هدایت شده از ریحانه
🇮🇷 دختر دلبند ایران
🔰 نامهای به دختری که از دل آوار نجات یافت
▫️ترسیدهای عزیز من؟ حق داری! مگر میشود یکباره از امنترین جای جهان، از آغوش گرم مادر، جدا شد و نترسید؟ آنهم یکباره و بینوازش. لابد تازه شیر خورده بودی، و خوابی سبک، پلکهایت را روی هم انداخته بود. تنت از گرمای تن مادرت، گرم شده بود و خواب میدیدی. در خواب دور مادرت میچرخیدی و لابهلای چینهای رنگی پیراهنش قایم میشدی. مادر میخندید و تو را به سینه میچسباند و صورتت را میبوسید و نوازشت میکرد.
▪️ اما چرا یکدفعه از آغوش مادر افتادی؟ چرا صدای مادر آنقدر بلند شد که ترسیدی؟ چرا یکباره همهجای خانه به هم ریخت؟ چه به سر و رویت خورد که درد را به جانت انداخت و رد خون را روی صورتت؟ چه شد که دیگر مادر را ندیدی و گیر افتادی میان تلی از خاک و سنگ؟ آن جهان تاریک ترسناک، از کجا پیدایش شد؟ حتماً وقتی گریه میکردی و به جای مادر، صدای نا آشنایی میشنیدی که قربان صدقهات میرفت و میگفت: «نترس دخترم»، گریهات شدیدتر شد. تو فقط مادرت را میخواستی و حق داشتی عزیز من! امنترین جای جهان را گم کرده بودی و میان آن چهرههای آشفته و مضطرب که دورت را گرفته بودند، غریبی میکردی. حتی وقتی از میان آوار بیرون آمدی و توانستی نفس بکشی، هنوز سر میچرخاندی تا مادر را پیدا کنی و گریهات قطع نمیشد.
▫️ تو از جنگ چیزی نمیدانی، همانطور از آنهایی که هزار انجمن حقوق کودکان دارند، اما برایشان فرقی نمیکند کودکان را در جزیره اپستین قربانی کنند و به دندان بکشند، یا بمب بر سرشان بریزند.
▪️ اما، دلت قرص و رؤیایت سبز، عزیز من! بگذار تلاطم جهان پشت پلکهای بستهات جا بماند. در آغوش امن وطن، میان رنگهای روشن این پرچم بچرخ و کودکی کن. امروز ایران برای تو فراتر از یک سرزمین است؛ وطن، مادری است با آغوش باز به روی رؤیاهای سبز تو؛ دختر دلبند ایران.
✍🏻 مریم فولادزاده
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
🌷گزارش تصویری؛ حضور و تجمع مردم سراسر کشور در پی شهادت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای رضواناللهعلیه، در بیعت با رهبر انقلاب اسلامی و دفاع از ایران عزیز. ۱۴۰۵/۱/۱۵
💻 Farsi.Khamenei.ir