eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
800 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
47 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹فرازی کوتاه از شهید امیر‌علی حاجی‌زاده..! «خدایا مرا شرمنده دوستان شهیدم مکن» شهید •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🔹️ 🌹شهیدی که برای دیدن امام زمان چله گرفت.. دکتر محمود رفیعی در سال ۱۳۸۴ چله‌ای را به نیت دیدار مجدد با امام زمان آغاز کرد. در روز آخرین چله، پیرمردی را دید که او را به اسم صدا کرد و گفت: آقای رفیعی، امام زمان به شما سلام رساند و گفت: دیدار ما فعلا میسر نیست، اما به دیدار نائب ما خواهی رسید. دکتر رفیعی تعجب کرد، این شخص که بود؟! از کجا می‌دانست... همان روز با او تماس گرفتند و گفتند: به همراه دیگر جانبازان برای افطار به خدمت رهبر انقلاب خواهید رسید و در آنجا خاطرات را نقل خواهید کرد. چند روز بعد، دکتر رفیعی به دیدار نائب امام نائل شد. "ایشان می‌گفت: دیگر یقین پیدا کردم که ولی فقیه، نائب امام عصر عج است." 📚بخشی از کتاب منتظر، خاطرات جانباز شهید . •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
. 🌹اگر غیبت هست چرا انجام میدی؟" اگر غیبتِ کسی را پیش او می کردید، 🤐 سریع مچت را همان جا می گرفت؛ صدا میزد می گفت: بیا با شما کار دارند! می گفتیم: نمی خواهد بهش بگویی، درست نیست! می گفت: اگر غیبت است پس چرا انجام می دهی؟!🤭 اگر نه، باید اینقدر شجاعت داشته باشی که حرفت را جلوی خودش بگویی، نه پشت سرش! 🤠 شهید •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🌹او روی موضوعی خیلی تأکید می‌کرد.دلش می‌خواست هم‌سنگر پیدا کند و مدام این واژه را تکرار می‌کرد.شاید کسی که به خواستگاری می‌رود بگوید همسر و همدم می‌خواهد، اما مصطفی می‌گفت که هم‌سنگر می‌خواهد‌.پرسیدم:«ما که الان تو زمان جنگ نیستیم! علت اینکه هم‌سنگر می‌خواین چیه؟»جواب داد: «جنگ الانِ ما جنگ نظامی نیست،جنگ فرهنگیه. اگه هم‌سنگر خواستم، به‌خاطر کارهای فرهنگیه؛تا وقتی من کار فرهنگی انجام می‌دم،همسرم هم در کنار من کار فرهنگی کنه.» 📚بخشی از کتاب «سرباز روز نهم» [ص۱۲۱] زندگینامه و خاطرات شهید مصطفی صدرزاده شهید •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🌹شهید احمدعلی نیری: از زبان ایت الله حق شناس •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🌹انتظار یعنی ؛ بعد از ذکر مصیبت سیدالشهداء برای فرج امام زمان دعا کنیم ... •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🌹وصیت‌ نامه شهید را نه برای از اجتماعی ونه برای راحتی میخواهم🍂 بلڪه ازآنجا ڪه در رأس قله است آن رامیخواهم.🍃🌹 شهید 🕊 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
♨️از «مهسا امینی» تا «مهسا طاهری» 📌شهیده دکتر مهسا طاهری، دوشیزه متولد ۱۳۷۲ در اراک، از فرزندان مومن و فرهیخته ایرانی، ورودی ۱۳۹۲ شیمی محض دانشگاه اراک و دکترای نخبهٔ شیمی‌ - فیزیک کوانتوم در دانشگاه تربیت مدرس بود. وقتی دکتری گرفت، وارد پروژه‌های موشکی شد. 📌مسیری که زندگیش را به خطر می‌انداخت و علی‌رغم پیشنهادهای عالی از آمریکا، آلمان، نروژ و...، اقامت در وطن را ترجیح داد و با اینکه می‌دانست در لیست ترور هست، پای کار ایران ماند و در اسفند ۱۴۰۴ محل سکونتش بصورت هدفمند و دقیق مورد حمله رژیم منحوس صهیونی قرار گرفت و این بانوی مؤمنه و دانشمند به قافله شهدا پیوست و طوری پیکرش پیدا شد که فقط با آزمایش DNA قابل شناسایی بود! 