eitaa logo
🕋 کشکول معنوی 🕋 ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ #امام_زمان مذهبی
44.9هزار دنبال‌کننده
14.6هزار عکس
12.5هزار ویدیو
39 فایل
مجموعه کانالهای کشکول معنوی مدیریت : 👈 @mosafer_110_2 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2836856857C847106613b 🤝 #ترک_کانال
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ نکته ی سلوکی در مورد کنترل زبان ⚠️ حاضر جواب نباش ، توو ذوق شخص مقابلت نزن عزیز من 👤 #استاد_فاطمی_نیا  @kashkoolmanavi
🍃🌺 دو چیز #شخصیتت را تعریف می کند: 👈 #صبرت، وقتی چیزی نداری؛ 👈 #رفتارت، وقتی همه چیز داری #ڪشکول_معنوی👇👇 @kashkoolmanavi
🔴 پیام علامه طباطبایی به مردم و مسئولان نظام 🔸آیت الله حسینی طهرانی: 🔸مرحوم علامه فقید استاد طباطبایی رفع الله فی الجنان مقامه در مصاحبه‌ای که از طرف صدا و سیما پس از ارجمند و برادر گرامیمان شهید شیخ مرتضی غفرالله له با او نمودند و در آن مصاحبه بر مرحوم شهید بسیار گریسته بود؛ چون در پایان مصاحبه از استاد خواستند برای مردم بدهد فرموده بود: 🔸" پیام من این است که به در اسلام کاری را ندهید که در برابر موجب اسلام باشد " 📔 رساله نکاحیه ، ص۱۹۴
🍃✨🌼✨🍃✨🌼✨🍃 💢از حضرت علی (ع) پرسیدند : 💠واجب و واجبتر چیست؟ 💠نزدیك و نزدیكتر كدامند؟ 💠عجیب و عجیبتر چیست؟ 💠سخت وسخت تر چیست؟ ♻️فرموند: ♦️واجب اطاعت از الله و واجبتر از آن ترك گناه است. ♦️نزدیك قیامت و نزدیكتر ازآن مرگ است. ♦️عجیب دنیا و عجیبتر از آن محبت دنیاست. ♦️سخت قبر است و سخت تر از آن دست خالی ♦️رفتن به قبر است 🍃✨🌼✨🍃✨🌼✨🍃 ╭─┅─🍃🌸🍃─┅─╮ 🆔➯ @kashkoolmanavi ╰─┅─🍃🌸🍃─┅─╯
📜 امام هادى علیہ السلام می فرمایند : بر زيردستان ... خشمگين شدن ، نشانہ پَستى است . 📙بحارالأنوار ، ج۷۸ ، ص ۳۷۰ 👇👇🇯‌🇴‌🇮‌🇳 👇👇 @KASHKOOLMANAVI
🔶 نصوح مردی بود شبیه زنها، صدایش نازک بود، صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت. او با سوء استفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی میکرد و کسی از وضع او خبر نداشت. او از این راه، هم امرار معاش میکرد و هم برایش لذت بخش بود. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست. 🔷 روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد. از قضا گوهر گرانبهایش همانجا مفقود شد. دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه را تفتیش کنند. 🔶 وقتی نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایی، خود را در خزینه حمام پنهان کرد. 🔷 وقتی دید مأمورین برای گرفتن او به خزینه آمدند، به خدای تعالی رو آورد و از روی اخلاص و به صورت قلبی همانجا توبه کرد. 🔶 ناگهان از بیرون حمام آوازی بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد و مأموران او را رها کردند. 🔷 و نصوح خسته و نالان شکر خدا را به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص شد و به خانه خود رفت. او عنایت پروردگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و از گناه کناره گرفت. 🔶 چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد و نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم و دیگر هم به حمام نرفت. 🔷 هر مقدار مالی که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و از شهر خارج شد و در کوهی که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید. 🔶 در یکی از روزها همانطور که مشغول کار بود، چشمش به میشی افتاد که در آن کوه چرا میکرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از آن کیست? عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعا از شبانی فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستی من از آن نگهداری کنم تا صاحبش پیدا شود. لذا آن میش را گرفت و نگهداری نمود، پس از مدتی میش زاد و ولد کرد و نصوح از شیر آنها بهره مند میشد. 🔷 روزی کاروانی راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگی مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جای آب به آنها شیر داد، به طوری که همگی سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند. او راهی نزدیک به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانی کردند و او در آنجا قلعه ای بنا کرده و چاه آبی حفر نمود و کم کم آنجا منازلی ساخته و شهرکی بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا می آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگی به چشم بزرگی به او می نگریستند. 🔶 رفته رفته آوازه خوبی و حسن تدبیر او به گوش پادشاه رسید که پدر همان دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وی را از طرف او به دربار دعوت کنند. 