eitaa logo
KHAMENEI.IR
1.2میلیون دنبال‌کننده
22.7هزار عکس
12.4هزار ویدیو
3هزار فایل
رسانه دفترحفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 ‌ @Khamenei_Contact_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ریحانه
هدایت شده از ریحانه
💌  | یک کلاف ارادت 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵ 🔻 همه دارایی پیرزن یک کلاف نخ بود و برای خرید یوسف از بازار برده‌فروشان، ایستاده بود توی صف. وقتی از او پرسیدند مگر یوسف را به کلافی نخ می‌فروشند، گفت نه! ولی ارادت من که به او ثابت می‌شود. همین که اسمم در زمره خریداران باشد برایم کافیست. 🔻 حالا حکایت پیرزن، حکایت این روزهای ما شده. روزهایی که هرچه در چنته داریم، می‌گیریم توی دست و با خودمان می‌بریم کف خیابان. فرقی نمی‌کند همراه چند زن، بساط نون و پنیر و سبزی را در گوشه خیابان پهن کنی و لقمه بدهی به دست راهپیمایان شبانه یا مانند پیرمردی که یک ظرف استانبولی فلزی را گذاشته بود روی سقف ماشینش و توی آن برای مردم، اسپند دود می‌کرد، برای خدا دلبری کنی. یا حتی مثل آن پسر جوانی باشی که تندتند بادکنک‌های با نقش «ایران من» را باد می‌کرد و می‌داد دست بچه‌ها و وقتی خنده‌ی روی لب‌هایشان را می‌دید می‌گفت برای پیروزی رزمنده‌ها صلوات بفرستید. 🔻 موکب هنرورسانه هم از آن جمع خریداران بود که چادرهای موکبش را زیر پل هوایی توی بلوار صدوق علم کرده بود و وسط جنگ، دل مردم را با زیبایی هنر آرام می‌کرد. مردم گله‌به‌گله پتو پهن کرده و نشسته بودند جلوی غرفه‌ها. انگار‌نه‌انگار که جنگنده‌ها و پهپادها اگر از چنگال پدافندها گریز پیدا کنند، با تهدید بالای سر شهرها چرخ می‌خورند و هربار یک‌جا را به آتش می‌کشند. کفشم را درآوردم و از میان جمعیت عبور کردم. در چند قدمی موکب، پسر نوجوانی با لباس پلنگی ارتش، توی آن شلوغی ایستاده بود به نماز و وقتی سلام آخر را داد، بلند شد و به مرتب‌کردن صف‌ها مشغول شد. جلوتر رفتم و سرک کشیدم توی غرفه‌ها. غرفه اول، بانوان شاعر دور یک میز مستطیلی نشسته بودند و روی پوسترهای عکس امام شهید، شعرهای خودشان را می‌نوشتند و داغ‌داغ تحویل مردم می‌دادند. در غرفه بعدی، کاریکاتوریست‌ها داشتند روی برگه‌های سفید، ترامپ را توی قفس می‌کشیدند که چند بمب کنارش خورده و دارد به خودش می‌لرزد. در غرفه آخر هم خوشنویس‌ها «انّ معی ربی» را با خط زیبا روی پارچه نقش می‌زدند و یک نفر هم با چیزی مثل سشوار، رنگ تازه آن را خشک می‌کرد تا ماندگارتر بشود. زیر سقف آسمان، جمع خریداران جمع بودند. تا خدا کلاف چه کسی را بخرد. ✍🏻 فاطمه اکبری‌اصل 🗓 شماره ١٢٨ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
🗞 شماره ۲۷۴ روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR تقدیم می‌شود به شهید حجت‌الاسلام‌ و‌المسلمین سیداسماعیل خطیب 🌷 وزیر اطلاعات که در حمله موشکی آمریکایی - صهیونی در اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید. 📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید. 🖼روزنامه 📲 @sedaye_iran_newspaper
📢 به فرمان امام شهیدمان؛ 👈 این است 📸 قابی از پاسخ‌ سهمگین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به متجاوزان آمریکایی-صهیونی در عملیات وعده صادق ۴ 📥 نسخه قابل چاپ 🔸 🖥 Farsi.Khamenei.ir
14041229_نقشه_راه_پیام_نوروزی.pdf
حجم: 7.3M
📊 | نمودار درختی پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
KHAMENEI.IR
📢 گفت‌وگوی منتشر نشده رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای درباره ویژگی‌های ممتاز و
🌷 از ته دل به حضرت آقا گفتند: قربانت علی! 🎤آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه: ✏️ یک خاطره‌ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف می‌کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی می‌گرفتند و صحبت و احوالپرسی می‌کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه‌ای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشته‌اند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت می‌کنند ــ با همان لهجه‌ی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر می‌کردند که آقا گوشی را گذاشته‌اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند. 📩 شماره ۳ از ۱۷ 🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای را از اینجا بخوانید: farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806