هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
🗞 رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه:
📝 هرجا نفت است، اینها حاضرند! هرجا تنگه و گذرگاه آبی حسّاسی است، اینها حاضرند! به پشتیبانی یک دانش و فنآوری پیشرفته به همه دنیا میخواهند زور بگویند. ما در مقابل اینها ایستادهایم و به هیچوجه حاضرنیستیم این قلدری را - نه نسبت به خودمان و نه نسبت به ملت دیگری - قبول کنیم. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶
📱 ستون #توئیت روزنامه #صدای_ایران
📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
🖼روزنامه #صدای_ایران
📲 @sedaye_iran_newspaper
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | خا اگه بخوان، مِریم!
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 چادرم را جمع میکنم و مینشینم روی سنگهای میدان. بهجز من، تکوتوک آدمهای دیگری هم نشستهاند. بقیه اغلب سرپا ایستاده و گوششان را دادهاند به مداح مراسم که میگوید: «آقایونی که داوطلب هستن تا در صورت لزوم اعزام بشن سمت جبهههای نبرد، تشریف ببرن کیوسک روبهرو برای نامنویسی.»
🔻 پیرزنی که سمت چپ من نشسته سر میچرخاند. با چشمهایش دنبال کسی میگردد. وقتی میبیند نگاهم به روسریِ پشمیِ سبزش خیره مانده، من را مخاطب خودش قرار میدهد: «باید اسم زنا هم بنویسن.»
🔻 میپرسم: «اگه بنویسن شما هم میرین؟» لبهایش کج میشود. چشمهایش میرود روی دستهای چروکیدهاش که پرچم ایران را نگه داشته. میگوید: «خا اگه بخوان که مِریم...» دست میکشد روی پیشانیاش. لبخند که میزند، دندانهای منظمِ مصنوعیاش پیدا میشود: «من سواد درست که ندارم...نهضت خواندم. الانم شصت سالمه...نِمِدانم به کارشان میام یا نه!»
🔻 دست میگذارم روی شانهاش و میگویم: «ماشالا از خیلی از جوونا سرزندهترین!» بیتوجه به دلداری من، رو میکند سمت مداح. پرچمش را بالا میبرد و چندتا شعار را تکرار میکند. دوباره برمیگردد سمت من و میگوید: «البته جوانا شاید حوصله نداشته باشن. باز ما حوصلهمان بیشتره. شاید اینجوری بهکار بیایم. ها؟» دوباره لبخند میزند.
🔻 سر تکان میدهم. ادامه میدهد: «همون روز اول که خبر دادن بیت رِ زدن، من رفتم حمام. غسل شهادت دادم. به بچههام گفتم من که هرشب مِرَم راهپیمایی. هروقتم بتانم غسل شهادت مُکُنَم. اگه یه وقتی مُردَم عادی تشییعم نکنیدا...بیاید پشت سر تابوتم بگید این گل پرپر از کجا آمده؟» جلوی دهانش را با دست میگیرد و از ته دل میخندد. میخندم و توی دلم برایش آرزوی سلامتی و طول عمر میکنم.
🔻 دستهایش را میبرد بالا . پرچم توی دستش هم بالا میرود. با صدایی آرام میگوید: «ایشالا انقد میایم راهپیمایی تا ترامپ سرنگون بشه! آدم که بالاخره باید بمیره. چی بهتر که با شهادت بمیره. ها؟» و باز برمیگردد سمت مداح و شعارها را تکرار میکند.
🔻 تا به خودم بیایم و گوشیام را آماده کنم که عکس بگیرم، یاشماقاش را میدهد بالا و بلند میشود و میرود. آخر مراسم که خیابان خلوت میشود، مسئول خادمالشهدای شهرستان را میبینم. بعد از سلام و احوالپرسی میگوید: «پیرزنی که کنارت نشسته بود رو دیدم! اومده بود پیش من سؤال میپرسید که خانوما چطور و کجا اسمنویسی کنن برای جبهه!» پیرزن هرچه میگفت، کاملا صادقانه بود!
✍🏻 محدثه گریوانی
🗓 شماره ١۵۴
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
❤️ «بعثت مردم»
💬 رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه:
✏️ «مردم ما به توفیق الهی، به هدایت الهی، به دستگیری الهی، مردم مؤمنی هستند؛ هم آگاهند، هم مؤمنند، هم حاضر در صحنهاند، پا به رکابند در هر جائی که لازم باشد.» ۱۳۸۸/۰۴/۰۷
📥 نسخه قابل چاپ سخننگاشت
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
🗞 شماره ۲۸۲ روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR تقدیم میشود به دریابان پاسدار شهید علیرضا تنگسیری
🌷 فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در فروردین ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
🖼روزنامه #صدای_ایران
📲 @sedaye_iran_newspaper
🌷گزارش تصویری؛ حضور و تجمع مردم سراسر کشور در پی شهادت حضرت آیتالله العظمی سیّدعلی حسینی خامنهای رضواناللهعلیه و در بیعت با رهبر انقلاب اسلامی و دفاع از ایران عزیز. ۱۴۰۵/۱/۱۰
💻 Farsi.Khamenei.ir