eitaa logo
کتابچین *
111 دنبال‌کننده
301 عکس
14 ویدیو
0 فایل
گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکست سرو می‌ماند ولی طوفان به پایان می‌رسد 🌿 •• جُرعه جُرعه صفحآت را می‌نوشیم ☕ ؛ - به صَرف چای قندپهلو ! 📌 کانال اصلی : @hassaniyeh
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوبترینم! کافی‌ست
من زخمِ مهلکی به دلم هست و بارها مرهم نهاده دست تو، زخم مرا، رفیق :) - حسین‌منزوی
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد با عشق ممکن است تمام محال‌ها :)) - فاضل‌نظری
هنگام ثمر دادن‌ـمان بود خزان شد ..
هدایت شده از 
کاش مابینِ گذرنامه‌یِ صدها عاشق ، شبِ یلدا به منم اذنِ نجـف میدادی (:
شانه‌ات را دیــر آوردی، سرم را بــــاد بُرد . .
عیسی اگر مریض بسیار میدهد شفاء؛ در نسخه‌اش جمال علیﷺ را کشیده است..
کاش معشوق ز عاشق طلب جان می‌کرد …
اشکی قَلیل دارم و اُمّیدِ مرحمت یُعطِی الکثیرِ ماهِ رجب را شنیده ام ...
اینکه امام باقر «باقرالعلم» است، یعنی حقایق و مفاهیم اسلامی را که در قشری از دروغ و فریب و ریا و تحریف پیچیده شده بود، می‌شکافد و آن لبّ و مغز را می‌اندازد در کام مشتاقان حقیقت. این یک گوشه‌ی دیگری است از مبارزه‌ی ائمّه‌ی ما.» ~ کتاب همرزمان حسین علیه‌السلام، ص۱۴۲🌱
~ خانه‌ای با عطر ریحان 🌱
← روایتی داستانی از خاطرات
    شهید روحانی مدافع‌حرم
    محمدهادی ذوالفقاری ✨
" انتحاری خودش را به یک ساختمان رساند. خودم را داخل ساختمان انداختم. بعد از مدتی گلوله‌هایم تمام شد. بی‌سروصدا از ساختمان خارج شدم تا خشاب اسلحه‌ام را پُرکنم. بعد از مدت کوتاهی به سمت ساختمان دویدم اما قبل از داخل شدن، صدای مهیب انفجار گوش‌هایم را پُر کرد و باعث شد بی‌اختیار به گوشه‌ای پرتاب شوم. به خودم آمدم. چشم‌هایم هنوز خوب نمی‌دید. توی ساختمان رفتم. دیوارهای داخلی تا نیمه خراب شده بود. با دیدن خون‌های پاشیده شده روی در و دیوار و بدن‌های پاره پاره شده چند نفر از رزمنده‌های عراقی، آه از نهادم بلند شد . . ! " 📚 ☕️ @mazi_estemrary