چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندم زار من و تو
مشتی کاه میماند برای بادها .
به گذشته نگاه میکنم و باورش سخت است؛
آنکه آن همه درد را دوام آورده، من بودم…
با رفتارمان زخم میزنیم و امیدواریم با کلماتمان ترمیم کنیم!
چه هیولای پارهوقتیست انسان.