هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 توصیه رهبر انقلاب: #اول_خانواده_شهدا
✍🏼 حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیام بهمناسبت آغاز سال ۱۴۰۵: مردم هر محله، دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهداء همان محل آغاز نمایند.
📽 انتشار تصاویری از حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای رضواناللهعلیه در منزل خانوادههای معظم شهدا برای نخستینبار
📲 @rahbar_enghelab_ir
🌷 #اول_خانواده_شهدا
📸 انتشار تصاویری از حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای رضواناللهعلیه در منزل خانوادههای معظم شهدا برای نخستینبار به مناسبت پویش #اول_خانواده_شهدا
✍️ حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیام بهمناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ توصیه کردند که مردم هر محله، دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهداء همان محل آغاز نمایند.
📥 نسخه باکیفیت
🖥 Farsi.Khamenei.ir
🎨 یا علی!
يٰا مَنْ بِه كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ القِتٰالَ
🌷 ای کسی که خداوند به برکت او، مؤمنان را در جنگ کفایت فرمود.
🖼 لوح جدید KHAMENEI.IR بر گرفته از فرمایش امام حسن و روایت ابنمسعود از رسول خدا درباره امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیهم
📢انتشار همزمان با موج جدیدی از پاسخ کوبنده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه دشمن آمریکایی صهیونی
📥 نسخه قابل چاپ
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | مبعوثشدگان
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 روی تخت بیمارستانی، عقب ون دراز کشیده بود و تجمع مردم را نگاه میکرد. بلندگوها بار دیگر فریاد زدند: «ای رهبر شهیدم، راهت ادامه دارد» جلو رفتم: «نظامی جانباز هستین؟» هیچ دلیل دیگری برای حضور او با آن شرایط به ذهنم نمیرسید. گفت: «آدم معمولیام اما اگر لایق باشم خودمو سرباز سیدعلی میدونم» بعد دست چپ مشت شده و لاغرش را بالا آورد تا دوستانش ون را خالی کنند. سرم را خم کردم و لبهی ون نشستم. گفت: «دیدی چی شد آبجی. عشق ما رو گرفتن. من توی این پونزده سال که از نخاع آسیب دیدم، شادیمو حفظ کردم اما الان پر از غمم».
🔻 چشمهای مرد آب گرفت. به جمعیت پرچمگردان با مشتهای بلند شده زل زده بود. انگار داشت تابلوی عصر عاشورای فرشچیان را میدید. نیمخیز بلند شدم تا صدایش را بین فریادهای مرگ بر آمریکا بهتر بشنوم. گردنم کج به سقف ون چسبیده بود. گفت: «اما امیدم از بین نرفت. رهنمودهای سیدعلی ما رو به مهدی(عج) میرسونه. الحمدالله کما هو و اهله».
🔻 به تن بدون حرکت مرد نگاه کردم. گردنش به یک بالشت سرخابی تکیه داشت. چند دستگاه به او وصل شده بود و یک پتوی پلنگی رویش انداخته بودند. گفتم: «چند سالتونه؟ چی شد که اینجوری شد؟» برادرانه نگاهم کرد: «یک ماهه دیگه چهلساله میشم. سال ۹۰ تصادف کردم.» شقیقهها و برخی از موهایش سفید شده بودند. گفتم: «به خدا نگفتید چرا من؟» گفت: «هیچکس بیشتر از امام حسین(ع) سختی نکشیده. خدایا هرچی دادیو گرفتی شکرت. دستوپا ندارم اما یه پسر شونزدهساله و یه همسر خیلی خوب دارم.»
🔻 صدای مردم بلندتر از قبل شد «حتی کفن بپوشیم، وطن نمیفروشیم» مرد گفت: «آبجی به نظرم سیدعلی رفت تا شفاعت کنه، گناهامون رو ببخشن، تا توفیق پیدا کنیم بیایم سوار کشتی حق بشیم. اول از همه خودمو میگم. آخه گناه به دست و پا نیست، همهچی از فکر شروع میشه».
🔻 زل زد به مردم. لبش لرزید گفت: «کاش مردم فقط به شکست دشمن راضی نشن. به خدا بگن به جای چیز باارزشی که از ما گرفتی، مهدی(عج) رو به ما بده» بلندگوها میخواندند: «اللهم عجل الولیک الفرج». من به چهلسالگی مرد فکر کردم و به آن کسی که چند وقت پیش گفت مردممان مبعوث میشوند.
✍🏻 شکوفهسادات مرجانی
🗓 شماره ١۴٧
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh