«گوهر جاودانه»
🎙 رهبر انقلاب ۱۴۰۴/۵/۲۹:
«تعهد و دینداری، گوهر ارزندهی محمود فرشچیان را در خدمت معارف و دلبستگیهای مذهبی به کار گرفت و آثار جاودانهای به یادگار گذاشت.»
🕌 تابلوی ضامن آهو، اثر محمود فرشچیان
🎨 پدیدآورنده اثر: محمد علی #بلادیفرد
#محمود_فرشچیان
#نقاش
#مهوا
@kanoon_mahva
🕌🌕 در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته است
دل، طوقِ الفتی به ضریح تو بسته است
چون دشتهای تشنه در این آستان قدس
در انتظار ابر عنایت نشسته است
چون ذره بر ضریح خود ای روح آفتاب!
ما را قبول کن که دل ما شکسته است
🌑 قلبهای ما، همه محتاج نوراند و عاشق خورشید... و امروز که روز شهادت شمسالشموس است، دلهایمان همه به خورشیدگرفتگی دچار شده. شهادت امام مهربانی، سلطان علیبن موسیالرضاالمرتضی (علیهالسلام) تسلیت باد.
✍ شعر: غلامرضا #شکوهی
#مناسبتی
#شهادت_امام_رضا
#مهوا
@kanoon_mahva
📖 یکی از راهکارهای دشمنان اهلبیت بهخصوص حاکمان عباسی این بود که تلاش میکردند خودشان را نزدیک به اهلبیت و دوستدارشان معرفی کنند. آنها اعتقادی به ولایت و امامت ائمه نداشتند و منافقانه میکوشیدند حضرات معصومین علیهمالسلام را از سر راه حکومت خویش بردارند. اوج این نفاق را میتوان در جریان ولیعهدی جبری امام رضا علیهالسلام و سپس شهادت ایشان مشاهده کرد. بَنالعباس تلاش میکردند شهادت امام رضا علیهالسلام را مرگ طبیعی جلوه دهند. آنان در کتمان تاریخ و حقیقت، ید طولایی داشتند و از هیچ کوششی در این راه مضایقه نمیکردند.
📓 دربارهی شهادت امام رضا علیهالسلام که بنیعباس تلاش کرد آن را رحلت اعلام کند، تحقیقی انجام شده است در قالب یک کتاب به نام «فرجام آفتاب» به قلم «جعفر #البیاتی» و البته به زبانی عربی که دکتر «امیر #سلمانیرحیمی» آن را ترجمه کرده است. در این کتاب بهصورت اختصاصی به شبهاتی دربارهی شهادت امام رضا علیهالسلام بهصورت مستند پاسخ داده شده است.
🔖 این کتاب را بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در قطع رقعی و در ۶۰ صفحه چاپ کرده است.
📚 •|گروه کتاب مهوا، پانزدهمین انارنامه|•
#مناسبتی
#تاریخ_اسلام
#امام_رضا_علیهالسلام
#فرجام_آفتاب
#گروه_کتاب
#انارنامه
#مهوا
@kanoon_mahva
🪞🫂 در سالروز شهادت پدرِ غریب و مهربان ایران زمین، به نیابت از شما مهواییهای عزیز در راه رسیدن به بهشتِ حرم قدم زدند.
الهی که به زودی در کنار همدیگر راهی این مکان ملکوتی باشیم. 🪷
#شهادت_امام_رضا
#زیارت_نیابتی
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🌃 امشب را مهمان امام رضا (ع) باشید!
🤝🏻 دست فاطمه را گرفته بودم. با دستهای گرمش گاهی انگشتانم را فشار میداد و سعی میکرد سرعتش را با قدمهای من یکی کند. کوثر کمی جلوتر از ما بود و کفشهایش را انگار روی زمین به زور سُر میداد. علی و امیرحسین جلوتر از ما بودند.
🚪 از در بابالجواد سلام دادیم و وارد شدیم. به شوخی گفتم: هر سری که اومدیم مشهد آقا مهمونمون کردن. الان چند روزه اینجاییم. چرا خبری از امام رضا نیست...
🧾 چند قدم آن طرفتر، دیدم خادمی جلوی چند نفر رو گرفت و با خوشوبشی کوتاه چند برگه بهشون داد. انگار که فرصت پیدا کرده باشم، گفتم: نگاه کنید! خادم ژتون غذای حضرتی میده. خودم را رساندم به خادم و ازش خواستم که به ما هم ژتون بدهد. خوشحال بودم... انگار که ژتون حضرتی شکار کرده باشم! با خندههای علی خجالت کشیدم و خندیدم. ژتونها را گرفتم بالا و گفتم: امام رضا این جوری نشدها... این دفعه به زور گرفتم!
✨️ صحن گوهرشاد خیلی شلوغ بود. علی داشت نماز میخوند و کوثر با آبوتاب از قسمتی از حرم که کشف کرده بود، تعریف میکرد. انگار کلماتش با ذوق رنگ میشد و چشمانش برق میزد: از پلهبرقی که پایین میری، پر از آینه، برقبرقی، بعضی وقتها مثل رنگینکمان، یه عالم رنگ بین آینهها پیداست. نور سبز هم اون وسط آینههاست. نمیدونی چه بوی خوبی میده. مامان مثل بهشته، بیا ببرمت ببین.
🥘 حواسم رفت به خادمی که کنار علی نشست. حالواحوال کردند و دست هم را فشار دادند. داشتند با هم حرف میزدند، کوثر دستم را میکشید تا بهشت را نشانم بدهد؛ ولی نگاهم به علی و خادم بود. دیدم چیزی در مشت علی گذاشت و گره کرد. علی اشاره به جیبش کرد و خندیدند و رفت.
💧 علی نگاهش به من افتاد و گفت بیا امام رضا دعوتت کرد. خادم کنار علی نشسته و ازش خواسته بود امشب را مهمان امام رضا باشید. نگاهی به گنبد کردم، نگاهی به خودم، اشکم بند نمیآمد.. شرمنده از حرفی که زده بودم! قربونت بشم امام رضا. ببخشید، ببخشید... .
✍️🏼 به قلم خدیجه قرهآقاجی
✍ •| گروه نویسندگی مهوا |•
#مناسبتی
#شهادت_امام_رضا
#مهوا
@kanoon_mahva