eitaa logo
KHAMENEI.IR
1.2میلیون دنبال‌کننده
22.7هزار عکس
12.4هزار ویدیو
3هزار فایل
رسانه دفترحفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 ‌ @Khamenei_Contact_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ریحانه
هدایت شده از ریحانه
🖤 | اربعین آه و امید 🔰 روایت‌هایی زنانه درباره اربعین آقا‌جانمان ▫️ قدیمی‌ها می‌گویند خاک سرد است. من این را توی خاطرات مامان فهمیدم. پدربزرگ سال ۶۲ در چیلات مفقودالاثر شد. همرزمانش که برگشتند گفتند دیده‌اند که پدربزرگ تیر خورده و افتاده زمین. بعد از عقب‌نشینی هم منطقه افتاده دست نیروهای عراقی. همه می‌گفتند که پدربزرگ شهید شده. ولی کسی ندیده بود. این ندیدن باعث شده بود مامان و خواهرهاش امیدوار باشند به برگشتن پدر. سال‌ها چشم‌انتظار بودند که کسی در خانه‌شان را بزند، بیاید توی حیاط و بگوید که پدربزرگ همه‌ی این سال‌ها اسیر بوده و قرار است به زودی برگردد. وقتی آن روز لعنتی از راه رسید که کسی در خانه‌شان را زد و خبر آورد که پدربزرگ برگشته همه‌ی امیدها غبار شد و رفت توی هوا. سال ۷۴ سالی بود که مادرم و خواهرهایش باور کردند که دیگر پدر برنخواهد گشت. آن روز که چند استخوان و چند تکه لباس از پدر بی‌سر و دست بسته‌شان را به دل خاک سپردند فهمیدند پدر برای همیشه رفته است. و آتش دل شان هم برای همیشه فروکش کرد. ▪️ حالا چهل روز است که ما با لباس مشکی توی خیابان‌های شهر سرگردانیم. خون دل را اشک می‌کنیم و غم را فریاد. اما هنوز امیدواریم که خبر رفتن شما دروغ باشد. که برگردید و دوباره روضه‌ی اباعبدالله(ع) را توی حسینیه برگزار کنید. ما فقط شنیده‌ایم که شما را شهید کرده‌اند. ولی چیزی ندیده‌ایم. شما را تشییع نکرده‌ایم. برایتان عزاداری نکرده‌ایم. شما را به خاک نسپرده‌ایم. هیچ دلمان نمی‌خواهد آن روز را ببینیم که تابوت شما را پیچیده در پرچم سه رنگ ایران عزیز تشییع کنیم. روزی که مجبور باشیم باور کنیم شما دیگر برنخواهید گشت. روزی که روضه‌ی اباعبدالله الحسین علیه‌السلام را نه با شما؛ که برای شما اقامه کنیم. روزی که بفهمیم واقعا یتیم شده‌ایم. چهل روز است که دخترانه منتظریم پدر برگردد و دست به سرمان بکشد و بگوید: «همه‌اش یک مصلحت ناگزیر بود دخترم.» و ما هم‌چنان طعم بودن زیر سایه‌ی پدر را مز‌مزه کنیم. و برای اینکه ما هم مثل مادرهامان ناامید نشویم حاضریم تا آخر عمر توی خیابان‌ها سرگردان باشیم. خدا امید هیچ دختری را ناامید نکند. ✍🏻 طاهره‌سادات موسوی 📆 شماره ١١ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
📝 یک مواجههٔ رسانه‌ای در حاشیه مذاکرات ✍️ شاید کم‌تر کسی یادش باشد که در سال ۱۳۹۰، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» از تنگه هرمز عبور می‌کرد تا قدرت نظامی ایالات متحده را به رخ بکشد. آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران اساسا بنایی برای برخورد و تقابل نداشت. همان زمان کسری ناجی خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی روی عرشه ناو امریکایی ایستاد و با تبختر و افتخار به قدرت نظامی امریکایی‌ها، تاکید داشت که ایرانی‌ها جرأت نزدیک شدن به ناو آبراهام