eitaa logo
کتابچین *
113 دنبال‌کننده
307 عکس
14 ویدیو
0 فایل
گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکست سرو می‌ماند ولی طوفان به پایان می‌رسد 🌿 •• جُرعه جُرعه صفحآت را می‌نوشیم ☕ ؛ - به صَرف چای قندپهلو ! 📌 کانال اصلی : @hassaniyeh
مشاهده در ایتا
دانلود
به حکم آیۀ «اکملتُ دینکم» می‌گفت: که بعد من تو امیری .. تو رهبری ... راهی! که در اطاعت امرت مباد کژ‌تابی که در رعایت حقّت، مباد کوتاهی!
میان ظرف بزرگی که آب، بیعت داشت در آن سکوت فراگیر، ماه می‌لغزید به روی پست و بلند مسیر، در دل دشت چقدر پای نیفتاده‌راه، می‌لغزید
زن ایستاد و نگاهی به ظرف آب انداخت به عهدهای نشسته بر آن گواهِ زلال زن ایستاد که: ای قول‌های لغزنده! زن ایستاد که: ای دست‌های خیس مُحال
غدیر اگر نشد از گاهواره‌ها جاری عطش شود به لب شیرخواره‌ها جاری غدیر اگر نشد آویز گوش کودکتان زلال خون شود از گوشواره‌ها جاری
علی حقیقت دین است آمنوا به علی مباد شک شما از کناره‌ها جاری به پشت قامت مردانتان نهان نشوید اگر شدند فقط در نظاره‌ها جاری
اگر که شیرزنانه به کوچه خیمه زنی کجا شود ز سرای شراره‌ها جاری گواه بیعتتان آب شد که مهر من است گواه بیعتتان در هزار‌ه‌ها جاری
وزید بادی و ظرفی شکست و آبی ریخت وزید بادی و دستار کودکی افتاد دری شکست و همه قفل‌ها طلسم شدند کلونِ سادۀ درها یکی یکی افتاد
به پشتوانۀ قول شکسته بود آری لگد که نظم در و میخ را به هم می‌ریخت چقدر روی زنان باز کرده بود حساب کسی که وسعت تاریخ را به هم می‌ریخت
غدیر، پرسش تاریخ بود از تاریخ چه شد که راهِ نشان داده را خطا رفتند؟ که مردهای مردّد به جای خود، اما زنانِ شاهد آن ماجرا، کجا رفتند؟
نشست آینه‌ای روبه‌روی آینه‌ای شب دهم، به بلندای تَل، تبلور ماه که روی بیعت زینب  حساب دیگر کن! من و ادامۀ این راه سخت... بسم‌الله
[ خرده‌روایت‌هایی‌اززندگی‌استادشهیددکترمجیدشهریاری ] ‌