🔗 یک قطعه فلز که این شهیده والامقام از خود برای خانواده و مردم ایران به یادگار گذاشته، در تصویر دیده می‌شود: «این قطعه از موشک، جهت تست لایهٔ و است که اولین مادهٔ ساختهٔ شهیده مهسا طاهری است و از نمونه آمریکایی آن، کامل‌تر است» ✍بعد از این مقدمه از شهیده مهسا طاهری، از تشابه اسمی، این نکته به ذهنم رسید که استکبار چگونه از مرگ مشکوک مهسا امینی او را در همه دنیا برجسته کرد، به واسطه آن، فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی را استحاله کرد و در نهایت پروژه اندلسی‌سازی را در ایران اسلامی پیاده کرد؛ از طرف دیگر چگونه، خون مهسا طاهری را به جُرم اینکه یک دانشمند مفید و موثر برای کشورش بود، طوری بر زمین ریخت که با آزمایش DNA پیکرش شناسایی شد و تقریباً مردم ایران هم او را نمی‌شناسند😔 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️فيلمی کمیاب از لحظه ديدار آزادگان سرافراز با مزار امام راحل 📌حال و هوای عجیب و حرکت سينه خيز به سوی مزار... 📅👈۲۶ مرداد ۱۳۶۹، آغاز بازگشت آزادگان جنگ تحمیلی اول به کشور، گرامی باد. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ آرامگاه کودکان میناب بعد از ۱۷۰ روز... •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🌹خاطره ای از شهید مصطفی احمدی روشن 🌷 رفقایم توی بسیج شنیده بودند مصطفی ازم خواستگاری کرده، از این طرف و اون طرف به گوشم می رسوندند که «قبول نکن، » با خانم ها که حرف می زد سرش را بالا نمی گرفت. سر برنامه های بسیج اگر فکر می کرد حرفش درست است کوتاه نمی آمد. به قول بچه ها حرف حرف خودش بود، معذرت خواهی در کارش نبود. بعد از ازدواج محبتش آنقدر به من زیاد بود که رفقایم باور نمی کردند این همان مصطفی باشد که قبل از ازدواج می شناختند. طاقت نداشت سردرد مرا ببیند🌷 شهید ✍ : همسر شهید •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
یکی از عنایت‌های قشنگِ رضایِ شهیدم این بود که… ❤️‍🩹 رضام به بچه‌ها قول داده بود برای زینب یک هدفون صورتی خرگوشی بگیره و برای ریحانه هم یک عروسک بی بی بورن صورتی… بعد از شهادتش بچه‌ها چند بار با دلخوری می‌گفتن دیدی بابا قولش رو عمل نکرد؟! و من دلم می‌سوخت که نمیدونستم چه جوابی به دل‌های کوچکشون بدم… بهانه می‌گرفتن… تعطیلات بود هر جا رفتیم یا بسته بود یا چیزی که بچه‌ها می‌خواستن پیدا نمی‌شد تا اینکه یک روز مسئول هوافضا برای دیدارمون اومدن و برای بچه‌ها هم هدیه آورده بودن همین که بچه ها هدیه‌ها را باز کردن خشکم زد… اشک از چشم همه‌مون سرازیر شد… 😭 چون اصلا باورکردنی نبود دقیقاً، دقیقاً همان چیزهایی بود که باباشون به بچه ها قول داده بود همان هدفونِ صورتیِ خرگوشی برای زینب و همان عروسکِ صورتی برای ریحانه… 🥺💔 مسئول هوافضا حالمون که دیدبا تعجب پرسید: چیزی شده؟ چرا این‌طور شدین؟ و ما برایشان از قول رضای شهیدم گفتیم… از اینکه بچه‌ها فکر می‌کردند بابا قولش را فراموش کرده… غافل از اینکه شاید بابا این بار از جایی دورتر قولش را ادا کرده بود وحتی بعد از رفتنش هم قولش را زمین نگذاشته بود… ❤️‍🩹😭 شاید این هم یکی از همان عنایت‌هایی بود که خدا خواست به ما بفهمون رضا رفته بود اما هنوز حواسش به بچه‌هایش بود انگار از جایی دورتر باز هم پدرانه مراقبشون بود و قولش را خودش به دست آدم‌های دیگری رسوند… 🥺 ‌•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .