با مرگ اگر تو را توان دید
کی میرسد این تولد ما ؟
- یا امیرالمؤمنین ′علیهالسلام′
به پایان آمد این ماه و عبادت همچنان باقیست
برای ما حرم بنویس، نجف تا کربلا کافیست :)
جمهوری اسلامی ایران و ملّت مبارز ایران، در راه مبارزهی با استکبار آمریکایی و صهیونیسم بینالملل، تا آخر، یک لحظه از پای نخواهد ایستاد و با دولتها و شخصیّتها و افرادی که با صهیونیستهای غاصب بسازند، آشتی نخواهد کرد. ما پنهان نمیکنیم، تقیّه نمیکنیم؛ آشکارا میگوییم که شعار ما دربارهی اسرائیل، آن حرفی است که امام ما زده است. امام فرمودند:
«اسرائیل باید از بین برود.»
|رو به پایان 📚|
هدایت شده از اتاق کنجی من
ده سال پیش
جلوی در دانشگاه رسیدم که سوار تاکسی بشوم
پیرمرد کمی ان طرف تر از موتورش، زیر ملحفه ی سفید مرده بود
ولی زندگی ادامه داشت...
هم زندگی او
هم زندگی بقیه...
شهر لبریز از هیاهو بود
بوق، آژیر، همهمه، فریاد
یک نفر میدوید با عجله
یک نفر از همه جهان آزاد
.
مرگ دنبال مقصدش میگشت
پیر مردی کناره ی اتوبان
داشت یک خواب واقعی میدید
خواب مردی شبیه او بی جان
.
_گوجه، نان، تخم مرغ، یک شکلات
مابقی قرص و شربت سردرد_
کودک گلفروش یک گوشه
پول ها را ورق ورق میکرد
خط عابر به زیر پای زنی
کج و معوج تکان تکان میخورد
زن حواسش به کفش هایش بود
نامرتب به دیگران میخورد
من دقیقا کجای این شهرم؟
کودکم؟ پیرمرد مرده منم؟
شاید آن کفش را به پا کردم
که خودم را کمی زمین بزنم
من چراغ عبور عابر هام؟
من موزاییک دور میدانم؟
خط خطی های روی دیوارم؟
تیر برقم؟ چراغ دکانم؟
.
شاید این جوی آب من باشم
شاید این یاکریم تشنه منم
خالی از آب و جاری از عطشم
باید از این محله پر بزنم
یا در این آسمان دود آلود
نکند یک کبوتر جلدم
دوست دارم به پشت بام خودم
پی عادات قبل برگردم
من کدامم؟ چقدر گم شده ام
آی مردم... مرا نمیشنوید؟
چیزی از من به من نشان بدهید
آی... اینقدر ساده رد نشوید
خسته ام گیج و منگ و حیرانم
این خیابان شلوغ و تاریک است
یک نفر راه را نشان بدهد...
مسجد اینجا کجاست؟ نزدیک است؟
#ر_ابوترابی
https://eitaa.com/otaghekonji