ بزرگی برداشته بود، با خودش آورده بود تجمع. سخنران داشت صحبت میکرد و حاجآقا کنار عکس آقا دستبهسینه ایستاده بود.
📱چراغ گوشیها که روشن میشد، میگفت: «نور گوشیها برای روشن کردن کمه، باید نورش زیاد باشه.»
💡 گاهی شیطنت میکرد و نورش را میانداخت روی سِن. درحالیکه ابروهایش را بالا میانداخت و چشمکی میزد، با لبخند میگفت: «حاجآقا حسینزاده امشب خیلی ساکته، انگار حوصله نداره، نورو بندازم صورتش؟!» چشمغرهای رفتم و گفتم: «بچه شدی؟! این کارا چیه؟» بحثمان شد. اخم کرده بود و چند قدم جلو رفت و پرچم را تندتر تکان میداد.
🇮🇷 موقع برگشت، پرچم را که از پنجره آورده بود بیرون، باد برد. میگفت:« وااای، عشقمو باد برد!» ماشین را نگه داشتیم و برداشتیم. درحالیکه محکم پرچم را به دسته، چسب میزد، نگاهش از پنجره به بیرون افتاد و با هیجان داد زد:« بابا، بابا، پهپاد!! نگاه کنید، تکون میخوره و رنگشم قرمزه... .»
🚙 ماشین را نگه داشتیم و پیاده شدیم. کاش هر کدام ما پدافند داشتیم؛ خیلی نزدیک بود. کوثر چراغقوهاش را روشن کرده بود و گرفته بود روی پهپاد تا پدافند بهتر ببیند. چراغ چشمکزن جلوی آن و رنگ قرمز نورش بهوضوح دیده میشد. نور چراغقوهاش واقعاً به پهپاد رسیده بود. شلیک ممتد پدافند شروع شد. ایستاده بود با چراغقوه و نورش را با پهپاد جلو میبرد.
🧨 یکهو پهپاد با صدای بلندی توی آسمان منفجر شد. هالهٔ آتشین که محو شد، بچهها خوشحال بالا و پایین میپریدند و نور چراغقوه میرقصید. با ذوق و با چشمانی که از ذوق برق میزد، میگفت: «من کمکشون کردم... دیدید، دیدید...»
🕰 ۲۳ اسفند ۱۴۰۴| ساعت ۱۱:۲۵
🖊 خدیجه قرهآغاجی
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#آوای_دماوند
#ایران
#مهوا
@kanoon_mahva
💡 شبهای عملیات، یکی از دعاهای پایهثابت رزمندهها #دعای_توسل بود. چون میدانستند که توسل، میانبُرترین راه برای باز کردن گرههای کور است. در تاریکی نیمهشب مینشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ میزدند.
🇮🇷 حالا در نقطهی اکنونِ ما، وطن در میانهی کارزار دیگری است... این شبها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن!
📿 میخواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمهشب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله میگیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه میبریم. و هر بار این دعا را هدیه میکنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسلهایمان حک شود.
💌 دعای توسل شب #دهم را هدیه میکنیم به شهید «مریم سادات #رفیق»، شهیدی در راهپیمایی روز قدس به شهادت رسید. 🕊
🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
#آوای_دماوند
#توسل_جمعی
#مهوا
@kanoon_mahva
🏙 «شهری در آسمان» میدرخشد، گویا «حقیقت» را در دل خود جا داده است که اینچنین ملائک و آدمیان محو تماشای آن هستند.
🕋 میگویند جنگی آغاز شده بود و شهر غرق در خون ولی این جنگ، «آغازی بر یک پایان» بود. آغاز مسیر ظهور و پایان حیات شیطان.
🌅 #فتح_خون بود و رستاخیزِ جان
جانهایی که حیاتشان را در دنیای دیگری میدیدند،
آری...
به راستی این حیات چه بود که اینچنین اندک مردان مرد آن را گم کرده و در دنیایی دیگر به دنبال آن میگشتند.
🌌 آری آنها «نسیم حیات» را در اطراف امامِ زمان خویش حس میکردند و با اشتیاق به دنبال آن بودند و نه مانند آن «حلزونهای خانهبهدوش» یزیدیان که هر جا بوی مال و شهوت و مقام به مشامشان میرسید در خیال خود در حیات خود غرق میشدند و مستی شهوت چشمانشان را کور کرده بود.
🪞 از آن زمان تا حالا ملائک این «تماشاگه راز» را در دلهای خویش نگه داشتهاند، آنها دیدند آنچه را که ما فقط شنیدیم.
🌄 ولی «فردایی دیگر»
در انتظار ماست
فردایی روشن
کسی می آید
و همه محو تماشایش
محو شمشیرش
محو قدمهایش
محو همرزمانش
فردایی دیگر...
✍🏻 به قلم زیبا و خواندنی شهید عزیز #مرتضی_آوینی
💌 •|گروه گنجینه مکتوب مهوا|•
#گروه_گنجینه
#امام_زمان
#مهوا
@kanoon_mahva
💡 سلسلهجلسات تبیینی #نبرد_مقدس
▫️جلسهٔ #پنجم: کجای این جنگیم؟
🧑🏻🏫 با حضور حجتالاسلام دکتر «صفدر الهیراد»
عضو هیات علمی موسسهٔ آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره).
🗓 چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
⏰️ ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۷:۳۰
🌐 در بستر اسکایروم
📎 لینک شرکت در جلسه:
https://room.nahad.ir/ch/uts
●|کانون مهوا
••@kanoon_mahva
●|کانون مهدویت
••@mahdaviatut59
●|کانون نهج البلاغه
••@kanoun_nahjolbalagheh_ut