ا❁﷽❁ا
☘️ #زینت_دوش_نبی
📜بخوانید: داستانهایی از پیامبر(ص) و ولادت دومین نوهی ایشان
🔽🔽🔽
🔸 نام زیبای حسین(ع)
🕌 کارهایم در مزرعه کمی طول کشید و وقتی به م#سجد رسیدم، دیدم اطراف مسجد آنقدر شلوغ شده که ناچارم با جمعی از #مهاجر و #انصار، بیرون منتظر بمانم. طبق معمول، مسجد ِ#رسول_خدا(ص)، محور همهی خبرهای مدینه است.
❓هفت روز از تولد نوهی دوم پیامبر(ص) گذشته و امروز روزِ #نامگذاری اوست. میشنوم که زنی به دوستش می گوید: - رسول خدا(ص) نوهی بزرگش را «حسن(ع)» نامید. به نظرت نام نوهی دوم را چه مینهد؟
🔽🔽🔽
🔸 نامی از آسمان
🚫 از خانه که بیرون آمدم و همسایهام را چونان اَجَل معلّق دیدم، آرام گفتم: أعوذُ بالله من الشّیطان الرّجیم.
☠️ از #سران_منافق_مدینه بود که هر روز با رفقایش مشغول سنگاندازی درمسیر اهداف رسول خدا(ص) و دوستانش بودند.
⚠️ به هم که رسیدیم، بهطعنه گفت:
- شنیدهام #محمد(ص) نوهی دختریِ دومش را «حسین(ع)» نامیده. #حسین(ع) دیگر چه جور اسمی است؟
گفتم: همسایه! دست از سر رسول خدا(ص) و خاندانش بردار و بگذار رفاقتمان باقی بماند.
🔽🔽🔽
🗣 بی اعتنا ادامه داد:
- مگر چه گفتهام؟ نمیدانم چرا #محمد(ص) دوست دارد همهچیزش خاص باشد؛ حتی #اسم نوهاش.
😡 دیگر نتوانستم تحمل کنم و گفتم:
- مگر نمیدانی حسین(ع) فرزند کدام #مرد_و_زن است؟ کسی که هیچ لحظهای از عمر خودش و خاندانش به شرک و بُت پرستی آلوده نشده، باید هم اسمش #آسمانی باشد.
🤡 با پوزخند گفت:
- #اسم_آسمانی؟! شما پیروان محمد(ص) این حرفها را از کجا میآورید؟
🌙 همینطور که داشتم از مقابلش رد میشدم، گفتم:
- بدان که #حسین(ع) اسمی از اسمهای #بهشتیان است. تا پیش از اسلام، هیچکس از مردمان #جاهلیت به این نام شریف خوانده نشده.
🔽🔽🔽
🔸 گریهی حسین(ع)
🌞 صبح است و #رسول_خدا(ص) از خانه بیرون میآید.
خانهی #فاطمه(س) همان نزدیکیهاست و صدای گریهی #نوزاد_علی_و_فاطمه (س) به گوش حضرت(ص) میرسد. #پدربزرگ به در خانهی پارهی تنش میرود. در میزند. فاطمه(س) جلوی در میآید. #لبخند_او آرامبخشترین چیزها برای رسول خداست(ص). وارد حیاط میشود.
🌾دَستاس و گندمِ کنار آن نشان از آن دارد که فاطمه(س) مشغول آرد کردن #گندم بوده. پیامبر(ص) وارد اتاق میشود و فاطمه(س) پشت سرش میآید.
🔽🔽🔽
🌺 دو نوهاش گوشهی اتاقاند. #حسنش(ع) در #خواب_ناز است، ولی #حسین(ع) دارد گریه میکند. #محمد(ص) بیدرنگ خم میشود و #نوزاد را در آغوش میکشد.
#صدای_قلب_پدربزرگ، لالایی حسین(ع) میشود و حسین(ع) آرام به خواب فرو میرود...
💚 بابا با مِهر دخترش را نگاه میکند که #خستگی از سر و رویش میبارد و میفرماید:
- میدانی فاطمه(س)جانم! تاب گریهی حسین(ع)را ندارم...
🥀 سپس رسول خدا(ص) طفل معصومش را نگاه میکند و به #درد و #رنج آیندهای که در پیش دارد، میاندیشد...
🔽🔽🔽
📚 آنچه خواندید برش هایی بود از کتاب #زینت_دوش_نبی به قلم #محمود_سوری
🔴 زینت دوش نبی
داستانکهایی از زندگی امام حسین (ع) از منابع اهل سنت
برای تهیه کتاب کلیک کنید👇
🛒http://ketabejamkaran.ir/124963
✅ کانال رسمی انتشارات کتاب جمکران:
@ketabeJamkaran
#تلنگر
الهے رجب گذشت
و ما از خود نگذشتیم
تو از ما بگذر ...
علامهحسنزادهآملی(رحمةالله)
#رجب
@ketabejamkaran
💗 کارگری که گفت اُجرت نمیخواهم
آذرینژاد؛ طلبهای که در مناطقی از ایران به قصهگویی برای کودکان معروف است. به روستاها سفر میکند و برای بچهها کتابخانه میسازد.
ایشان میگوید: برای ساخت مکانی به روستایی رفتم. کارگر وقتی فهمید برای نوجوانان کتابخانه میسازیم گفت اجرت نمیخواهم.
@ketabejamkaran