eitaa logo
مهوا
200 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
66 ویدیو
9 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
مهوا
🪧 کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان 🇮🇷 پایداری، سوغاتی است که نسل‌به‌نسل در رگ ایرانیان جوشیده است
سلام به همراهان عزیز مهوا. 🌻 🔔 جلسهٔ کلاس «کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان» با ارائهٔ «دکتر مهدی کاموس» هم‌اکنون آغاز خواهد شد. 🔗 جهت دریافت لینک کلاس به شناسهٔ زیر مراجعه کنید: @Revayat_mahva @kanoon_mahva
مهوا
📷 #گزارش_تصویری برگزاری #اولین جلسهٔ «کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان» 🗓 امروز بیستم اسفند ماه ۱
📷 برگزاری جلسهٔ «کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان» 🗓 امروز بیست‌و‌چهارم اسفند ماه ۱۴۰۴ سومین جلسهٔ کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان، با تدریس دکتر «مهدی کاموس»، به‌صورت مجازی برگزار شد. 📝 «کنش، رفتاریست آگاهانه که فراتر از قریحه است و نیت‌مندانه رخ می‌دهد. تجربه را نیز ما در واقع یک کنش و رفتار می‌دانیم و مسئله‌ای که از آن غفلت می‌شود این هست که آن‌چه نوشته می‌شود معمولا بر پایهٔ احساسات است، معمولا دانش قبلی و تفسیرهای ماست و قواعد ثابت هستی است. اکثر تجربه‌نگاری‌هایی که نوشته می‌شود، به‌جای این که بر اساس کنش‌های انجام شده باشد، بر اساس تفسیری است که ما از کنش‌ها داریم. و خواه‌ناخواه انسان وقتی روایت می‌کند خودش را در روایت متجلی می‌کند. و طبق این تعریف ارائه‌شده، تجربه‌نگاری در واقع غلبهٔ یافته‌ها و کنش‌های شخصی‌شدهٔ ما بر اساس آگاهی و مقوله‌های از‌پیش‌تعریف‌شده است. تجربه‌نگاری غلبه بر کلیشه‌هاست، غلبه بر تصور و تخیل است.» 🔖 برشی از نشست «کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان» ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🪧 کلیات تجربه‌نگاری پایداری ایرانیان 🇮🇷 پایداری، سوغاتی است که نسل‌به‌نسل در رگ ایرانیان جوشیده است
🛎 🔻 چهارمین و آخرین نشست «کلیات تجربه‌نگاری پایدار ایرانیان»، در روز، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ الی ۱۶ برگزار خواهد شد. 🔗 جهت دریافت اطلاعات بیشتر به شناسهٔ زیر مراجعه کنید: @Revayat_mahva @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به شهید «آوین ». 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
مهوا
🌋 ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه درآمد، آسمان غریدن گرفت، برق همچون تازیانه‌های آتشین، بر گرده
📢 هنوز خیبر هست و خندق هنوز بدر هست و احد. هنوز حنين هست و تبوک هنوز جنگ است و ندای تکبیر مجاهدان بدر به گوش می‌رسد. 🕌 هنوز بر سر محمد خاک می‌ریزند؛ اما به وصفی دیگر هنوز محراب نماز علی پرخون است؛ اما به وصفی دیگر هنوز نیزه بر قلب حمزه می‌نشیند؛ اما به وصفی دیگر. 📘 کتاب ✍ شهید 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، بیست‌ونهمین نیایش|• @kanoon_mahva
