eitaa logo
کافه کتاب شهید صدرزاده
798 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
47 فایل
🔵 داستان و خاطرات از شهدا. 🟡 فروش کتاب ها اکثراً با موضوع شهدا و با تخفیف ویژه «آقا مصطفی!» 🌷شادی روح همه شهدا خصوصا شهید مصطفی صدرزاده «صلوات» 📗 کانال فروشگاه کتاب: @forooshgah_ketabsadr 📱ارتباط با مدیر و سفارش کتاب: @mostafa_sadrzade313
مشاهده در ایتا
دانلود
بخشی از وصیت‌نامه شهید علی حیدری: «همیشه با وضو باشید ، قرآن بخوانید . حجاب ها را از قلب خود بردارید تا با عالم غیب ارتباط داشته باشید و اسرار غیبی را بدانید و ببینید ، نگاه های خود را کنترل کنید تا بتوانید حسین و ائمه شهداء را ببینید و زیارت کنید . بینی خود را از بوهای حرام نگه دارید تا بوی حسین ( ع ) و عشق را بشنوید و با زبان خود غیبت نکنید و تهمت نزنید تا بتوانید با مولایتان صحبت کنید» 📙برگرفته از کتاب بی خیال •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
ایشان در ایام زیارت امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا ، لب به گوشت نمی‌زد درست غذا نمی‌خورد و غمگین و ژولیده بود. حتی در بین‌الحرمین پا‌برهنه و غصه‌دار بود. از امام صادق(علیه السلام) روایت داریم با غبار سفر و ژولیده جد غریبمان را زیارت کنید، چرا که اینگونه حسین(علیه‌السلام) را شهید کردند همکارانش می‌گفتند تنها کلمه «یازهرا» را از پشت بی‌سیم شنیده‌اند و بعد هواپیما به زمین می‌خورد و همسرم درحالی به شهادت می‌رسد که پیکرش کاملاً سوخته بود ✍راوی: همسر شهید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
وعده‌ خداست‌ که حق‌الناس را نمی‌بخشند..! خون‌ِ شھدا‌ حق‌الناس‌ است..! با این‌ حق‌‌الناس‌ بزرگی که به گردن ماست‌چه خواهیم کرد..؟!❤️‍🩹 🌹 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
یادی کنیم از تنها شهید ایرانی در جبهه یمن، مهندس شهید مصطفی محمد میرزایی که در حمله‌ای که در دی ماه ۱۳۹۸ به صورت همزمان با ترور شهید سردار حاج قاسم سلیمانی به یمن شد، به شهادت رسید پیکر این شهید بزرگوار در یمن به خاک سپرده شد و سنگ یادبودی نیز در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی برای ایشان نصب شده است صلواتی را به این بزرگوار هدیه کنیم🙏 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
. از زبان : در آشپزخانه کار میکرد؛ یک روز در آشپزخانه دستش سوخت. سوختگی اش هم خیلی عمیق بود. بچه ها بهش گفتند:《امید! دیگه از فردا نمی خواد بیای آشپز خونه اذیت میشی آب میریزه رو زخمت بدتر میشه》یکی از رفقاش تعریف میکرد می گفت: تا این را بهش گفتم خنده ای کرد و گفت:《فدا سر حضرت رقیه!》 خیلی به حضرت رقیه سلام الله علیها ارادت داشت. شب سوم محرم که می شد هر دو دمه ای که می دادیم . کنار من ایستاد و در گوشم میگفت :《 این دو دمه رو بخون: عمه بیا گم شده پیدا شده.. واویلا واویلا کنج خرابه شب یلدا شده.. وا ویلا واویلا》 💔 •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
شهید "سیدحسن‌نصرالله" اگر پیروز شویم، پیروز شده‌ایم، و اگر به شهادت برسیم، باز هم پیروز شده‌ایم. •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
