KHAMENEI.IR
📢 گفتوگوی منتشر نشده رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای درباره ویژگیهای ممتاز و
🌷 آقا تعبیر خوابم را درباره پدربزرگ گفتند
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ من از مرحوم آقا خوابهای خوبی میدیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمدهاند و ظاهراً قرار است امامجماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم میشود نمازهای آقا قبول شده است.
📩 شماره ۱۶ از ۱۷
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 تصاویر اختصاصی KHAMENEI.IR از #تکرار_طبس در جنگ تحمیلی سوم هنگام عملیات تجاوزکارانه صبح امروز رژیم تروریست آمریکا به جنوب اصفهان
✏️ رهبر شهید انقلاب، ۱۱ روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی سوم: قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
➕ مطالب مرتبط:
▫️ پوستر | روایت | ریل
💻 Farsi.Khamenei.ir
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 خاطره شنیدنی سیدرضا نریمانی از اشتیاق رهبر شهید انقلاب در یکی از جلسات روضه ایام کرونا برای شنیدن نوحههایی درباره شهدا
👆 روایت این خاطره در جریان حضور جمعی از شخصیتهای فرهنگی در منزل شهید رضا براتی در مشهد مقدس در لبیک به فرمان رهبر انقلاب برای بازدید نوروزی ۱۴۰۵ خانواده شهدا صورت گرفت
🌷 #اول_خانواده_شهدا
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
🇮🇷 دختر دلبند ایران
🔰 نامهای به دختری که از دل آوار نجات یافت
▫️ترسیدهای عزیز من؟ حق داری! مگر میشود یکباره از امنترین جای جهان، از آغوش گرم مادر، جدا شد و نترسید؟ آنهم یکباره و بینوازش. لابد تازه شیر خورده بودی، و خوابی سبک، پلکهایت را روی هم انداخته بود. تنت از گرمای تن مادرت، گرم شده بود و خواب میدیدی. در خواب دور مادرت میچرخیدی و لابهلای چینهای رنگی پیراهنش قایم میشدی. مادر میخندید و تو را به سینه میچسباند و صورتت را میبوسید و نوازشت میکرد.
▪️ اما چرا یکدفعه از آغوش مادر افتادی؟ چرا صدای مادر آنقدر بلند شد که ترسیدی؟ چرا یکباره همهجای خانه به هم ریخت؟ چه به سر و رویت خورد که درد را به جانت انداخت و رد خون را روی صورتت؟ چه شد که دیگر مادر را ندیدی و گیر افتادی میان تلی از خاک و سنگ؟ آن جهان تاریک ترسناک، از کجا پیدایش شد؟ حتماً وقتی گریه میکردی و به جای مادر، صدای نا آشنایی میشنیدی که قربان صدقهات میرفت و میگفت: «نترس دخترم»، گریهات شدیدتر شد. تو فقط مادرت را میخواستی و حق داشتی عزیز من! امنترین جای جهان را گم کرده بودی و میان آن چهرههای آشفته و مضطرب که دورت را گرفته بودند، غریبی میکردی. حتی وقتی از میان آوار بیرون آمدی و توانستی نفس بکشی، هنوز سر میچرخاندی تا مادر را پیدا کنی و گریهات قطع نمیشد.
▫️ تو از جنگ چیزی نمیدانی، همانطور از آنهایی که هزار انجمن حقوق کودکان دارند، اما برایشان فرقی نمیکند کودکان را در جزیره اپستین قربانی کنند و به دندان بکشند، یا بمب بر سرشان بریزند.
▪️ اما، دلت قرص و رؤیایت سبز، عزیز من! بگذار تلاطم جهان پشت پلکهای بستهات جا بماند. در آغوش امن وطن، میان رنگهای روشن این پرچم بچرخ و کودکی کن. امروز ایران برای تو فراتر از یک سرزمین است؛ وطن، مادری است با آغوش باز به روی رؤیاهای سبز تو؛ دختر دلبند ایران.
✍🏻 مریم فولادزاده
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
🌷گزارش تصویری؛ حضور و تجمع مردم سراسر کشور در پی شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای رضواناللهعلیه، در بیعت با رهبر انقلاب اسلامی و دفاع از ایران عزیز. ۱۴۰۵/۱/۱۵
💻 Farsi.Khamenei.ir