eitaa logo
مهوا
200 دنبال‌کننده
1هزار عکس
66 ویدیو
9 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
«پویش عیدی‌ساز» 💌 وقتی تاریخ تصویرسازی در ایران را ورق می‌زنیم، به رسم زیبایی برمی‌خوریم به نام «عیدی‌ساز». کارت‌هایی که سال‌ها پیش ایرانیان خوش‌ذوق با دست و دل خود می‌آفریدند؛ طرحی می‌زدند، پیامی می‌نوشتند و آن را به عنوان عیدانه به عزیزانشان هدیه می‌دادند. عیدی‌ای از جنس هنر، محبت و یاد. 🍎 امسال ما هم می‌خواهیم این رسم دلنشین را به شکلی تازه زنده کنیم. از شما دعوت می‌کنیم تصویر سفره هفت‌سین نوروزی‌تان را که با عکس «رهبر شهید» و شهدای عزیز مزین شده، برای ما ارسال کنید؛ عکس شما برای ما مثل همان کارت تبریک نوروزی قدیمی است؛ عیدیِ شما به ما. 🖼 در این ، زیباترین و خلاقانه‌ترین تصاویر انتخاب می‌شوند و به نام شما در کانال منتشر خواهند شد. 🇮🇷 نوروز، فصل نو شدن دل‌هاست؛ در سالی که پرچم ایران‌مان، سفره‌ی هفت‌سین قلب‌مان شده، بیایید یاد شهدا را هم مهمان لحظه‌ی سال تحویل‌مان کنیم. منتظر عیدی‌های تصویری شما هستیم. 🌱 نوروزتان پیروز ✨️ 🌐 لطفاً عکس‌هایتان را از طریق شناسهٔ @moghisinia به دست ما برسانید. 🖼 طراح کارت پستال: هیئت هنر| زهرا مصطفوی @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به تمام شهدای مظلوم ناو . 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
🪴 «به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا به مردان تیزخشم که پیکار می‌کنند به آنان که با قلم، تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد» 🌧 نیستید در میان ما تا آغاز بهار را در کنار هم تماشا کنیم. چقدر جایتان لحظهٔ اعلام اسم سالمان، خالی بود... و امشب آسمان هم از دلتنگی شما، کنار ما گریست! @kanoon_mahva
🌙 پس ما با او وداع می‌کنیم؛ وداع کسی که هجرانش بر ما سخت و غم‌انگیز است و روگرداندنش ما را غم‌زده و دچار وحشت کرده است... . 🔗 دعای ۴۵ صحیفه‌سجادیه دعای هنگام وداع با ماه مبارک رمضان 🌕 @kanoon_mahva
🤲 الحمدلله علی ما هدانا و خداروشکر که نمازهای عید فطر مصلی را در کنار رهبر شهیدمان تجربه کردیم... . @kanoon_mahva
📸 این عکس، یادآور آن کار خوبی بود که دانشجویان دانشگاه تهران در ایام نبودنتان در سر در دانشگاه تهران دور هم نشستند، اشک ریختند و قرآن خواندند. از بالای سرشان صداهای زیادی آمد اما هر روز به همین زیبایی، قرائت قرآن را برپا داشتند و عزای شما را به آن گره زدند. 🫂 امروز که ماه مهمانی خدا از میانمان رفت، امید داریم که این جمع‌هایمان ادامه‌دار باشد به یاد شما. 🍎 جزءخوانی قرآن در ماه مبارک رمضان، سر در دانشگاه تهران @kanoon_mahva
مهوا
🚀 در یکی از نشست‌های گروه فلسطین بودیم که استاد روایت یک موشکی را به ما گفتند که در میان جمعیت به زمین افتاده و حتی تا چندین متر در زمین فرورفته اما درست در زمانی که همه در حال خواندن شهادتین خود بودند، موشک عمل نکرده و تیم خنثی‌سازی به صحنه آمدند و موشک را درآوردند و جایش را هم پر کردند. 📺 روایت را که برای اطرافیانم گفتم، گفتند اگر واقعی می‌بود تلویزیون اعلام می‌کرد و به مردم امید می‌داد. هر چه گفتم استاد ما خودش از یک نفر شنیده و آن یک نفر خودش از نزدیک محل را دیده! کسی باور نکرد. 🎤 گفتم حالا که اینطور است روحیهٔ خبرنگاریم را فعال می‌کنم و به صحنه می‌روم و خودم از نزدیک برایتان روایت می‌کنم. این را گفتم و راهی شدم. به صحنه که رسیدم ابتدا از افراد متعددی پرسیدم آیا چنین اتفاقی افتاده؟! شما خودتان دیدید؟ کمی طول کشید تا جواب مثبت همه را شنیدم و رفتم به سمتی که با دست اشاره می‌کردند. 👥 جلوتر که رفتم و از نزدیک بررسی کردم، اندازه‌اش به موشک می‌خورد و پر شدن زمین هم مشخص بود. راویان آن جا هم که به چشم، مرگ خود را دیده بودند، شهادت دادند که موشکی خورده و عمل نکرده و خلاصه کلی آب‌وتاب دیگر. 