عشق می ورزم و می سوزم و فریادم نیست
دوست می دارم و می خواهم و پرهیزم نیست
تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق
چاره جز آنکه به آغوش تو بگریزم نیست
علاج دردِ مشتاقان ، طبیبِ عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان ، غمِ مجنونِ شیدا را ...
به خوبیِ تو حتی معترف بودند بدخواهان
یزید آنجا که میگوید الا یا ایها الساقی !
- ماه امالبنین