وقتی می آمد خانه من دیگر حق نداشتم کار کنم. بچه را عوض میکرد. شیر براش درست میکرد سفره را می انداخت و جمع میکرد. پا به پای من می نشست لباسها را می شست، پهن میکرد و جمع میکرد. میگفت: تو بیش از این ها به گردن من حق داری میگفت: من زودتر از جنگ تموم میشم و گرنه، بعد ازجنگ به تو نشون میدادم تموم این روزها رو چه طور جبران میکنم. ✍راوی: همسر شهید •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
. ... وقتی توی جلسه خواستگاری نتونستم از حمید موردی رو به عنوان بهانه پیدا کنم سراغ خودم رفتم، سعی کردم از خودم یک غول بی شاخ و دم درست کنم که حمید کلا از خواستگاری من پشیمان شود، برای همین گفتم: من آدم عصبی هستم، بد اخلاقم، صبرم کمه، امکان داره اذیت بشی، حمید انگار متوجه قصد من از این حرفها شده بود، گفت: شما هر چقدر هم عصبانی بشی من ارومم، خیلی هم صبورم، بعید میدونم با این چیزا جوش بیارم. گفتم: اگه یه روزی برم سر کار یا برم دانشگاه خسته باشم، حوصله نداشته باشم، غذا درست نکرده باشم، خونه شلوغ باشه، شما ناراحت نمیشی؟ 🌺 گفت: اشکالی نداره، زن مثل گل میمونه، حساسه، شما هر چقدر هم که حوصله نداشته باشی من مدارا میکنم. 🌷شهید حمید سیاهکالی مرادی🌷 📚 کتاب یادت باشد •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
📌 عکسی که فقط یک عکس نیست؛ روایت شش برادر و یک حماسه است این تصویر یکی از ماندگارترین عکس‌های دوران دفاع مقدس است؛ تصویری که به «عکس دو برادری» شهرت یافته است. در این قاب، شش رزمنده در کنار یکدیگر ایستاده و نشسته‌اند؛ اما هر دو نفر، برادرند. نفرات سمت راست: ایستاده شهید میرزاحسین رضایی و نشسته برادرش جانباز شهید بهمن رضایی نفرات وسط: ایستاده رزمنده و جانباز یونس نجفی‌فرد و نشسته برادرش شهید الیاس نجفی‌فرد نفرات سمت چپ: ایستاده شهید احمد شاهمرادی و نشسته برادرش شهید حمید شاهمرادی و شاید زیباترین نکته این قاب، همین چینش ساده باشد؛ برادران بزرگ‌تر ایستاده‌اند و برادران کوچک‌تر پیش پای آنان نشسته‌اند تصویری از احترام و ادب برادرانه در روزگاری که خیلی‌ها هنوز این واژه‌ها را زندگی می‌کردند نه فقط به زبان می‌آوردند. از این شش عزیز، پنج نفر به فیض شهادت رسیدند. عکس را که نگاه می‌کنی گویی بخشی از تاریخ خانواده‌های این سرزمین را می‌بینی خانواده‌هایی که برادرانشان را به جبهه فرستادند یکی‌یکی داغ دیدند و با این حال، پای آرمان و ایمانشان ایستادند. شهدا فقط در میدان نبرد الگو نبودند در خانواده، در ادب، در برادری و در سبک زندگی نیز برای نسل‌های بعدی الگو بودند. روح همه شهدای این قاب ماندگار و همه شهدای دفاع مقدس شاد و یادشان تا ابد پایدار باد. ‌‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
🦋 برای فرج امام زمان (ﷻ‌‌) بسیار دعا کنید که فرجمان در فرج آقا و مولایمان صاحب‌الزمان (ﷻ‌‌) •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .
یه روز سوار ماشینش شده بودم تمام پنجره ها را داده بود بالا گفتم : پس چرا همه شیشه ها را دادی بالا گفت : اینجا ترافیکه مردم مرتب به هم بد و بیراه میگن ، نمیتونم تحمل کنم و ببینم مردم اینجوری به هم نامهربونی میکن شیشه را میدم بالا صداها و بد بیراه ها را نشنوم 📚برگرفته از کتاب:شهیدعلم ‌‌ •┈•••••●✾•🌿🌺🌿•✾●•••••┈• کافه کتاب شهید مصطفی صدرزاده: 🌱|@ketabsadr .