مهوا
«من کمکشون کردم!» 🔦 چراغ‌قوهٔ بزرگی برداشته بود، با خودش آورده بود تجمع. سخنران داشت صحبت می‌کرد و حاج‌آقا کنار عکس آقا دست‌به‌سینه ایستاده بود. 📱چراغ گوشی‌ها که روشن می‌شد، می‌گفت: «نور گوشی‌ها برای روشن کردن کمه، باید نورش زیاد باشه.» 💡 گاهی شیطنت می‌کرد و نورش را می‌انداخت روی سِن. درحالی‌که ابروهایش را بالا می‌انداخت و چشمکی می‌زد، با لبخند می‌گفت: «حاج‌آقا حسین‌زاده امشب خیلی ساکته، انگار حوصله نداره، نورو بندازم صورتش؟!» چشم‌غره‌ای رفتم و گفتم: «بچه شدی؟! این کارا چیه؟» بحثمان شد. اخم کرده بود و چند قدم جلو رفت و پرچم را تندتر تکان می‌داد. 🇮🇷 موقع برگشت، پرچم را که از پنجره آورده بود بیرون، باد برد. می‌گفت:« وااای، عشقمو باد برد!» ماشین را نگه داشتیم و برداشتیم. در‌حالی‌که محکم پرچم را به دسته، چسب می‌زد، نگاهش از پنجره به بیرون افتاد و با هیجان داد زد:« بابا، بابا، پهپاد!! نگاه کنید، تکون می‌خوره و رنگشم قرمزه... .» 🚙 ماشین را نگه داشتیم و پیاده شدیم. کاش هر کدام ما پدافند داشتیم؛ خیلی نزدیک بود. کوثر چراغ‌قوه‌اش را روشن کرده بود و گرفته بود روی پهپاد تا پدافند بهتر ببیند. چراغ چشمک‌زن جلوی آن و رنگ قرمز نورش به‌وضوح دیده می‌شد. نور چراغ‌قوه‌اش واقعاً به پهپاد رسیده بود. شلیک ممتد پدافند شروع شد. ایستاده بود با چراغ‌قوه و نورش را با پهپاد جلو می‌برد. 🧨 یک‌هو پهپاد با صدای بلندی توی آسمان منفجر شد. هالهٔ آتشین که محو شد، بچه‌ها خوشحال بالا و پایین می‌پریدند و نور چراغ‌قوه می‌رقصید. با ذوق و با چشمانی که از ذوق برق می‌زد، می‌گفت: «من کمکشون کردم... دیدید، دیدید...» 🕰 ۲۳ اسفند ۱۴۰۴| ساعت ۱۱:۲۵ 🖊 خدیجه قره‌آغاجی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به شهید «مریم سادات »، شهیدی در راهپیمایی روز قدس به شهادت رسید. 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
🏙 «شهری در آسمان» می‌درخشد، گویا «حقیقت» را در دل خود جا داده است که این‌چنین ملائک و آدمیان محو تماشای آن هستند. 🕋 می‌گویند جنگی آغاز شده بود و شهر غرق در خون ولی این جنگ، «آغازی بر یک پایان» بود. آغاز مسیر ظهور و پایان حیات شیطان. 🌅 بود و رستاخیزِ جان جان‌هایی که حیاتشان را در دنیای دیگری می‌دیدند، آری... به راستی این حیات چه بود که این‌چنین اندک مردان مرد آن را گم کرده و در دنیایی دیگر به دنبال آن می‌گشتند. 🌌 آری آن‌ها «نسیم حیات» را در اطراف امامِ زمان خویش حس می‌کردند و با اشتیاق به دنبال آن بودند و نه مانند آن «حلزون‌های خانه‌به‌دوش» یزیدیان که هر جا بوی مال و شهوت و مقام به مشامشان می‌رسید در خیال خود در حیات خود غرق می‌شدند و مستی شهوت چشمانشان را کور کرده بود. 🪞 از آن زمان تا حالا ملائک این «تماشاگه راز» را در دل‌های خویش نگه داشته‌اند، آنها دیدند آنچه را که ما فقط شنیدیم. 🌄 ولی «فردایی دیگر» در انتظار ماست فردایی روشن کسی می آید و همه محو تماشایش محو شمشیرش محو قدم‌هایش محو هم‌رزمانش فردایی دیگر... ✍🏻 به قلم زیبا و خواندنی شهید عزیز 💌 •|گروه گنجینه مکتوب مهوا|• @kanoon_mahva
