eitaa logo
کتابچین *
113 دنبال‌کننده
316 عکس
14 ویدیو
0 فایل
گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکست سرو می‌ماند ولی طوفان به پایان می‌رسد 🌿 •• جُرعه جُرعه صفحآت را می‌نوشیم ☕ ؛ - به صَرف چای قندپهلو ! 📌 کانال اصلی : @hassaniyeh
مشاهده در ایتا
دانلود
- پنجره ساخته‌ای دور ضریح کرمت تا ببندند به آن زلف پریشان شده را ما فقط ظاهری از اوج تو را می‌بینیم گذری نیست به معراج تو حیران شده را ! - علی‌اکبر لطیفیان ✨
دلم یک دوست می‌خواهد که اوقاتی که دلتنگم بگوید خانه را ول کن! بیا درب بهشت اینجاست ..
- پـریـدخـت
- پـریـدخـت
هر آن چیزی که در عالم عیان است چو عکسی ز آفتاب آن جهان است جهان چون زلف و خط و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست تجلی گه جمال و گه جلال است رخ و زلف آن معانی را مثال است صفات حق تعالی لطف و قهر است رخ و زلف بتان را زان دو بهر است چو محسوس آمد این الفاظ مسموع نخست از بهر محسوس است موضوع ندارد عالم معنی نهایت کجا بیند مر او را لفظ غایت هر آن معنی که شد از ذوق پیدا کجا تعبیر لفظی یابد او را چو اهل دل کند تفسیر معنی به مانندی کند تعبیر معنی که محسوسات از آن عالم چو سایه است که این چون طفل و آن مانند دایه است به نزد من خود الفاظ مأوّل بر آن معنی فتاد از وضع اول به محسوسات خاص از عرف عام است چه داند عام کان معنی کدام است نظر چون در جهان عقل کردند از آنجا لفظها را نقل کردند تناسب را رعایت کرد عاقل چو سوی لفظ معنی گشت نازل ولی تشبیه کلی نیست ممکن ز جست و جوی آن می‌باش ساکن بدین معنی کسی را بر تو دق نیست که صاحب مذهب اینجا غیر حق نیست ولی تا با خودی زنهار زنهار عبارات شریعت را نگه‌دار که رخصت اهل دل را در سه حال است فنا و سکر و آن دیگر دلال است هر آن کس کو شناسد این سه حالت بداند وضع الفاظ و دلالت تو را گر نیست احوال مواجید مشو کافر ز نادانی به تقلید مجازی نیست احوال حقیقت نه هر کس یابد اسرار طریقت گزاف ای دوست ناید ز اهل تحقیق مر این را کشف باید یا که تصدیق بگفتم وضع الفاظ و معانی تو را سربسته گر خواهی بدانی نظر کن در معانی سوی غایت لوازم را یکایک کن رعایت به وجه خاص از آن تشبیه می‌کن ز دیگر وجه‌ها تنزیه می‌کن چو شد این قاعده یک سر مقرر نمایم زان مثالی چند دیگر - شیخ محمود شبستری 🌱
[ مردی در تبعید ابدی ]
[ مردی در تبعید ابدی ]
- من پدر نامهربانی نیستم محمّد، و بازداشتِ به خشونت را هم دوست نمی‌دارم؛ امّا بدان که کتاب، دریایی‌ست، و نوجوانِ اسیرِ کتاب، به دریازده‌یی ناآشنا با شنا. تو، بی‌شک، غرق خواهی شد. - غرقی‌ست شیرین؛ شیرین‌ترین غرق _ اگر مقدّر شود. - هنوز بر ساحل ایستاده‌یی و از «غرقِ شیرین» سخن می‌گویی. هنوز شوری و تلخیِ دریا را نچشیده‌یی و خوفِ فرو رفتن را حس نکرده‌یی. [ مردی در تبعید ابدی ]
اگر به دست من افتد فراق را بکشم.
- پـریـدخـت