📷 عکسش را گرفتم و برای اطرافیانم آوردم و روایت را گفتم. تازه آن جا بود که کمی احساس کردم شاهد عینی شدم و دیگران حرفم را قبول می‌کنند. اما حسی در درونم می‌گفت یک خبرنگار واقعی، خبر را به دست مردمش هم می‌رساند و الان که به دست شما رسید شاید لازم باشد که بگویم خوب تماشا کنید. این فقط یک مورد نیست و چندین مورد دیگر هم پیش آمده که در این ایام چنین اتفاقی بیفتد. اصل مطلب به آن جا برمی‌گردد که: «اگر برای خدا قدم بردارید، خدا هم به سمت شما خواهد آمد.» و ما شاید در تصورات خود نمی‌دیدیم که دفاع مقدس هشت‌ساله و خاطراتش را این‌گونه در جنگ دیگری درک کنیم و از نزدیک نظاره‌گرش باشیم. 🎙 «عبدالملک » رهبر جنبش انصارالله یمن، چه خوب خطاب به «محمد بن بن سلمان» ولیعهد رژیم آل سعود، می‌گوید:« وقتی دریا با توست، جوّ با توست، خشکی با توست، نفت با توست، پول با توست، مزدوران با تو هستند، آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و اتحاد کشورهای عربی با تو هستند؛ اما پیروز نمی‌شوی، یقین بدان که خدا با تو نیست.» 🔆 مردم، خدا با ماست. 🖊 زهرا بهار ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
🎙🇮🇷 من فکر می‌کنم دولت نتوانسته است زمینه‌های انقلاب اسلامی را درک کند... . 💻 تدوینگر: زهرا رضازاده 📱 به دلیل محدودیت ارسال کلیپ در ایتا، این کلیپ را از بله مشاهده کنید. 🌐 •|گروه رسانه مهوا|• @kanoon_mahva
🪑 ایپزود اول: روایت دیدار 🪧 می‌خواستم از طرف همه نائب‌الزیاره باشم! ✍🎙 نویسنده و گوینده: عاطفه مصدق 📱 به دلیل محدودیت ارسال فایل صوتی در ایتا، این قسمت از رادیو را از بله گوش کنید. 📻 •|گروه رادیو مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🎬 انگار فیلمی حماسی را روی دور تند گذاشته باشند! 👨‍🦯 یاد حرف بزرگ‌ترها می‌افتم، آن‌ها که با چشمانی تر و صدایی گرفته وقتی یاد هشت‌سال دفاع مقدس می‌افتند، می‌گفتند: «نمی‌دانی… هر روز شهید می‌آوردند، و ما هر روز در تشییع بودیم.» 🥀 اما حالا می‌دانیم، حتی در روز یک شهید نمی‌آورند، روزی هست که ۱٠۴ شهید از دل دریا برایمان می‌آورند و دلِ انسان‌های آزاده، می‌شود دریایی از غم و اشک و آه و خشم و نفرت از این بازی ناجوانمردانه، آخر کسی که دین ندارد و آزاده نیست، می‌تواند اینطور ناجوانمردانه در جنگ بازی کند. 🙋 انگار فیلمی حماسی را روی دور تند گذاشته باشند، تشیع شهدا پشت تشیع شهدا، انگار این شهدا وصل شدن به کاروان امام حسین علیه‌السلام و ما هم می‌خواهیم به قافلهٔ حسین برسیم، می‌دویم و می‌دویم تا از قافله جا نمانیم و شهدایی که زنده‌تر و بیدارتر از ما هستند را بدرقه کنیم و بگوییم ما به شما خداحافظ نمی‌گوییم، می‌گوییم به امید دیدار. 🏃‍♂ می‌دویدم تا از قافله جا نمانم، از در مترو که بیرون آمدم، عصایی چوبی و قدیمی اما با ابهت هم پای من شد. 🎙 با صدایی گرمی گفت: «دخترم می‌دانی چطور باید بروم انقلاب؟» به سن و سال و قد خمیده‌اش و صورت پر خط و خطوطش اما زیبا، می‌آمد انقلاب را دیده باشد، من باید از او می‌پرسیدم انقلاب کجاست؟ 🔍 معلوم بود سال ها در راه بوده است که با این سن و سال پای انقلابش ایستاده. هم‌کلام و هم‌پای او شدم، گفتم: «ماشاالله به همت شما حاج خانم» با صدای گرمی گفتن: «چیکار می‌کنم مگه؟ کاری نمی‌کنم، راه می‌روم فقط، خدا چشم و پاهای همه رو نگه داره، راه که می‌تونم برم حداقل و بغضش گرفت برای شهدا.» 🛤 لبخندی زدم و به عصایش نگاه کردم، راه رفتن برایش سخت بود اما انگار او هم می‌خواست به قافلهٔ شهدا برسد و راه رفتن هر چه هم سخت تنها کاری بود که می‌شد کرد، بارها به او گفتم چند ایستگاه زودتر پیاده شود که کمتر راه برود، اما پای انقلابش ماند، او راه را بهتر از من بلد بود. ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva