هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | غواصان دنا
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴
🔻 اولین کاروان شهدا از راه رسید. از دور هر چه چشم انداختم در ماشین تابوتها را ببینم چیزی ندیدم فقط عکس تعدادی جوان روی ماشین بود. همه خیره مانده بودند. مرد پشت بلندگو توضیح داد. جاویدالاثر بودند. «جاویدالاثرهای دنا»... این کلمه سنگین بود، آنقدر سنگین که انگار شانههای شهر را خم کرده بود.
🔻 پیرزن، کنارش، عکسی را به سینه چسبانده بود. زوم میکنم روی انگشتهای ظریف و لرزانش که دور قاب عکس گره شده بودند. بند انگشتهایش از شدت فشار سفید شده بود، انگار اگر لحظهای شل میکرد، جگرگوشهاش دوباره در موجهای دریا گم میشد. روی قاب عکس، قطرات باران نبود، اشکهای زلالی بود که روی شیشه میدوید و چهرهی خندان یکی از جوانهای دنا را شستوشو میداد.
🔻 صدای هقهق زنی از پشت سر، سکوت ذهنیام را شکست. برمیگردم و به دهانهای باز مردم نگاه میکنم که فریاد نمیزدند، فقط میلرزیدند. شانهها بالا و پایین میرفت، سرها در یقه فرو رفته بود. پیرمرد با صبری که بوی کوه میداد، زیر لب چیزی میگفت... شاید فاتحه، شاید هم نجوایی با دریا.
🔻 نام «جاویدالاثرهای دنا» مثل یک موج سنگین توی فضا میپیچید. یک لحظه فکرم پرتاب شد به سالها پیش به ۱۷۵ غواص دستبسته. انگار تاریخ داشت توی آب تکرار میشد. یک روز اروند بود و خاک، امروز اقیانوس بود و دنا. دنا برای این مردم، همان کربلای ۴ بود که دوباره سر باز کرده بود.
چهارراه ولیعصر لرزید. نه از ترافیک، نه از بوق ماشینها، از سنگینی غمی که بوی اقیانوس میداد. من، لبهی آن جوی، حس کردم که دنا غرق نشده است دنا در چشمهای این پیرمرد و پیرزن، و در قلب آن جوانی که کفشهایش پاره بود، به ساحل رسیده است.
🔻 و من ماندم و تصویری از چفیهای خیس و عکسی که زیر باران اشک، هنوز داشت به ما لبخند میزد. اقیانوس شاید پیکرهایشان را گرفته بود، اما ارواح بلند غواصها و دناییها، حالا داشتند در رگهای این شهر با غیرت جریان پیدا میکردند.
✍🏻 مائده تقیچیان
🗓 شماره ١١٣
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 حضرت آیتالله شهید خامنهای رضواناللهعلیه:
❤️ مأموریت بزرگ حضرت بقیةالله(عج) ایجاد قسط و عدل است
🌷 #برای_طلوع_خورشید
💻 Farsi.Khamenei.ir
KHAMENEI.IR
📢 گفتوگوی منتشر نشده رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای درباره ویژگیهای ممتاز و بیبدیل رهبر شهید انقلاب اسلامی
🌷درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟
💬آنچه از نظر میگذرانید، بخشهایی از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای تا کنون است. ایشان در همهی این سالها از حضور در رسانهها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانهی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیتالله سیّدجواد خامنهای (رحمهالله) روی داد، صرفاً به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای حاضر به انجام این مصاحبه شدند.
▫️در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمهی سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفتوگو دربارهی مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگیهای ممتاز و بیبدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر میشدند که موضوع اصلی این گفتوگو دربارهی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمیگرداندند و ازاینرو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند.
▫️بااینحال، گفتنیهایی در این مصاحبه ثبت شده که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ لذا بخشهایی از این مصاحبه را که عمدتاً دربارهی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعهی مخاطبان رسانهی KHAMENEI.IR برگزیدهایم. متن کامل این مصاحبه در آینده در ویژهنامهی نکوداشت آیتالله سیّدجواد خامنهای (قدّس سرّه) منتشر خواهد شد.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 مرحوم پدربزرگ ما میگفت علی آقا مجتهد است
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ یک نکته جنبهی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم «شرح لمعه» درس میدادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را میبینند، میگویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سالها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دستفرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علیالقاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی میشود.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 حضرت آقا همراه همیشگی پدر در حرم رفتنها بودند
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ حضرت آقا نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهیهایی در امور دیگر مثل حرم رفتنهای مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف میشدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی میکردند؛ در طول مسیر، بعضیها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی میکردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را میدادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل میکنند که زیارت جامعهی کبیره را آنقدر در زیارتهای همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.
✏️ بههرحال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم میشود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانهی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده میکردند و برایشان کتاب میخواندند و بحث و گفتوگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آنها همزبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ اینچنینی هم وجود داشته است.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 از ته دل به حضرت آقا گفتند: قربانت علی!
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ یک خاطرهای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف میکردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی میگرفتند و صحبت و احوالپرسی میکردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقهای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشتهاند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت میکنند ــ با همان لهجهی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر میکردند که آقا گوشی را گذاشتهاند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 نقطه عطف در زندگی حضرت آقا؛ ترک قم به خاطر مراقبت از پدر
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ از همه مهمتر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطهی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دههی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماریهای آبمروارید و آبسیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید.
✏️ بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان میگویند فلانی یا رئیس کل میشود یا رئیس خراسان که منظور از «رئیس»، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت میکردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران میآیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، میروند. آقا میگویند که من هرچه نگاه میکنم، میبینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آنگونه است.
✏️ مرحوم آقا ضیاء میگویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست میکند. آقا میگفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را میدانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد میگیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکییکی به روی آقا باز میشود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند اینها.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 خدمت به پدر در زندگی حضرت آقا تأثیر گذاشت
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که بهنوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمهی انقلاب، یعنی کانون مبارزهی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنههایی که مکرّر اتّفاق میافتاد و هنوز به یادم دارم، صحنهای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّهی زیادی از افراد، ضبطصوتها را روی دست گرفته و بالا آورده بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع میشدند و خیلی شلوغ میشد.
✏️ طبیعتاً این خدمات بیجواب نمیماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمیداشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا میگذاشت، که گذاشت.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806