🌹انتظار یعنی ؛
بعد از ذکر مصیبت سیدالشهداء
برای فرج امام زمان دعا کنیم ...
#شهید_همت
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
🌹وصیت نامه شهید
#شهادت را نه برای #فرار
از #مسئولیت اجتماعی ونه برای
راحتی #شخصی میخواهم🍂
بلڪه ازآنجا ڪه #شهادت
در رأس قله #ڪمالات است
آن رامیخواهم.🍃🌹
شهید #حجت_الله_رحیمی🕊
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
♨️از «مهسا امینی» تا «مهسا طاهری»
📌شهیده دکتر مهسا طاهری، دوشیزه متولد ۱۳۷۲ در اراک، از فرزندان مومن و فرهیخته ایرانی، ورودی ۱۳۹۲ شیمی محض دانشگاه اراک و دکترای نخبهٔ شیمی - فیزیک کوانتوم در دانشگاه تربیت مدرس بود. وقتی دکتری گرفت، وارد پروژههای موشکی شد.
📌مسیری که زندگیش را به خطر میانداخت و علیرغم پیشنهادهای عالی از آمریکا، آلمان، نروژ و...، اقامت در وطن را ترجیح داد و با اینکه میدانست در لیست ترور هست، پای کار ایران ماند و در اسفند ۱۴۰۴ محل سکونتش بصورت هدفمند و دقیق مورد حمله رژیم منحوس صهیونی قرار گرفت و این بانوی مؤمنه و دانشمند به قافله شهدا پیوست و طوری پیکرش پیدا شد که فقط با آزمایش DNA قابل شناسایی بود!
🔗 یک قطعه فلز که این شهیده والامقام از خود برای خانواده و مردم ایران به یادگار گذاشته، در تصویر دیده میشود: «این قطعه از موشک، جهت تست لایهٔ #رادارگریز و #حرارتگیر است که اولین مادهٔ ساختهٔ شهیده مهسا طاهری است و از نمونه آمریکایی آن، کاملتر است»
✍بعد از این مقدمه از شهیده مهسا طاهری، از تشابه اسمی، این نکته به ذهنم رسید که استکبار چگونه از مرگ مشکوک مهسا امینی او را در همه دنیا برجسته کرد، به واسطه آن، فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی را استحاله کرد و در نهایت پروژه اندلسیسازی را در ایران اسلامی پیاده کرد؛ از طرف دیگر چگونه، خون مهسا طاهری را به جُرم اینکه یک دانشمند مفید و موثر برای کشورش بود، طوری بر زمین ریخت که با آزمایش DNA پیکرش شناسایی شد و تقریباً مردم ایران هم او را نمیشناسند😔
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️فيلمی کمیاب از لحظه ديدار آزادگان سرافراز با مزار امام راحل
📌حال و هوای عجیب و حرکت سينه خيز به سوی مزار...
📅👈۲۶ مرداد ۱۳۶۹، آغاز بازگشت آزادگان جنگ تحمیلی اول به کشور، گرامی باد.
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ آرامگاه کودکان میناب بعد از ۱۷۰ روز...
#فراموش_نمیکنیم
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
🌹خاطره ای از شهید مصطفی احمدی روشن
🌷 رفقایم توی بسیج شنیده بودند مصطفی ازم خواستگاری کرده، از این طرف و اون طرف به گوشم می رسوندند که «قبول نکن، #متعصبه» با خانم ها که حرف می زد سرش را بالا نمی گرفت. سر برنامه های بسیج اگر فکر می کرد حرفش درست است کوتاه نمی آمد. به قول بچه ها حرف حرف خودش بود، معذرت خواهی در کارش نبود. بعد از ازدواج محبتش آنقدر به من زیاد بود که رفقایم باور نمی کردند این همان مصطفی باشد که قبل از ازدواج می شناختند. طاقت نداشت سردرد مرا ببیند🌷
شهید #مصطفی_احمدی_روشن
✍ #راوی : همسر شهید
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
یکی از عنایتهای قشنگِ رضایِ شهیدم این بود که… ❤️🩹
رضام به بچهها قول داده بود برای زینب یک هدفون صورتی خرگوشی بگیره و برای ریحانه هم یک عروسک بی بی بورن صورتی…
بعد از شهادتش بچهها چند بار با دلخوری میگفتن دیدی بابا قولش رو عمل نکرد؟!
