eitaa logo
خودسازی 🌱🌱🌱🌱
4.7هزار دنبال‌کننده
961 عکس
692 ویدیو
91 فایل
این کانال شماروعملگرا میکنه هرچی تا الان مطلب خوندی الان وقتشه عملی تو زندگیت پیاده کنی. اینجاپراز تکلیف ورشد هست پرازمحتواهای رایگان گران قیمت بایددرکانالهای دیگه بابتشون کلی پول بپردازی نذرامام زمان عج تماس با ما 👈 https://eitaa.com/tohidif69
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃دل‌خوشی همیشگی‌ام کاش یکی از موکب‌هایی را که برای استراحت در آن می‌نشینی ، می‌شناختم. آن وقت از همان ابتدایی که زائران، راه کربلا را در پیش می‌گیرند، می‌رفتم به پای صاحب موکب می‌افتادم تا قبول کند خادم موکبش شوم. شب تا صبح و صبح تا شب، پلک‌هایم را روی هم نمی‌گذاشتم. هر زائری که می‌آمد، جانم را اگر می‌خواست فدایش می‌کردم. کسی جز لبخند از من نمی‌دید و حتی نمی‌گذاشتم گردی از خستگی رو صورتم بنشیند. تا لحظۀ آخر هم در موکب می‌ماندم. شاید تو آخرین زائر بودی! حتی اگر تو می‌آمدی و می‌رفتی و نمی‌شناختمت، باز هم با همۀ وجودم سرمست بودم، چون یقین داشتم که یکی از زائرانی که خدمتش کرده‌ام، تو بوده‌ای. آقا! حالا می‌شود یکی از موکب‌هایی را که می‌خواهی نورانی کنی به حضورت، به من نشان بدهی؟! شبت بخیر دل‌خوشی همیشگی‌ام! @abbasivaladi
🍃قشنگ ترین آرزو میزبانانِ زائران اربعین، لباس‌هایشان را می‌گیرند و با عشق، آنها را می‌شویند و خشک می‌کنند و به زائران برمی‌گردانند. زائران، شرمگین می‌شوند و میزبانان، پر از شادی و سرور. آقا! عیبی که ندارد در خیالم بشوم آن میزبانی که لباس‌های تو را تحویل می‌گیرد و شُسته برمی‌گرداند؟ عیبی دارد؟ لباس‌های تو اگر به دست من بیفتد، من با اشک‌های شوقی که مثل باران می‌بارد آنها را خواهم شست. شاید هم فرشته‌ها مسیر جوی‌های بهشتی را به سوی زمین کج کنند تا لباس‌های تو را در با آب‌های بهشتی بشویم. کسی را در شستن لباس‌های تو شریک نخواهم کرد. حتی اگر فرشته‌ها هم به زمین بیایند و التماس کنند، فقط اجازه می‌دهم تماشا کنند، همین. شب و روز با این آرزو زندگی می‌کنم که یک روز می‌رسد و تو میهمانم می‌شوی و من خادمت. چه آرزوی قشنگی! شبت بخیر قشنگ‌ترین آرزو! @abbasivaladi
🍃دل‌خوشی ام بعضی از میزبانان زائران اربعین، کارشان مرهم گذاشتن روی تاول‌هاست؛ تاول‌های ترکیده‌ای که کف پای زائر نشسته و آزارش می‌دهد. زائر می‌نشیند و میزبان با مهربانی پایش را می‌شوید و بعد جای تاولِ ترکیده را مرهم می‌گذارد و آن گاه با پارچه‌ای آن را می‌بندد. مگر می‌شود جلوی خیال را گرفت؟ من در خیالم صاحب موکبی هستم که کارش مرهم نهادن روی تاول پاهای زائران است، و تو همان زائری هستی که چند تاول بزرگ، کف پایت نشسته و حالا روبرویم نشسته‌ای و می‌خواهم اول پایت را بشویم. قبل از هر کار بوسه‌ای به پایت می‌زنم، بعد هم غبار پایت را روی چشمانم می‌کشم و بعد... با این که دارم از یک دیدار خیالی حرف می‌زنم؛ اما نفسم به شماره افتاده! پس بگذار بعدش را نگویم و برای خودم در خیالم مرورش کنم و به دل‌خوشی دیدار تو و خدمت به تو نفس تازه کنم! شبت بخیر دل‌خوشی‌ام! @abbasivaladi