💡 شبهای عملیات، یکی از دعاهای پایهثابت رزمندهها #دعای_توسل بود. چون میدانستند که توسل، میانبُرترین راه برای باز کردن گرههای کور است. در تاریکی نیمهشب مینشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ میزدند.
🇮🇷 حالا در نقطهی اکنونِ ما، وطن در میانهی کارزار دیگری است... این شبها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن!
📿 میخواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمهشب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله میگیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه میبریم. و هر بار این دعا را هدیه میکنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسلهایمان حک شود.
💌 دعای توسل شب #بیستوهفتم را هدیه میکنیم به شهید #سهیل_کطولی، شهید یازدهسالهٔ عزیز ایران. 🕊
🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
#آوای_دماوند
#توسل_جمعی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🎙 امروز سالگرد شهادت کسی است که جرقهٔ شروع وعدههای صادق با خون او بود. کسی که امام شهیدمان در موردش فرمودند:« خون شهید #زاهدی سبب شد قدرت و عظمت جمهوری اسلامی نمایان شود.»
👤 کسی که خیلی از مردم او را نمیشناختند و هنوز هم نمیشناسند. کسی که با شهادت و فقدانش، حزبالله لبنان به شدت آسیب دید و سوریه سقوط کرد. فرماندهان مقاومت یکی پس از دیگری شهید شدند، پیجرها منفجر شد و سید مقاومت در خون خود غلتید.
👥 کسی که دشمن صهیونیستی از او بهعنوان حاج قاسم دوم یاد کرد. کسی که همیشه از مصاحبه و دوربینها فراری بود و دوست نداشت کسی بشناسدش... . البته هنوز هم نمیخواهد!
📽 هنوز مانع میشود که مستندی برایش ساخته شود یا کتابی نوشته شود. هنوز هم اکثر تحلیلگران بدون اسم بردن از هدف ترور فقط از اصابت کنسولگری میگویند.
🖥 و الان کمکم همه کسانی که او را میشناختند هم قبل از سخن گفتن از او و مستندسازیها، شهید شدند. انگار روح شهید هم همچنان راضی نیست شناخته شود.
🪞 همین که خدا میداند کافیست. خدا گوشهای از مقامش را به من نشان داد. طوری که خودم هم متعجب شدم. خدا گوشهای از مقام بعضی دیگر از شهدا و شهید #سلیمانی را هم به من نشان داد. چه خوش جایگاهی و چه خوش همنشینانی هستند... .
🕯 بیخود نبود که امام شهیدمان در هنگام یاد کردن #شهید_زاهدی در خطبههای نماز، صدایشان لرزید و بغض گلویش را فشرد. تمام وجودش را، جسم و جانش را، چشم و سر و پایش را، فدا کرد. زاهدی هم رفت تا خونش گلبرگی شود برای قدوم مبارک آن ذخیرهٔ الهی.
🥀 سالروز شهادت شهید محمدرضا زاهدی گرامی باد.
🔗 منبع: کانال شهید محمدرضا زاهدی
📸 عکس: شهید زاهدی در کنار شهید حسین #خرازی
💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا|•
#گروه_گنجینه
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🚙 گفته بودم سریعتر بروم تا به سخنرانی برسم و فضای میدان جدیدی را تجربه بکنم. میدان از خانه دورتر بود و باید با ماشین میرفتیم.
🚴♂ ماشین که رسید به جمعیت، پیاده شدیم و در میانهٔ جمعیت خود را غرق کردیم. ابتدای جمعیت، یادمانی برای #کودکان_میناب ساخته شده بود. قبل از مراسم، از کودکان محله خواسته بودند تا با دوچرخه، مسیری را طی کنند و به شهدای میناب برسند.
🪑 غرق در میز و صندلیهای خونی شدم و تصاویر کودکان. آخ از آن چشمها. چشمهایشان داشت من را آب میکرد. نمیدانم آنها که این کودکان را از مادرانشان جدا کردند چه حسی داشتند و دارند، من را که از پا انداخت.
🤲 جلوتر رفتم سخنران شروع به دعا کرد و همه دستانشان به سمت خدا بود. این ایام انگار پشت دعاها صدای نیتهای همگانی و خالصی هم انعکاس مییافت که قبلتر خیلی حس نمیشد. من حس میکردم. من با تمام وجودم این شبها چیزی را حس میکنم که قبلتر نبود. من خونِ در جریانیافتهٔ آن رهبر شهید را پشت تمام حرکتها، پشت همهٔ مردم و مشتهایشان میبینم. من میبینم چطور دعاها را محکم میخوانند، دستها را مشت و چشمها را داغدار رو به دشمن کردهاند. چشمهای همهشان با قبل فرق میکند. گویی که هر لحظه به دنبال جنگ تنبهتن با دشمن خود باشند. حتی کودکانشان.
🗣 کمی بعدتر سرود ملی از بلندگوها سرازیر میشود در دهان مردم. همیشه وقتی به این عبارت سرود میرسیم تمام وجودم سرشار از امید میشود که:
«شهیدان پیچیده در گوش زمان فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران»
🌷 و بعد به رسم همیشگیِ جمع شدنهایمان، از حسین علیهالسلام گفته میشود و راهش. پای امام حسین را که وسط میکشند، ناگهان شهیدی روی دستان مردم به سمت ما روانه میشود. جمعیت آنقدر زیاد است که فکر نزدیک شدن به شهید را هم به ذهنم نمیرسانم. به او از دور سلامی میکنم. دوستم میگوید:« چه خوششانسی! ده شب است اینجایم و امشب اولین شبی است که مهمانمان شهید است!»
