راز عجیب هزارتو!
هنگام حل کردن هزارتو ممکن است فهمیده باشید که چه مسیری را طی میکنید. راهی که برای خروج از هزارتو طی کردید کلمه شکست را ساخته است. در همه لحظاتی که سرگرم پیدا کردن راه خروج بودید، در واقع مسیر شکست را طی میکردید! اینگونه است که حل هزارتو، بازهم شمارا با شکست مواجه خواهد کرد، آنهم بدون اینکه حواستان باشد!
این مطلب را در شبکه های اجتماعی و پیامرسانها به اشتراک بگذارید
۱
آزمون
هزارتویی که اگر راه خروج آن را پیدا کنید، باز هم شکست خواهید خورد!
آیا میدانید چرا؟
۲
نقشه دشمن چیست؟
رهبر معظم انقلاب: آمریکاییها دلشان میخواهد جوانهای ما شجاعت، امید، انگیزه، تحرک و توان جسمی و فکری را نداشته باشند، نسبت به دشمن خوشبین باشند و نسبت به فرمانده خودی بدبین باشند. هدف تبلیغات دشمن و همه کارهایی که مخاطبش جوانهای ما باشند، این است. [اما] جمهوری اسلامی میخواهد این جوان تبدیل به یک عنصر فعّال و اثرگذار... شود.
۳
آرزوهای دستنیافتنی
این هزارتو درست مثل مسیری است که خیلیها میخواهند دهه هشتادیها را در پیچوخم آن هل بدهند!
در یک دالان این هزارتو، متوقف شدن در سرگرمیهای روزمره و پرت شدن حواس از وظایف اصلیمان را قرار دادهاند و در دالان دیگر ناامیدی از پیشرفت و اعتماد به تبلیغات رنگارنگ دشمن و حتی در دالانی هم آرزوهای دستنیافتنی و اغلب بیارزش...
اما چه کسانی و چگونه به این هزارتو وارد میشوند؟
دشمن به دنبال به وجود آوردن ویژگیهایی در نسل جوان ایرانی است. ویژگیهایی مثلِ بیحالی و تنبلی که انسان را به فکر خوشیهای زودگذر میاندازد. ناامیدی که انسان را از تلاش برای آرمانها باز میدارد. بیانگیزگی که عاقبتش آرزوهایی است که هیچگاه محقق نمیشود. حتی نداشتن توان فکری و جسمی که باعث میشود هیچ حرکتی از نسل جوان سر نزند.
کافی است شما این ویژگیها را داشته باشید تا بدون کمترین زحمت اضافهای وارد این هزارتو شوید.
📚 #معرفی_کتاب
کتاب #خاطرات_سفیر به قلم خانم #نیلوفر_شادمهری در انتشارات #سوره_مهر منتشر شده است، خاطرات بانوی ایرانی است که برای تحصیل به فرانسه سفر میکند.
💝 این کتاب را حضرت #آیت_الله_خامنه_ای حفظه الله تعالی توصیه کردند تمام بانوان ایرانی بخوانند.
✅ @kashkoole
✂️برشی از کتاب
#خاطرات_سفیر
شأن من نیست!
« این بار توجهم به لباس خانوم طراح جلب شد. عجب...بسیار شیک و شکیل و سنگین! یک کت و شلوار سرمهای با یه بلیز یقه شکاری صدفی و یه گردنبند مروارید...و اتفاقاً بسیار بسیار معقول و متناسب لباس پوشیده بود...
عذر میخوام؛ یک سؤال خصوصی!
بله، بپرس.
این لباسایی که تیم شما طراحی کرده به نظرتون قابل قبوله؟
چرا که نه؟ مردم این مدلا رو دوست دارن؛ چون مد رو دوست دارن. به ذهن تیم من رسیده که این هم مدلیه که میشه پوشید.
لباسای فعلی شما به من میگه که اتفاقاً زیبایی رو توی همون تیپ کلاسیک میدونید. در واقع، نگاهی که پشت انتخاب پوشش فعلی شماست صد و هشتاد درجه با اونچه پشت طراحی این لباساست تفاوت داره. شما خودتون هم تابستون همین لباسا رو میپوشید؟
ابروهاش رو بالا انداخت و خندید و همون طور که به سمت در ورودی سالن میرفت گفت: «نه...نه....من یه مدیرم. شأن من نیست! اینا برای من نیست؛ برای مردمه.»
توجه فرمودید؟ مدیر بخش طراحی مد خودش بسیار سنگین لباس میپوشه و از مد تیم خودش پیروی نمیکنه، چون در شأن ایشون نیست! چون اون مُدلا برای مردم طراحی میشه، نه ایشون. جلالخالق!».
#کتاب_هم_بخونیم📖
✂️برشی از کتاب
#خاطرات_سفیر
.
پایم که رسید به فرانسه، با اولین رفتارها و سؤالهایی که درباره حجابم میشد و بهخصوص درباره وضعیت و شرایط ایران، متوجه شدم آنجا کسی من را نمیبیند. آن که آنها میدیدند و با او سر صحبت را باز میکردند یک مسلمان ایرانی بود؛ نه نیلوفر شادمهری. آنها چیز زیادی از ایران نمیدانستند. اگر بخواهم دقیقتر بگویم، شناختی که از ایران داشتند فاصله زیادی حتی با واقعیت داشت؛ چه رسد به حقیقت.
و من شدم «ایران»! من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف ایران میبودم. انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم. چارهای نبود و البته از این ناچاری ناراضی هم نبودم. من ناخواسته واسطة انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود تا آنطور که باید و شاید وظیفهام را انجام دهم. تصمیم گرفته شده بود! من سفیر ایران بودم و حافظ منافع کشورم و مردمش.
#کتاب_هم_بخونیم📖