هدایت شده از کتاب خوب| کودک
📚نام کتاب: سیاحت غرب
🖋نویسنده: محمد حسن نجفی قوچانی
📑انتشارات: کتاب جمکران
📓تعداد صفحات: ۱۲۹
📖توضیحات:
روایت کتاب «سیاحت غرب» با جملهٔ «و من مُردم» آغاز میشود و به همین سادگی مخاطب را در نقطهای متفاوت قرار میدهد. این جمله یکی از به یادماندنیترین و عام و عوام پسندترین نمونههای آغاز طرح داستان است. تمام داستان بر اساس همین جمله در دنیای پس از مرگ میگذرد.
تصویرسازیهای این کتاب سال گذشته و پیش از انتشار کتاب در دوسالانه تصویرسازی قم برگزیده شده است.برشی از کتاب:
و من مُردم. ناگهان دیدم ایستادهام و آن بیماریِ که داشتم، ندارم و تندرستم. خویشاوندان من در اطراف جنازه برای من گریه میکنند و دل من از گریه آنها آشوب است. به آنها میگویم: «من نمردهام، حتی بیماریم رفع شده است.»
هیچکس به حرف من گوش نمیکند. گویا من را نمیبینند و صدای من را هم نمیشنوند. فهمیدم که آنها از من دورند، اما من با دید آشنایی و دوستی به آن جنازه نگاه میکنم. بهخصوص پارچۀ کفن پهلوی چپ آن را که برهنه بود، چشمهای خود را به آنجا دوخته بودم.
بعد از غسل و دیگر کارها جنازه را به طرف قبرستان بردند، من هم با تشییعکنندگان بودم. در میان مردم بعضی از جانوران وحشی و درندگان گوناگون را میدیدم و از آنها وحشت داشتم، ولی دیگران وحشت نداشتند. آنها نیز نسبت به آنان اذیّتی نداشتند، گویا اهلی و با آنها مأنوس بودند.
📗📘📙
@ketabe_khoob
🍃🍃
🌴شب از نیمه گذشته بود. نور مهتاب بی رمق بود ولی بر تاریکی مطلق غلبه کرده بود. شیخ و سید بر پشت بام مضیفی در اطراف کربلا آرمیده بودند. شیخ به آرامی برخاست. عمامه بر سر گذاشت. عبا پوشید و از پله ها به حیاط مضیف رفت.
🌴سید علی بیدار بود و متوجه برخاستن شیخ شد. با خود اندیشید که شاید شیخ وقت نماز شب را اشتباه کرده است. شیخ از مضیف خارج شد و سید مضطرب و سرآسیمه از پله پایین رفت و به دنبال او راه افتاد.
🌴شیخ از پیج کوچه ای گذشت. در کنار نهری که از فرات به میان شهر کشیده شده بود، وضو تازه کرد و دوباره به راه افتاد. شیخ پیوسته ذکرگویان و با قدم های کوتاه، کوچه های کاهگلی را طی کرد تا در نزدیکی دروازه بغداد در مقابل خانه کوچکی ایستاد.
🌴در زد و چند قدم به عقب برگشت. گویی دستی مقابل راه سید را سد کرد و او را در جایش ایستاند، نتوانست جلوتر برود. کسی در را باز کرد و شیخ را به داخل خانه دعوت کرد. شیخ نعلین خود را بیرون خانه کند، سر بر چارچوب در گذاشت و آن را بوسید. آنگاه سر خم کرد و دست بر سینه وارد شد.
🌴عطر عجیبی شامه سید علی را پر کرده بود. عطری آشنا که پیش از آن در مسجد سهله با آن سرمست شده بود. در مقابل خانه زانو زد و گریست. دیوار و در خانه را بوسه باران کرد، دست بر سینه گذاشت و عقب عقب کوچه را برگشت. او پاسخ سوال خود را یافته بود.
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عج
@ketabe_khoub
هدایت شده از KHAMENEI.IR
14.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 رهبر انقلاب در پیامی خطاب به ملتهای اسپانیولیزبان: چه نیکوست که ما ملتهای عدالتخواه با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و همافزائی کنیم
🔻 همزمان با رونمایی از نسخه اسپانیولی کتاب خاطرات دوران مبارزات رهبر انقلاب اسلامی در کاراکاس، پیام حضرت آیتالله خامنهای به ملتهای اسپانیولی زبان منتشر شد.
📝 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی که در این مراسم منتشر شد، به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اگر توانسته باشم به وسیلهی این کتاب با شما اسپانیولی زبانان ارتباط بگیرم، بسیار خرسند خواهم بود. این بخش کوتاهی از سرگذشت من است. چه نیکو است که ما و شما و همهی ملتهای عدالتخواه با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و بیشتر همافزائی کنیم. نیکروزی شما را از خدا میخواهم.
سیّدعلی خامنهای
🔺️ رونمایی از نسخه اسپانیولی کتاب خاطرات دوران مبارزات رهبر انقلاب اسلامی با عنوان «سلول شماره ۱۴» طی مراسمی در شهر کاراکاس پایتخت کشور ونزوئلا و درکنار نمایشگاه فرهنگ دوستی ایران و ونزوئلا، به همت فعالان فرهنگی ونزوئلا و اسپانیولیزبانان باحضور شخصیتهای فرهنگی ایران و ونزوئلا انجام شد.
🔍 مشروح خبر👇
https://khl.ink/f/52202
May 11
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📸 تصویر دستخط پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملتهای اسپانیولی زبان
📝 بسم الله الرّحمن الرّحیم
اگر توانسته باشم به وسیلهی این کتاب با شما اسپانیولی زبانان ارتباط بگیرم، بسیار خرسند خواهم بود. این بخش کوتاهی از سرگذشت من است. چه نیکو است که ما و شما و همهی ملتهای عدالتخواه با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و بیشتر همافزائی کنیم. نیکروزی شما را از خدا میخواهم.
