1740751_498.pdf
2.84M
#حسین_ع_وارث_آدم
#دکتر_شریعتی
چه دردناك شبي بود
در زندگي توده مردم ما که زندگيش تودهای انباشته از عقدهها و رنجها و
جراحتها است و آرزوهای مرده و اميدهای به باد رفته و خواستنهای سرکوفته و
عشقهای بيسرانجام و خشمهای فروخورده، و همه نبايستن و نخواستن و نتوانستن و
نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه، و نه، و نه! عاشورا زانوی مهربان سرنهادن و
دامن محرم گريستن نيز هست و در اين فاجعه هولناك بشری، هر کسي فاجعه خويش
را نيز مينالد و دلهايي که، در اين روزگار، نه حق انتخاب، که حق احساس، و
چشمهايي که نه نگاه، که حق اشك، و حلقومهايي که نه فرياد، که حق ناله نيز ندارند،
از عاشورا است که حقهای از دست رفته خويش را، هرساله، ميستايد و نيز، غرورهای
مجروحي که به ناليدن محتاجاند، اما شرم دارند، و تحميل لبخند بر لبهايي که در پس
آن، ضجهها پنهان است، و تحميل آرامش بر چهرههايي که طغيانها را در خويش
کتمان ميکنند، آنان را »شهيدی ساخته است که بر روی زمين گام برميدارد« و به هر
جا که ميگريزد کربال است، و هر ماهي که بر او ميرسد محرم، و هر روزی که بر او
ميگذرد
http://Eitaa.com/ketabsote
کانال استاد رشید کاکاوند در ایتا
https://eitaa.com/ostadkakavand
1_5838387924.mp3
13.83M
※ و أسئلهُ أن یُبَلّغنی المقامَ المَحمود لکم عندالله.
※ جنس و مدل آرزوهای انسانها، بینهایت متنوع است.
و این در حالیست که ساختار وجودی همهی انسانها یکی است!
این تنوع در آرزوها و مقامخواهیها نشانهی چیست؟
#استاد_شجاعی
#آیتالله_مصباح
#استاد_انصاریان
http://Eitaa.com/ketabsote
mokashefeh.mp3
1.82M
سخنرانی استاد مهدی توکلی دربارهی مکاشفهی مقبل کاشانی از محتشم
مُقبِل کاشانی میگوید: یک سالی زوّار زیادی از اصفهان جهت زیارت امام حسین علیه السّلام عازم کربلا بودند، من هم خیلی دوست داشتم با آنها کربلا بروم، امّا تهی دست بودم . به یکی از آشنایانم گفتم میترسم بمیرم و آرزوی زیارت حسین در دلم بماند ، دلش به حال من سوخت. گفت: ناراحت نباش، تا کربلا مهمان من باش .
حرکت کردیم نزدیک گلپایگان راهزنان اموال زوّار ابی عبداللّه را غارت کردند، بعضی قرض کردند و رفتند من هم همانجا ماندم ، نه اسباب رفتن داشتم، نه دل برگشتن ، تا محرّم شد شب و روز گریه میکردم،
شب عاشورا در عالم رؤیا دیدم کربلا رفتهام، خواستم وارد حرم امام حسین علیه السّلام بشوم، کسی آمد و مانع من شد. گفت: مقبل امشب زهرای مرضیه و جمعی از انبیاء زیارت حسین علیه السّلام آمدند.
دست مرا گرفت وارد محفلی کرد، دیدم انبیا نشستهاند، صدر مجلس خاتم النبیا صلی الله و علیه و آله و سلم نشسته است. ساعتی نگذشت محتشم کاشانی وارد شد.
پیغمبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: محتشم شب عاشورا است، پیغمبران برای زیارت فرزندم حسین علیه السّلام آمدهاند میخواهند عزاداری کنند. اشعار جان سوز خود را بخوان.
او به پلهی اول منبر رفت. رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «برو بالای پلهی دوم». باز فرمود: «برو بالای پلهی سوم» باز فرمود: «برو بالا». پیغمبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «چون برای فرزندم حسین شعر گفتی حق داری بالای بالا بنشینی.
http://Eitaa.com/ketabsote
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین🖤
http://Eitaa.com/ketabsote