و من دلم میسوخت که نمیدونستم چه جوابی به دلهای کوچکشون بدم…
بهانه میگرفتن…
تعطیلات بود
هر جا رفتیم یا بسته بود
یا چیزی که بچهها میخواستن پیدا نمیشد
تا اینکه یک روز مسئول هوافضا برای دیدارمون اومدن و برای بچهها هم هدیه آورده بودن
همین که بچه ها هدیهها را باز کردن خشکم زد… اشک از چشم همهمون سرازیر شد… 😭
چون اصلا باورکردنی نبود
دقیقاً، دقیقاً همان چیزهایی بود که باباشون به بچه ها قول داده بود
همان هدفونِ صورتیِ خرگوشی برای زینب و همان عروسکِ صورتی برای ریحانه… 🥺💔
مسئول هوافضا حالمون که دیدبا تعجب پرسید:
چیزی شده؟ چرا اینطور شدین؟
و ما برایشان از قول رضای شهیدم گفتیم…
از اینکه بچهها فکر میکردند بابا قولش را فراموش کرده…
غافل از اینکه شاید بابا این بار از جایی دورتر قولش را ادا کرده بود وحتی بعد از رفتنش هم قولش را زمین نگذاشته بود… ❤️🩹😭
شاید این هم یکی از همان عنایتهایی بود که خدا خواست به ما بفهمون
رضا رفته بود اما هنوز حواسش به بچههایش بود
انگار از جایی دورتر
باز هم پدرانه مراقبشون بود و قولش را خودش به دست آدمهای دیگری رسوند… 🥺
#شهید_رضا_ضیایی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
💢 حاج اسدالله میگفت : ۵ سال اسارت با حاجی ابوترابی بودیم.یک بار بعثی ها مرگبار کتکش زدند.صلیب که اومد یکی از بچه ها گفت : حاجی به صلیب بگو که چه بلایی سرت آوردند....صلیب اومد اما حاجی چیز نگفت...سرگرد عراقی ازش پرسید چرا به صلیب چیزی نگفتی ، من اونجوری کتک زدمت چرا نگفتی بهشون ؟؟؟؟
.
💢حاجی گفت : من مسلمانم ، تو هم مسلمانی ، مسلمان هیچ وقت شکایتش و پیش کفار بیان نمیکنه....افسر عراقی که از این حرف ابوترابی منقلب شد ، گفت : الحق که شما سربازان خمینی هستید... ( راوی آزاده اسدالله جلیلی از رزمندگان واحد اطلاعات و عمليات لشکر ویژه ۲۵ کربلا)
.
▪️عکس: بهمن ۱۳۷۰_مازندران ( سوادکوه)
سیدالاسرا حاج آقا ابوترابی و آزاده جلیلی.
#سید_الاسرا
#علی_اکبر_ابوترابی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
ازش پرسیدم: به چی فکر میکنی!؟
گفت: امروز نماز اول وقتم عقب افتاد!
دارم فکر میکنم گیر کارم کجا بود❤️🩹!
#شهیدمحمدعلیرجایی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
•|🌹|•
✍دسـتنوشتـه
شهیده معصـومــه کربـاسـی:
« سپـاسگـزارم بـرای اینکـه به
قرب الهی دست پیدا کردم...
#شهیده_معصومه_کرباسی 🕊
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
مهسا ، دختری از نسل نو، که در آستانهی ۱۵ سالگی، در حمله وحشیانه به محله ۱۳ آبان، به سوی خالق پر کشید. او با آگاهی کامل، از مادرش خواسته بود عکسی از او بگیرد تا در قابِ شهادت ماندگار شود. ❤️
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
✅«مصرف بیتالمال ...»
با آقامهدی باکری سوار بر تویوتا داشتیم میرفتیم جایی! هوا بهشدت گرم بود؛ اما جرأت نمیکردم کولر رو روشن کنم. بالاخره بهخاطر گرما طاقتم تموم شد. دل رو به دریا زدم و کولر ماشین رو روشن کردم. هوای سرد و لطیف با فشار وارد ماشین شد.
آقامهدی انگشتش رو لای صفحه قرآنش گذاشت و بهم گفت: «الله بنده سی! میدانی کولر که روشن میکنی، مصرف بنزین بیتالمال بالا میره؟ خاموش کن! فردای قیامت چه جوابی داریم به شهدا بدیم؟ خاموش کن! مگه رزمندهها توی سنگر، زیر کولر نشستن که تو کولر روشن میکنی؟»
📚لالههای بینشان
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.