سیّدعلی خامنهای
💻 Farsi.Khamenei.ir
☘اگر حدود خدا را زیر پا نگذاشتیم، ولی رنج بردیم، معلوم می شود که مردم هنوز در چشم ما بزرگند و حرف هایشان بر ما اثر می گذارد و ما را زیر و رو می کند، یعنی ما ظرفیتی نداریم. این است که تمامی حجم وجود ما را نگاه و حرف این و آن پر می کند.
☘با یک کلمه زیر و رو می شویم، کاهی هستیم که با یک فوت، زیر و رو می شویم، در حالی که مومن، کوه است. اگر طوفان هم به او هجوم آورد، تازه گرد و خاکش را می بیند ولی طوفان تکانش نمی دهد.
+ + + + + + + + + + + + +
علی صفایی حائری
جمع ها و حاصل جمع ها
@ketabe_khoub
عشق، دق الباب نمی کند، مؤدب نیست، حرف شنو نیست، درس خوانده نیست، درویش نیست، حساب گر نیست، سر به زیر نیست، مطیع نیست...
عشق، دیوار را باور نمی کند، کوه را باور نمی کند، گرداب را باور نمی کند، زخمِ دهان باز کرده را باور نمی کند، مرگ را باور نمی کند...
عشق، در وهله یِ پیدایی، دوست داشتن را نفی می کند، نادیده می گیرد، پس می زند، لِه می کند و می گذرد. دوست داشتن نیز، ناگزیر، در امتدادِ زمان، عشق را دود می کند، به آسمان می فرستد، و چون خاطره یی حرام، فرشته یِ نگهبانی بر آن می گُمارد. عشق، سِحر است؛ دوست داشتن، باطل السِحر. عشق و دوست داشتن، از پیِ هم می آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند. عشق، انقلاب است؛ دوست داشتن، اصلاح. میانِ عشق و دوست داشتن، هیچ نقطه یِ مشترکی نیست. از دوست داشتن به عشق می توان رسید، و از عشق، به دوست داشتن؛ اما به هرحال، این حرکت، از خود به خود نیست؛ از نوعی به نوعی ست؛ از خمیره یی به خمیره یی... و فاصله یی ست ابدی میانِ عشق و دوست داشتن، که برایِ پیمودنِ این فاصله، یا باید پرید، یا باید فرو چکید...
#نادر_دوست_داشتنی_ما
#نادرابراهیمی
#آتش_بدون_دود
@ketabe_khoub
🔺برخی مردان گمان می کنند آنچه مراقبت و حفظ خانواده و کارکردهای اعضا آن را فراهم می کند، وجود شوهر و پدر مسلطی ست که اعضا خانواده از او حساب ببرند و جرات مخالفت با فرمان او را نداشته، در برابر دستورش بدون معطلی تسلیم باشند. از همین رو معتقدند اگر مرد در خانه، مرد حاکم و مسلطی نباشد، سنگ روی سنگ بند نمی شود و آشفتگی و سرکشی، خانواده را ازهم می درد.
🔺اینان معتقدند عامل حفاظت و پایداری خانواده، وجود مرد مقتدری ست که اعضا خانواده از سرپیچی و مخالفت با رای او بترسند. حتی معتقدند مرد باید با وجود همراهی و هم رایی با اعضای خانواده و درخواست های آنها از خود فرمان و دستور مقابلی بدهد تا جایگاه و اعتبار رایش محفوظ بماند و هیبتش نشکند.
🔺اینان، اعتبار، هیبت و تاثیر مرد را در فرمان و دستور دادنش گمان کرده اند.
باید گفت اگر طالب مسیر غلط سلطه و احاطه هستیم، راهش همین است. دستور دادن و رای صادر کردن و با فرمان دادن، اعضای خانواده را اداره کردن. اما اگر می خواهیم به جای تابلوی غلطِ سلطه و حالتِ بر خانواده بودن، تکیه گاه آنان به حساب بیاییم و ستون محکم و امن خانه باشیم، دستور دادن و فرمان مغایر آن است.
🔺باید بدانیم مدیریت کردن خانه و خانواده، به معنی سرپرستی و اداره ی آنها با هر شکل و هر نتیجه ای نیست. آری می توان خانواده را تحت احاطه و سلطه مردِ خانواده نگهداشت، اما باید پرسید با چه محصولی؟ و با چه آثاری؟ آیا ارزش خانواده در نگهداری شکل آن است یا باید به متن و محصول آن هم توجه کرد؟
📚کتاب زندگی
🖍دکتر حمید حبشی
💠@ketabe_khoub
به گزارش روابط عمومی نشر معارف، آیین پایانی سومین دوره جایزه ملی کتاب سال جوانان با حضور سیدمحمد حسینی، معاون امور پارلمانی رئیسجمهور و وحید یامینپور، دبیر شورای عالی جوانان، سهشنبه شانزده اسفند ماه در سالن جابربن حیان دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد
🌟 در این مراسم، از رمان "نبرد تکخوان" به قلم فهیمه شاکریمهر، به عنوان "برگزیده نثر معاصر" تقدیر شد و جایزه کتاب سال جوانان را دریافت کرد.
📕 نبرد تکخوان، داستان دانشآموزان شهید قمی است که رهبر انقلاب چندی پیش به ضرورت روایت حماسه آنها اشاره کرده بودند. داستان گروه سرودی از نوجوانان که میخواهند به جبهه بروند و برای رزمندهها سرود اجرا کنند و درگیر ماجراهایی میشوند.