eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
798 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
47 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
:🌸🍃 «شهدا مارو محاکمه می‌کنند... مگر کسی میشود امروز با بزرگ قدم بزنه و انتظار داشته باشه!» •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆🎞 رویارویی دوربین شهید آوینی با شهید خرازی در بحبوحه عملیات والفجر ۸ 🌱هدیه به اروح شهدا صلوات •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
همراه عزیز، سلام 👋 تا حالا شده در مواجهه با یک شبهه یا سوال گره‌دار، دلت بخواد یک استاد خبره، همون لحظه مثل یک «یار کمکی» کنارت باشه تا با هم به جواب درست برسید؟ 🤝 اگر معلم هستید، اگر طلبه‌اید و یا به هر نحوی در خط مقدم ارتباط با جامعه با سوالات و شبهات مختلف مواجه می‌شوید، این همراهی دقیقاً مخصوص شماست! خبر خوب اینه که قرار نیست در مسیر خطیر «جهاد تبیین» تنها باشید! اساتید مرکز تخصصی جهاد تبیین (با همراهی اندیشکده راهبردی سعداء و حجت‌الاسلام راجی) قراره کاملاً جهادی و شانه به شانه، برای باز کردن گره‌های ذهنی و پاسخ به شبهات، همراه و هم‌فکر شما باشن. شما در این میدان یک تیم پشتیبان قوی دارید. ✨ 📲 چطور این یار کمکی رو کنار دستمون داشته باشیم؟ فقط کافیه عدد «۱۲» رو به سرشماره ۳۰۰۰۱۰۱۰۷۳ پیامک کنید تا مسیر ارتباط مستقیم برای گفتگو و رفع شبهات با اساتید براتون باز بشه. 🆔 و یا مستقيماً با شناسه پشتیبان (جهت هماهنگی مشاوره با اساتید و پاسخ به شبهات) درارتباط باشید: eitaa.com/Njts_Manage 🇮🇷 مرکز تخصصی جهاد تبیین 🌐 www.Tabyin.net 🆔 @Tabyin_net
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️بسیج مستضعفین یمن! ‌ 📌شهید سید مرتضی آوینی: راهی جز جهاد مسلحانه برای دست یافتن به عدالت وجود ندارد... •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ ...😭 📌هدیه به شهیده زهرا محمدی گلپایگانی نور چشم امام شهید....‌‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
▪️حاج مهدی باکری یک‌تنه زیر آن آتش بی‌امان عملیات رمضان پشت نفربر نشسته بود و کشته‌ها را به عقب می‌فرستاد. وقتی گفتند دستور قرارگاه این است که برگردی، گفت: “تا تک‌تک بچه‌های مردم رو از اینجا جمع نکنم بر نمی‌گردم عقب، چطور تو روی پدرمادرهاشون نگاه کنم.” چيزي كه الان نمي‌بينيم! ‌•┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
بخشی از وصیت‌نامه شهید علی حیدری: «همیشه با وضو باشید ، قرآن بخوانید . حجاب ها را از قلب خود بردارید تا با عالم غیب ارتباط داشته باشید و اسرار غیبی را بدانید و ببینید ، نگاه های خود را کنترل کنید تا بتوانید حسین و ائمه شهداء را ببینید و زیارت کنید . بینی خود را از بوهای حرام نگه دارید تا بوی حسین ( ع ) و عشق را بشنوید و با زبان خود غیبت نکنید و تهمت نزنید تا بتوانید با مولایتان صحبت کنید» 📙برگرفته از کتاب بی خیال •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
ایشان در ایام زیارت امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا ، لب به گوشت نمی‌زد درست غذا نمی‌خورد و غمگین و ژولیده بود. حتی در بین‌الحرمین پا‌برهنه و غصه‌دار بود. از امام صادق(علیه السلام) روایت داریم با غبار سفر و ژولیده جد غریبمان را زیارت کنید، چرا که اینگونه حسین(علیه‌السلام) را شهید کردند همکارانش می‌گفتند تنها کلمه «یازهرا» را از پشت بی‌سیم شنیده‌اند و بعد هواپیما به زمین می‌خورد و همسرم درحالی به شهادت می‌رسد که پیکرش کاملاً سوخته بود ✍راوی: همسر شهید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
وعده‌ خداست‌ که حق‌الناس را نمی‌بخشند..! خون‌ِ شھدا‌ حق‌الناس‌ است..! با این‌ حق‌‌الناس‌ بزرگی که به گردن ماست‌چه خواهیم کرد..؟!❤️‍🩹 🌹 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
یادی کنیم از تنها شهید ایرانی در جبهه یمن، مهندس شهید مصطفی محمد میرزایی که در حمله‌ای که در دی ماه ۱۳۹۸ به صورت همزمان با ترور شهید سردار حاج قاسم سلیمانی به یمن شد، به شهادت رسید پیکر این شهید بزرگوار در یمن به خاک سپرده شد و سنگ یادبودی نیز در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برای ایشان نصب شده است صلواتی را به این بزرگوار هدیه کنیم🙏 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
. از زبان : در آشپزخانه کار میکرد؛ یک روز در آشپزخانه دستش سوخت. سوختگی اش هم خیلی عمیق بود. بچه ها بهش گفتند:《امید! دیگه از فردا نمی خواد بیای آشپز خونه اذیت میشی آب میریزه رو زخمت بدتر میشه》یکی از رفقاش تعریف میکرد می گفت: تا این را بهش گفتم خنده ای کرد و گفت:《فدا سر حضرت رقیه!》 خیلی به حضرت رقیه سلام الله علیها ارادت داشت. شب سوم محرم که می شد هر دو دمه ای که می دادیم . کنار من ایستاد و در گوشم میگفت :《 این دو دمه رو بخون: عمه بیا گم شده پیدا شده.. واویلا واویلا کنج خرابه شب یلدا شده.. وا ویلا واویلا》 💔 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .