eitaa logo
کرامت
16هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
1.3هزار ویدیو
15 فایل
﷽ ♦️ کرامت؛ کانون رشد و آموزش مربی تراز انقلاب اسلامی 🔶️ روابط عمومی @keraamat 🔶️ پیام رسان بله: https://ble.ir/keraamat_ir 🔶️ اینستاگرام: instagram.com/keraamat_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
15.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 تربيتی که قاتل امام حسین پرورش می دهد! 🔻آیا قبول داریم اکثر مردم از ترس فقر کار میکنند؟ ♨️ ریشه این ترس در تربیت مادر است. ✴️ مادر اگر شجاع باشد، به بچه‌اش می‌گوید از کم نمره گرفتن نترسی‌ها! به خاطر زیبایی علم، زیبایی خلاقیت و خدمت درس بخوان. ✴️ اما اگر مادری نخواهد بچه‌اش را خوب تربیت کند از نزدیک‌ترین ابزار که ترس است استفاده می‌کند. از آن زمانی که می‌گوید فلان چیز، جیز است. این بچه وقتی بزرگ می‌شود، از ترس پلیس خلاف نمی‌کند. 🔴 بدانیم اگر بشود ملتی را ترساند، می‌شود آن ملت را قاتل امام حسین (ع) کرد که با اشک بروند به خیمه‌ها حمله کنند. چرا که می‌دانستند اینها بچه‌های پیغمبرند و گناهی ندارند، اما از ترس اینکه اگر اینها نبرند، کس دیگر می‌برد، غارت می‌کردند. ☑️ شجاعت فقط مال میدان جنگ نیست، مال روابط اجتماعی و درس خواندن هم هست، مال تمام زندگی است. "حجت الاسلام پناهیان" ⚠️ ما در کرامت، برایتان از اندیشه های مختلف تربیتی می گوییم، چراکه نگاه نقادانه ی شما ارزشمند است. ⚠️ 🔸 "کرامت؛ کانون رشد و آموزش مربی تراز انقلاب اسلامی" 🔗 بله / اینستاگرام / ایتا / تلگرام / گپ / سروش / آی گپ / آپارات/ روبیکا@keraamat_ir
┄┄┅═✧❁🏴🖤🏴❁✧═┅┄ 🌕 *جای پای خورشید * 🔻 مهدی حسابی سرگرم بازی با علی‌رضا شده.... خدا روشکر یاد گرفته چطور با بچه‌های دیگر بازی کند... برای همین اغلب اوقات با علی‌رضا مشغول ماشین بازی و پیچ و مهره سفت کردن .... 📑 تا اون دو تا سرگرم هستند، سریع می‌روم سراغ پروژه های استادم تا تکمیلشون کنم..... خدا رو شکر از وقتی که ارشدم رو دفاع کردم، با همکاری اساتیدم، تو پروژه های دانشگاه مشغول شدم.... خوبی کار دانشگاه اینه که هم می‌تونم از خانه مدیریتش کنم و هم اگه مجبور بشم حضوری برم، چند ساعتی مهدی رو می‌ذارم مهد دانشگاه... مهدی هم دیگه چهار ساله شده و در حد دو سه ساعت، تو مهد می‌مونه .... مشغول کارهام هستم که صدای محسن من رو از فضای درس و کتاب می‌کشه بیرون و میگه: 💔 امشب شب آخر هیاته، رفتنمون دیر نشه... با خنده می‌گم، همین الان تموم میشه. تا شما زحمت لباس بچه‌ها رو بکشی منم آماده می‌شم... 💻 لپ تاپ رو می‌بندم... کش و قوسی به دست و گردنم می‌دم و به محسن نگاه می‌کنم که مجبوره برای اینکه مهدی راضی به تعویض لباس بشه، یک دور باهاش کشتی بگیره... 🚕 سوار ماشین می‌شیم... تو ماشین، یک دفعه محسن گفت: خب ان شاءالله کی می‌خوای برای دکتری بخونی؟ من که هنوز داشتم به پروژه‌ها فکر می‌کردن یهو رشتع افکارم پاره می‌شه و می‌گم: وای محسن! هر کار می‌کنم نمی‌تونم وقتی برای کنکور باز کنم! پروژه‌ها خیلی سنگین و زمانبرن...بچه‌ها هم وقت و انرژی خودشون رو می‌خوان....من که مشغولم تو دانشگاه... دیگه چه نیازی به دکتری هست؟ 📒 محسن جدی می‌شه و می‌گه: نیاز که هیچ! برای خانومی مثل شما ادامه تحصیل واجبه... من کیف می‌کنم وقتی این دانشجوها و نخبه‌های خانوم رو می‌بینم که پیش رهبر میرن و در عین حال تو بغلشون ی بچه هم هست....دیدی آقا ازشون چجور تعریف می‌کنه😍 🔹️ از این حرف‌های محسن خوشحال می‌شم و می‌گم: اتفاقا اساتیدم هم هی بهم میگن بخون.... بدونم وظیفه‌ام درس خونده، حتما می‌خونم. فقط می‌ترسم بچه‌ها اذیت بشن. مگه اینکه شما خیلی کمکم کنی.... لبخند رضایت رو لبهای محسن که نشست، حس کردم خون تازه تو رگهام دوید.❤️ ✴️ دارم به این فکر می‌کنم که از همین امشب باید با تمام سختی ها و با تمام توان، وظایفم را انجام بدم. وظیفه مادری... وظیفه همسری.... وظایف اجتماعی و تحصیلی.... می‌دونم خدا کمکم می‌کنه که با همه کم خوابی‌ها و فعالیت‌های چند برابری،کم نیارم.... 🏴 امشب شب شهادت امام سجاد هست... معمولا برنامه هیئت‌ها شام غریبان تموم می‌شه... اما خدا رو شکر که هیئت امشب هم قسمتمون شد... 🕯 احساس می کنم همه این افکار و تصمیم ها، رزق امشبم بود که امام سجاد به ما عنایت کردند... ناگهان یاد کتاب حماسه امام سجاد می‌افتم... خدای من.... چه شباهتی... در شرایط خاص بعد از کربلا، امام با زبان دعا و خانوم زینب با خطبه‌های خودشون معارف اهل بیت رو تشریح می‌کردن... انگار وظیفه‌ها همیشه یکی هستن اما شکلشون فرق داره... الان هم وظیفه‌های همچون منی که به مراتب راحت‌تر هست... چرا سستی کنم؟..... 🖤 هنوز به هیات نرسیده، اشک در چشمانم حلقه می‌زند... دست روی شکمم می‌گذارم و به امام سجاد و عمه سادات متوسل می‌شوم و در دل می‌گویم: هم جهاد مادری، هم جهاد فرزندآوری، هم جهاد تحصیل.... ┄┄┅═✧❁🏴🖤🏴❁✧═┅┄ @keraamat_ir