💡 سلسله‌جلسات تبیینی ▫️جلسهٔ : کجای این جنگیم؟ 🧑🏻‍🏫 با حضور حجت‌الاسلام دکتر «صفدر الهی‌راد» عضو هیات علمی موسسهٔ آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره). 🗓 چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ ⏰️ ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۷:۳۰ 🌐 در بستر اسکای‌روم 📎 لینک شرکت در جلسه: https://room.nahad.ir/ch/uts ●|کانون مهوا ••@kanoon_mahva ●|کانون مهدویت ••@mahdaviatut59 ●|کانون نهج البلاغه ••@kanoun_nahjolbalagheh_ut
مهوا
«زخمِ عمیقِ آتش‌بس» 🎷 جنگ دوازده‌روزه، هرچند کوتاه، اما زخمی عمیق بر پیکر منطقه و به‌خصوص بر قلب تپندهٔ باقی گذاشت. آری، شاید روزی در میان هیاهوی نبرد، ندای آتش‌بس سر داده شود؛ اما آیا این سکوت اجباری، دردی را دوا می‌کند یا تنها شکافی عمیق‌تر بر روح خستهٔ ملت می‌کشد؟ 📰 وقتی دوازده‌روز، یا شاید کمتر و بیشتر، از عمر فرزندان این سرزمین در کام جنگ بلعیده می‌شود، و در پایان، به جای مرهم، تنها آتش‌بسی موقت بر زخم‌ها می‌نشیند، آیا این پیروزی است یا شکست؟ این آتش‌بس‌ها، نه معنای آرامش و نه طعم امنیت را به کام ملت بازمی‌گردانند. آن‌ها بیشتر شبیه به نفس‌های حبس‌شده‌ای هستند که گویی فقط برای انفجاری مهیب‌تر در آینده، فرصت می‌خرند. 🇮🇷 ایران، این سرزمین کهن با ریشه‌های عمیق در تاریخ و فرهنگ، بارها و بارها شاهد بلوغ تلخ چنین آتش‌بس‌هایی بوده است. هر بار، فریاد بس است از سوی مظلومان بلند می‌شود، و هر بار، پاسخی جز تکرار تراژدی دریافت نمی‌کنند. این چرخه، گویی قرار است تا ابد ادامه یابد؛ زخمی کهنه که هر بار تازه می‌شود، خون‌هایی که بر زمین می‌ریزند و خانواده‌هایی که در حسرت عزیزانشان می‌سوزند. ❓چه کسی پاسخگوی لبخندهای پرپرشدهٔ کودکان است؟ چه کسی داغ دل مادران داغدار را تسکین خواهد داد؟ این آتش‌بس‌ها، وقتی ریشه‌های ناامنی را قطع نکنند، تنها جاده‌ای هستند به سوی جنگی دیگر، جنگی شاید دردناک‌تر، جنگی شاید ویرانگرتر. 🤍 این سرزمین، نیازمند صلحی پایدار است؛ صلحی که از دل گفت‌وگو بجوشد، نه از سکوت اجبار. صلحی که در آن، ارزش جان انسان‌ها ارج نهاده شود و آینده‌ای روشن برای فرزندانمان ترسیم گردد. تا زمانی که منطقِ جنگِ پس از صلح حاکم باشد، فریاد خاموش آتش‌بس‌ها، تنها پژواک دردهای بی‌پایان این ملت خواهد بود. ✍🏻 مقدسه کرمانچی 🎨 تصویرسازی: پارسا هژبری، برگرفته از کانال ایرانیوم پ.ن: کوفیه، برگ‌ سبزی است هدیه به کشورهای محورهای مقاومت. امروزِ روز که ایران، آشکارتر از گذشته به این نبرد پیوسته، بخش مهمی از سلسله پست‌های کوفیه را به ایران و جریان مقاومت جهانی‌اش اختصاص خواهیم داد. 🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا، بیست‌ونهمین کوفیه|• @kanoon_mahva