🔷 همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیزفت و گفت: من کاری دارم و از رفتن به نزد سلطان عذر خواست. مأمورین چون این سخن را به شاه رساندند، بسیار تعجب کرد و اظهار داشت: حال که او نزد ما نمی آید ما میرویم او را ببینیم. 🔶 با درباریانش به سوی نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد. 🔷 بنا بر رسم آن روزگار و به خاطر از بین رفتن شاه در اقبال دیدار نصوح، نصوح را بر تخت سلطنت بنشاندند. 🔶 نصوح چون به پادشاهی رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و با همان دختر پادشاه ازدواج کرد. 🔷 روزی در بارگاهش نشسته بود، شخصی بر او وارد شد و گفت: چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را از عدالت تو طالبم. نصوح گفت: میش تو پیش من است و هر چه دارم از آن میش توست. وی دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند. 🕊 آن شخص به دستور خدا گفت: بدان ای نصوح! نه من شبانم و نه آن، یک میش بوده است، بلکه ما دو فرشته، برای آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت، اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد. و از نظر غایب شد. ⚪️ به همین دلیل به توبه واقعی و راستین، (توبه نصوح) گویند. 🍃🌸@kashkoolmanavi 🌺🍂🌺🍂 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🍃⚘✨🍃⚘✨🍃⚘✨🍃
💠صد بار توبه کردم و شاید تو گفته‌ای..: "یک بار هم نشد سر حرفت بایستی..." ماه رجب ماه عبودیت،ماه بندگی،ماه توبه است درهای رحمت آسمان باز است... فَفرّوا الی الله {ذاریات/۵۰} بدو برو به سمتش همینو میخوااد... @kashkoolmanavi
✅ فال جالب علامه طباطبایی با دیوان علامه حسینی طهرانی: «در یکی از روزها که خدمت علامه طباطبایی مشرف شدم ضمن بیان استخاره و تفال به قرآن کریم که فرمودند هر دو منصوص و در روایات وارد شده است، فرمودند به دیوان حافظ به تجربه رسیده است که بسیار عجیب است و برای این موضوع دو مورد از تفال خود بیان کردند که یکی از این موارد به این شرح است: 🔸در ایامی که در نجف اشرف برای تحصیل مشرف بودیم و بعضی از پنج شنبه ها به کوفه می رفتیم روزی با چند نفر از رفقا ودوستان در کوفه نشسته بودیم و دیوان حافظ را با خود داشتیم که ناگهان یکی از رفقا از راه رسیده و ایستاده گفت: فالی برای من بگیرید! ما از دیوان حافظ برای او فالی گرفتیم این بیت آمد: اگر زاینده رود آب حیاتست ولی شیراز ما از اصفهان به همین که این بیت را از غزل شنید مات و مبهوت و متحیر ماند به طوری که همه دوستان در تعجب افتادند! و ناچار علت تحیر و سکوت او را پرسیدند. در پاسخ گفت: من میل دارم یک مخدّره ای را متعه(صیغه موقت) کنم و برای تفحص از این منظور دو مخدّره پیدا شده است. یکی اصفهانی و دیگری شیرازی است و من بین انتخاب هر یک از آن دو متحیر بودم و بالاخره بنا به فال خواجه حافظ گذاردم که چنین بیت معجزه آسا پاسخ مرا داد. 📔مطلع انوار، حسینی طهرانی، ج1، صص 186-187 🍃✨🌼✨🍃✨🌼✨🍃 ╭─┅─🍃🌸🍃─┅─╮ 🆔➯ @kashkoolmanavi ╰─┅─🍃🌸🍃─┅─╯
اگر همه مردم مسيري را انتخاب كنند و در آن گام نهند، من به راه كسي كه تنها خدا را خالصانه مي‌پرستد خواهم رفت. @kashkoolmanavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پارسال این کلیپو نزدیک ماه رمضون دیدم، حسرت خوردم چرا ماه رجب و شعبان رو از دست دادم امسال اینو تو اوائل #ماه_رجب میذارم تاچشم به هم بذاریم میشه ماه مبارک رمضان یکم از دغدعه‌های روزمره‌مون بیرون بیایم و به خودمون توجه کنیم, یکم مخالف جریان رودخونه راه بریم میدونم تو این روزها که مشکلات اقتصادی زیاده، نگرانی‌ها و استرس‌ها زیاده، این حرفا برا خیلیا مسخره‌اس، ولی ما یادمون نباید بره که همه چی خورد و خوراک و مسکن و ماشین و این چیزا نیست تاحالا با کامیپوتر ماشین بازی کردید؟ ماشین می‌خوره درودیوار، چپ می‌کنه، داغون میشه ناراحت میشید؟ نه چون واقعیت نیست، مجازه. این دنیا هم نسبت به آخرت همینطوره، مجازه. حالا اگه شما بدونید هفته بعد قطعا می‌میرید، دیگه تصادف ماشینتون تو این دنیا هم براتون ناراحت کننده نیست، چون خودتونو برای این دنیا نمی‌دونید اگه بتونیم اینو تو همین دنیا بفهمیم عالی میشه. وگرنه وقتی مردیم و game over شدیم تازه میفهمیم ااَه واقعیت و حقیقت چیز دیگه‌ای بوده، ما سرگرم چیز دیگه‌ای بودیم، مسائل دنیا ذره ای اهمیت نداشته #تلنگر :این ماه وقت خوبیه به مسائل مهممون که فراموش کردیم بپردازیم #درثواب‌نشرشریک‌شوید JOin 🔜 @kashkoolmanavi ™
#توبه در ماه #رجب #علامه_طباطبایی : ‌" سهل انگاری در شتافتن به سوی #توبه و امروز و فردا کردن در آن، خودش معصیتی است مستمر که هر لحظه تکرار می شود."(۱) در جميع اين ماه(رجب) هزار مرتبه بگويد : اَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ مِنْ جَميعِ الذُّنُوبِ وَالآثامِ تا خداوند رحمان او را بيامرزد.(۲) 📚منابع: ۱. کتاب حکمت زلال ، ص ۱۰۰ ۲.مفاتیح الجنان ➠ @kashkoolmanavi ◆