در فکر حرفش بودم که ناگهان آقایی صدایم زد و دستهگلی را روبهرویم قرار داد. (اتفاقات این جا هم مانند اتفاقات این یک ماه به سرعت در حال گذر است.) با تعجب نگاهش کردم که کلش برای من است؟! یا شاخهای بردارم؟ گفت:« نه خانم، همهاش برای شماست. به تعداد هست. نگران نباشید.» با خوشحالی گرفتم و براندازش کردم.
💌 رویش نوشته بود:
«بیخیال دنیا...
خدا با شماست...
همراهتان هستیم!
ایرانِ قهرمان
افغانستانیهایِ مقیمِ تهران!»
💡 افغانستانیها که به چشمم افتاد، دلم روشن شد! انگار که در جنگ دوازدهروزهٔ قبلی اسم تمامشان بد در رفته باشد و #تیپ_فاطمیون و تمام شهدایشان هم برای بعضی ایرانیان معنای دیگری پیدا کرده باشد. این کارشان برای من خیلی لذتبخش بود. خیلی.
🚑 حواسم که جمع گل شد، مات ماندم که چطور شد پیکر شهید رفت داخل ماشین و در حال خارج شدن از جمعیت بود! دیگر ناامید شده بودم از رسیدن بر پیکرش. تا این که دیدم آقایی همهٔ آقایان را کنار زد و دستش را نگه داشت و بلند از آن تَه داد میزد که خانمها اگر مایل هستند تشریف بیاورند. وقتِ اضافه است. انگار ملاقات خصوصی را باز کرده باشند. سریع از بین جمعیت خودم را به آن مرد رساندم. گفتم:« من هم میتوانم بروم؟!» گفت:« این چه حرفی است، بفرمایید.» رفتم جلو و پیکر برایم تار شد. کمی مکث کردم. سرم را جلو بردم و درگوششان گفتم:« میشود ایران را طوری پیروز از میدان خارج کنید که تمام دهانها برای توجیه بسته شود؟ از آن فتحهایی که خدا میگوید آنطور آشکار میشود که دیگر حرفی برای زدن باقی نمیماند. حتی برای دشمن.»
🌍 فکر میکنم وقتش رسیده باشد پرچم آن خونهای پاک، سر به آسمان بکشد و بالا برود. آنقدر بالا که دیگر حرمت خونهایش نگه داشته شود و چشم مظلومین جهان را به حضورش روشن کند و شاید آن زمان، آن یار هم از راه برسد و زماممان را در دست بگیرد.
📝 روایت سیوسوم روز جنگ| میدان هروی
🖊 زهرا بهار
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#آوای_دماوند
#ایران_عزیز
#مهوا
@kanoon_mahva
👨🎓 جوانان عزیز!
🇮🇷 امسال کشور شما، به برکت ایمان و اتّحاد و اعتماد به نفس، در دنیا اعتبار و وزانتی تازه یافت. تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائدهٔ ننگین آن در این منطقه، مغلوب ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد. ثابت شد که ملت ایران با بهرهگیری از تواناییهای خود، در سایهٔ ایمان و عمل صالح، و در رویارویی با مستکبران فاسد و ظالم، میتواند بایستد و دعوت به ارزشهای اسلامی را با صدایی رساتر از همیشه به دنیا برساند.
🥀 اندوه عمیق بهخاطر شهادت تعدادی از دانشمندان و سرداران و جمعی از مردم عزیزمان نتوانسته و نخواهد توانست جوانان باهمت ایرانی را متوقف کند. خانوادههای آن شهیدان، خود در شمار پیشروان حرکتند.
🌍 سخن از بحث هستهای و چیزهایی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانهٔ ملی و بینالمللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.
🎆 خدا با شما و پیروزی کامل در انتظار شما است انشاءالله.
✍ سیدعلی #خامنهای
💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا|•
#گروه_گنجینه
#آوای_دماوند
#رهبر_شهید
#مهوا
@kanoon_mahva
🗣 برای آنکه به حرفهایت گوش بسپارند، باید قدرت حرف زدن داشته باشی.
✍️🏼 #نادر_ابراهیمی
📗 #آتش_بدون_دود
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
📚 •|گروه کتاب مهوا، برش کتاب|•
#گروه_کتاب
#برش_کتاب
#آوای_دماوند
#ایران
#مهوا
@kanoon_mahva
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍎 اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن علیهالسلام
وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین علیهالسلام
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن علیهالسلام
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین علیهالسلام
🌷 #گلزار_شهدای_تهران، هماکنون
🪞 شهید #آوینی:« چه میجویی عشق؟ اینجاست. چه میجویی انسان؟ اینجاست. همهٔ تاریخ اینجا حاضر است، بدر، حنین، عاشورا اینجاست و شاید آن یار، او هم اینجا باشد.»
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
✨️ #سومین دورهمی مجازی هیئت صاحبالزمان (عج)
با چاشنی قرائت سورهٔ مبارکهٔ فتح
دعای چهاردهم صحیفه
و دعای شیرین توسل
📆 در چهاردهمین روز از فروردین ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰
👤 ویژهٔ بانوان
برگزار شد!
🕌 «ما روزبهروز به آرمانهای بلند اسلام نزدیکتر میشویم و اكنون آرمان فتح قدس شریف، افقی بسیار روشن یافته است. برادران بشتابید، قدس عزیز در انتظار است!»
📘 کتاب #گنجینه_آسمانی، شهید سیدمرتضی #آوینی
#هیئت_صاحبالزمان
#مهوا
@mahdaviatut59
@kanoun_nahjolbalagheh_ut
@kanoon_mahva
https://eitaa.com/SahebazamanHeyat