6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در دانشگاه دولتی شهر کویابا، کمی زیبایی ببینیم.
محبت واگیر داره.
خاطرات برزیل 49
این هدیه رو امروز صبح از یکی از سرکارگرها گرفتم.
دیروز بخاطر مساله ای درخواستش رو قبول نکردم و گفتم تا وقتی که مدارک قبلی تکمیل نشه من کار جدیدی رو انجام نمیدم. چند بار بحث کرد اما قبول نکردم.
دفتر من رو ترک کرد و رفت. چون سرم به صحبت با دو نفر دیگه مشغول بود، متوجه رفتنش نشدم. رفتم دنبالش گفتم چرا بدون شکلات رفتی؟؟
گفت تو که حرف من رو زمین زدی.
گفتم ربطی نداره. کار رو به شکلات ربط نده. و الا دیگه باهات کار نمیکنم. لبخندی زد و قبول کرد چند دقیقه دیگه برگرده و با هم قهوه و شکلاتی بخوریم.
امروز دیدم اول صبح این هدیه رو آورده و داخلش یک ورق شکلات کاکائویی گذاشته.
سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسایی
هم خوردنی هم تزیینی
خاطرات برزیل (۵۱)
یه بار به خوردن اسایی دعوت شدم. به مذاق من خیلی خوشمزه نبود. یه چیزی شبیه بستنی ما بود اما با مزه ای نامتناسب با ذایقه ایرانی.
موزه کلیسا
خاطرات برزیل (۵۲)
جایگاه چوبی کلیسا در چند دهه گذشته.
قدمت شهر کویابا به سیصد سال می رسد.
اولین بار جویندگان طلا به این مکان آمدند و چون در این شهر طلا یافت شد، کم کم جمعیت مردم در این شهر زیاد شد.