هدایت شده از 🦷مطب دندانپزشکی دکتر نوشهری
سلاااااام صبح جمعتون بخیر
خوبین؟
#خودم_نوشت
#کتابخوانی
امروز رفتم جمعه بازار کتاب که کتاب جدید (ساختارهای قاتل امام و برانداز نظام) گروه کتابخوانی مون رو بخرم.
به همسرم گفتم شما برو بگیر من نمیام، اما برنامه طوری شد که خودمم رفتم.
هیچی دیگ ، منم که کتاب میبینم از خود بی خود میشم، مثلا کتاب زیادی نخریدم😂
اگر آقای فروشنده یکم دیگ در کشیدن کارت معطل میکرد ، ممکنه بود ی سه چهار تا کتاب دیگ بردارم😄
با تشکر از مدیر کافه کتاب شهید صدر زاده،که کتاب رو برام تهیه کردند.
https://eitaa.com/ketabsadr
کافه کتاب شهید صدرزاده
سلاااااام صبح جمعتون بخیر خوبین؟ #خودم_نوشت #کتابخوانی امروز رفتم جمعه بازار کتاب که کتاب جدید (
.از مخاطبین خوب کانال و جمعه بازار
خانم دکتر نوشهری 👆
شھادتآمدنینیست
رسیدنیاست!
بایدآنقدربدویتابهآنبرسی...
اگربنشینیتابیایدهمه السابقـونمیشوند، میروندوتوجامیمانی....
#حاجحسینیکتا🌱
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
•°•﴾﷽﴿•°•
همیشه میگفت:
در زندگی، آدمی موفقتر است که در
بـرابـر عصبانیت دیـگران صبـــور باشد.
کار بیمنطق انـجام نـدهد و ایـن رمـز
موفقیت او در برخوردهایش بود✨
#شهید_ابراهیم_هادی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
#معرفیشهدا 🌱
"ادب" ویژگی بارز آرمان بود.
در بدترین شرایط ، وقتی از مسئله ای عصبی و ناراحت می شد ،
فقط می گفت لا اله الا الله.
در طول کل مدت آشنایی ام با آرمان
حتی یک کلمه زشت و رکیک یا اصطلاحی که معنایی دو پهلو داشته باشد ، از دهان او نشنیدم.
به نقل از دوستِ
#شهید_آرمان_علیوردی💔🕊
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
#شهید_محمد_انصاری
خیلی به حدیث کساء اعتقاد داشتند.
همسر شهید بزرگوار میگفتند:همیشه در راه که میخواستیم جایی برویم اولین چیزی که در ماشین پخش میشد حدیث کساء بود.
آقا محمد هرموقع که مشکلی برایشان پیش میآمد، به بقیه سفارش میکردند برای حل مشکلش حدیث کساء بخوانند و به مادرشان هم تاکید میکردند.
_ ما هم سعی کنیم در صورت پیش آمدِ مشکل به حدیث کساء و حضرت زهرا سلام الله علیها متوسل بشیم.
#شهید_محمد_انصاری♥️🕊
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
🌹اردویِ جهادی بودیم، ساعت ۹صبح بود
که به روستای تلمادره رسیدیم. بخاطر باریدن برف، هوا به شدت سرد بود..!
متوجهشدم که محمد بلباسی درحال بازکردن بندِ پوتینش است با تعجب پرسیدم: چکار میکنی..؟!
❄️گفت: میخوام وضو بگیرم
گفتم: الان ۹صبح، چهوقتِ وضو گرفتنه،
اونم تو این سرما..!
محمد وضو گرفت و همینطور که جورابش را میپوشید گفت:
🌲علامه حسنزاده میگه:
تمومِ محیطزیست و تموم موجوداتِ عالم،
مثل گیاهان و دریاها، همه پاک و مطهر هستند؛
پس ما هم که داریم به عنوان یک موجود زنده
روی این کرهخاکی راه میریم باید
پاک و مطهر باشیم و به زمین صدمه نزنیم..
شهید محمد بلباسی 🕊
#از_شهدا_بیاموزیم
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴آیت الله جاودان:
زمان؛ زمانِ مقدمات ظهور حضرت ولیعصر عج است
این را مطمئن باشید...
ان شاءالله
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
💔
حرف آخر...
پدر و برادرهایم جبهه بودند، مادر گفت: تو هم برو!
رفتم بسیج، ثبت نامم نکردند.
خود مادرم آمد، گفت: چرا پسر من را اعزام نمی کنید؟
مسئول بسیج، مادر را می شناخت گفت:
خانم نقدی! پدرش و برادرهاش جبهه هستند، انها که برگشتند!
مادر گفت: من مادرش هستم، من خودم می گم پسرم را بفرستید جبهه.
بالاخره مادر آنها را راضی کرد و رفتم جبهه .
یک روز یکی از بچه ها از مرخصی آمد گفت: فلانی تو از اقوامت شهید شدن؟
گفتم: نه خبر ندارم.
با فرمانده ام صحبتی کرد و فرمانده به زور من را به مرخصی فرستاد.
به شیراز آمدم، وقتی به سر کوچه رسیدم، دیدم اعلامیه چهلم برادرم شهید محسن را زده اند!
مادر گفت:
ببخش خبرت نکردم، ترسیدم به خاطر مراسم برادرت، جبهه را خالی کنی!
دو سه روز که ماندم مادر گفت بسه، پاشو برو جبهه الان بیشتر به تو نیاز داره!
مادر عادت داشت تمام شب های جمعه سر قبر محسن بشیند و دعا بخواند..
شهید #محسن_نقدی
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری منتشر نشده از منزل ساده رهبر جانفدای ایران در مشهد
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.
🌹خاطره ای از شهید مصطفی احمدی روشن
🌷 رفقایم توی بسیج شنیده بودند مصطفی ازم خواستگاری کرده، از این طرف و اون طرف به گوشم می رسوندند که «قبول نکن، #متعصبه» با خانم ها که حرف می زد سرش را بالا نمی گرفت. سر برنامه های بسیج اگر فکر می کرد حرفش درست است کوتاه نمی آمد. به قول بچه ها حرف حرف خودش بود، معذرت خواهی در کارش نبود. بعد از ازدواج محبتش آنقدر به من زیاد بود که رفقایم باور نمی کردند این همان مصطفی باشد که قبل از ازدواج می شناختند. طاقت نداشت سردرد مرا ببیند🌷
شهید #مصطفی_احمدی_روشن
✍ #راوی : همسر شهید
•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈•
کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده:
🌱|@ketabsadr
.