《ما》 خواستیم خادم او شویم
یا 《او》 خواست ما خادم اوباشیم ؟
تو مپندار که مجنون سرخود مجنون شد
ز سمک تا به سماکش کشش لیلا برد
من به سر چشمه ی خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
اوکه می رفت مرا هم به دل دریا برد
#کمیته_خادمین_شهدا_تهران_بزرگ
@khadem_koolehbar
.
به نام #مادرم زهرا
گذشتم از همه دنیا
به نام بانوی #عصمت
گذشتم از تعلق ها
همانند حسینْخرازیِ سرد:ار
منهم،آمدماینجا،#شلمچه ،جایگاهِیار
همینجاییکهمادر،#حضرت_زهرا
عنایتکردبرفرماندهیبیدستِعاشقها
همینجاییکه#مادر مادریکردو
گره از کارِ ما وا کرد ...
همینجاییکهمادر،دخت#پیغمبر
#شفاعت کردبیباکانِ#عاشق را
ومنهم آمدم اینجا
کنارِ خاکِ خون بارَش
کنارِ تپه های محکم از
فرطِ زیادیِ شهیدانش
و من هم آمدم اینجا
که از مادر مدد جویم
مدد تا که شَوَم من هم
همانند شهیدانش...
.
#کمیته_خادمین_شهدا_تهران_بزرگ
@khadem_koolehbar
📝 #دلنوشته | #خادم_الشهدا
“ لباس خاکی ها ”
حکایت عاشقی خادمین شهدایی است که
در عصر غربت پلاک و چفیه ،
به سرزمین لاله هایی کوچ کرده اند که
آنها را ندیده اند بلکه فقط
قصه آنها را بارها و بارها شنیده اند . . . 🌱
#کمیته_خادمین_شهدا_تهران_بزرگ
@khadem_koolehbar
ࢪفیقشهیدیعنی:😇
ٺـوےاوجِ ناامیدے..،🌱
یڪ پاࢪٺےبینٺووخـدابشھ🍂
|^وجـوࢪےدستٺࢪوبگیرھ🌟
ڪھمتوجهنشی (:
#کمیته_خادمین_شهدا_تهران_بزرگ
@khadem_koolehbar