هدایت شده از -عُلّیه-
نرو دامن کشان یارا، نرو دستم به دامانت
مگر دل کندهای از ما؟ نرو دستم به دامانت
چگونه میشود جان را برند اما نمیرد تن؟
که تو جان منی جانا، نرو دستم به دامانت
تو ای سروِ بلند از ما دریغِ سایهات کردی
بیفکن سایهات بر ما، نرو دستم به دامانت
گمان کردم که فردای پس از تو زود میمیرم
رسید امروز آن فردا، نرو دستم به دامانت
وداع استخوانسوز تو سوزاندهست جانم را
نمیسوزد دلت آیا؟ نرو دستم به دامانت
بخند آقا که جانم را فدای خندهات سازم
که شد لبخند تو رویا، نرو دستم به دامانت
چگونه پشت تابوتت بیایم روز تشییعت؟
کجا با این شتاب آقا، نرو دستم به دامانت
شبیه زینب کبرا شده حال و هوای من
بمان ای زادهی زهرا، نرو دستم به دامانت
✍زهرا رجبی
@ollieh417
رخشنده و باصفا و زیبایی
شایستهی نام نیک زهرایی
موزون و رسا و دلکش و نغزی
چون شعر، نکو به لفظ و معنایی
خرم چو نسیم نوبهارانی
پرشور چو موج جام صهبایی
بس راز نگفته در نگاه توست
پیدا و نهان، مثالِ رؤیایی
در ناصیهات فروغ خوشبختیاست
مجموعهی حُسن، چون ثریایی
همتای سعیدهی عزیزی تو
دلبند منی، هدی و بشرایی
در عید ربیع آمدی، آری
فرخندهعطایِ حقتعالایی
شادی زده خیمه در سرای دل
زهرا تو عروس خانهی مایی
پاداش جهاد مجتبایی تو
مستورهای از بهشت مأوایی
ای نخل امید! شاد زی کاینسان
پیراسته همچو شاخ طوبایی
هان! دختر من! شنو ز پیران پند
اکنون که به عمر و بخت برنایی:
در جملهجهان به چشم دل بنگر
بگشای دو دیده چون که بینایی
بنگر که جهان به عشق پابرجاست
میکوش به عشق تا که برجایی...
با مهر و صفا و راستی سر کن
مشتاق اگر به صید دلهایی
چون در تو عفاف و عشق و ایمان است
در چشم کسان به حُسن یکتایی
گر پند «امین» نیوشی و کوشی
حقا که به نزد خلق، دانایی...
پ. ن: این غزل، سروده و هدیهی ۲۸ سال پیشِ رهبر شهیدمون خطاب به نوعروسشون بود. :)
♾ @binahayat_ir
هدایت شده از کانال حسین دارابی
مثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطر
شهر چسبیده به تو، خون تو پاشیده به شهر…