eitaa logo
KHAMENEI.IR
1.2میلیون دنبال‌کننده
22.7هزار عکس
12.4هزار ویدیو
3هزار فایل
رسانه دفترحفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 ‌ @Khamenei_Contact_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 خدمت به پدر در زندگی حضرت آقا تأثیر گذاشت 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که به‌نوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمه‌ی انقلاب، یعنی کانون مبارزه‌ی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنه‌هایی که مکرّر اتّفاق می‌افتاد و هنوز به یادم دارم، صحنه‌ای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّه‌ی زیادی از افراد، ضبط‌صوت‌ها را روی دست گرفته و بالا آورده‌ بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع می‌شدند و خیلی شلوغ می‌شد. ✏️ طبیعتاً این خدمات بی‌جواب نمی‌ماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمی‌داشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا می‌گذاشت، که گذاشت. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
👈 حضرت آقا تقریر درس آقای میلانی را برای پدر بیان می‌کردند 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس می‌گفتند و به پدرم درس سطح پایین‌تری را می‌گفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی می‌شود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا می‌خوانند. پدرم می‌گفتند در دوره‌ای وقتی من از درس آقای میلانی برمی‌گشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمی‌گشت و در راه به هم می‌رسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال می‌پرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی می‌کردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح می‌گفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب می‌کردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه‌ با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک می‌کند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 زهد حضرت آقا یک زهد انتخابی بود 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ مرحوم آقا، زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه این‌طور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمی‌گیرند. مثلاً من یک وقتی می‌خواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان داده‌اند؛ خب از بیت‌المال که برنمی‌دارند بدهند به بیت‌المال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام می‌دهند. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 وقتی حضرت آقا عقیق‌های گران‌قیمت را به دیگران بخشیدند 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا می‌آورند هم به همان نحو نذورات بود. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگین‌های عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگین‌های خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیق‌شناس بودند می‌گفتند قیمت آن‌ها خیلی زیاد است؛ امّا بااین‌حال، ایشان همه‌ی آن نگین‌ها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گران‌قیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن،‌ تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی می‌توانند بهره‌مند باشند، امّا هرگز استفاده نمی‌کنند. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 حضرت آقا همواره هدایای نفیس را به آستان قدس اهدا می‌کردند 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا می‌کنند، به آستان قدس رضوی می‌دهند. کتاب‌های خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه می‌شود که ایشان نوعاً آن‌ها را به آستان قدس می‌سپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکسته‌ی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّه‌ی موارد خوب و زیبا به آستان قدس داده‌اند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمی‌کنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا می‌دهند آنجا. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 حضرت آقا فرمودند من افتخار می‌کنم که فقیر هستم! 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ من در کودکی از کلمه‌ی «فقیر» بدم می‌آمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشه‌ی خیابان می‌نشیند و گدایی می‌کند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی می‌کردیم، در همین خانه‌ای که الان هم هست. یادم هست در گوشه‌ای از همان خانه، مقداری بسته‌های آذوقه و روغن‌نباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار می‌کنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، این‌قدر این جمله برای من ضرب داشت که یک‌دفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همین‌جوری هستم. این به‌نوعی نشانه‌ی بی‌تعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 خانه‌ای که صندلی‌اش پلاستیکی و تخت‌خواب آن برای سال ۶۰ هست 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی‌ و میزی که در خانه‌‌ی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه‌هایی که می‌خواهند بدون هیچ هزینه‌ی اضافه‌ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلی‌های پلاستیکی خریده‌اند و گوشه‌ای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشته‌اند برای مهمان‌ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده می‌شود. ✏️ از این دست وسایل قدیمی، می‌توان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن می‌خوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیده‌اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می‌کنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بوده‌اند؛ ایشان هم پابه‌پای آقا در تمام این سال‌ها بوده‌اند. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 صداقت و صراحت لهجه حضرت آقا به پدر و مادرشان رفته است 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّت‌هایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب می‌گذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیص‌های مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمی‌گردد؛ زیرا آن‌ها نیز همین صفا را داشتند. از جلوه‌های این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیده‌ام؛ مثلاً اگر کسی غیبت می‌کرد، صراحتاً به او می‌گفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع می‌کردند. ... ✏️ وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من می‌خواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانه‌ی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ می‌خورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهی‌از‌منکر برنداشته بودند. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 حضرت آقا در جوانی کتاب‌های فرسوده را از مغازه‌ها می‌گرفتند و صحافی و استفاده می‌کردند 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده‌ سیزده سالشان بود، گاهی می‌رفتند در این مغازه‌هایی که کتاب‌های فرسوده و کهنه داشتند، می‌گشتند و از بین آن‌ها کتاب‌هایی را که به‌دردبخور بود انتخاب می‌کردند، بعد خودشان آن‌ها را صحّافی می‌کردند و برمی‌داشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب «نصاب‌الصّبیان» دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کرده‌اند. ✏️ کتاب «نصاب‌الصّبیان» شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافی‌شده‌ی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمه‌ی دفتر که برای مرتّب‌سازی اتاق به من کمک می‌کرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینه‌ی تهیّه‌ی کتاب نداشتند و از میان آن کتاب‌ها که ارزان‌تر بود، این‌ها را جمع می‌کردند و صحّافی می‌کردند. وقتی این‌ها را توضیح می‌دادم، او به‌شدّت متأثّر شده بود. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 حضرت آقا عادت به مطالعه قبل از خواب و مطالعه موضوعات متنوع داشتند 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ من فکر می‌کنم عادت مطالعه‌ی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعه‌ی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعده‌ای پیش بیاید؛ وَالّا قاعده‌ی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعه‌ی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانی‌شان هم می‌دید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیه‌ی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 پدرم گمان کرد من شهید شده‌ام 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ خاطره‌ای که به‌مناسبت، خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله‌پشتی نظامی دارد می‌رود. چون همان‌ زمان هم من جبهه بودم، ایشان این‌طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده‌ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله‌ی اوّل، در میان شلوغی‌هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می‌گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده‌اید جبهه، آقا می‌گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده‌اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. ✏️ در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه‌ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می‌کردند. آقا این خوابشان را همان وقت‌ها برای من تعریف کردند و من این‌طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می‌رفته است. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
🌷 آقا تعبیر خوابم را درباره پدربزرگ گفتند 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ من از مرحوم آقا خواب‌های خوبی می‌دیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمده‌اند و ظاهراً قرار است امام‌جماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم می‌شود نمازهای آقا قبول شده است. 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806