لینکلن را ندارند. اما گذر زمان حالا دوباره کسری ناجی و تنگه هرمز را به یکدیگر رسانده است، این بار در موقعیتی متفاوت. جایی که بحث نه از نمایش قدرت نظامی امریکا، بلکه از تلاش و تقلای امریکایی‌ها برای مجاب کردن ایران نسبت به باز کردن تنگه هرمز مطرح بود. همان خبرنگاری که روزی از موضع برتریِ یک ناو امریکایی و از ترس ایران گزارش می‌داد، حالا به اسلام آباد پاکستان رفته بود تا از تلاش امریکا برای جلب رضایت ایران نسبت به بازگشایی تنگه هرمز، این آبراه حیاتی جهان گزارش تهیه کند. امریکا در شرایطی تن به پذیرش اقتدار ایران در تنگه هرمز داده که دونالد ترامپ تمام چهل روز جنگ را مدعی نابودی قدرت نظامی ایران بوده است. 👆ستون روزنامه نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید. 🖼 روزنامه 📲 @sedaye_iran_newspaper
📢 توصیه‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت ❤️رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند. 💻 Farsi.khamenei.ir
🖤 دعای شهید؛ آمین شهدا 📽 در این فیلم شهیدان آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، قاسم سلیمانی، محمد باقری، عبدالرحیم موسوی، حسین سلامی، محمدرضا زاهدی، محمد پاکپور و عزیز نصیرزاده حضور دارند. 🗓 در آخرین ساعات ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۸؛ در مراسم سی‌امین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ✏️ امروز هم آخرین روز ماه رمضان است؛ و الان در ساعات آخر این ماه قرار داریم. خوب است که چند جمله هم دعا کنیم. 🌷 نسئلک اللّهمّ و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم و بحرمة محمّدٍ و آله یا الله ... یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلوبنا علی دینک. ❤️ پروردگارا! ما را در راه خودت ثابت‌قدم بدار. ▪️پروردگارا! روح مطهّر امام را که مقاومت را به ما یاد داد، با اولیائش محشور کن. ▪️پروردگارا! سایه‌ی یاد امام و یاد شهیدان را از سر این ملّت کم و کوتاه مفرما. ▪️پروردگارا! نصرت خودت را بر ملّت ایران نازل کن. ▪️پروردگارا! نصرت خودت را بر امّت مسلمان نازل کن. ▪️پروردگارا! فتنه‌انگیزان در دنیای اسلام را خوار و زبون و رسوا و مفتضح بفرما. ▪️پروردگارا! به محمّد و آل‌ محمّد حاجات این مردم را که در این جلسات ذکر و دعا بر زبان آوردند یا در دل گذراندند، به کرمت و لطفت روا بفرما. ▪️پروردگارا! دعاهای آنها را مستجاب بفرما. ▪️پروردگارا! به محمّد و آل محمّد این ماه رمضان را برای ملّت ایران و برای امّت اسلامی ماه رمضان مبارکی قرار بده. ▪️ پروردگارا! ما را از کرم خود، از لطف خود، از بخشش خود و مغفرت خود بی‌نصیب مفرما؛ گناهان ما را بیامرز؛ تخلّفهای ما و اسراف ما را بیامرز؛ گذشتگان ما، پدر و مادر ما را بیامرز. ▪️ پروردگارا! به محمّد و آل محمّد دعای مستجاب ولیّت و حجّتت را شامل حال ما بفرما؛ ما را سربازان او قرار بده؛ 🖤 مرگ ما را به شهادت در این راه قرار بده. ▪️پروردگارا! به محمّد و آل محمّد آنچه گفتیم، آنچه شنیدیم، آنچه انجام میدهیم برای خودت و در راه خودت قرار بده و به کرمت از ما قبول کن. 🌷 والسّلام علیکم و‌ رحمة‌الله و‌ برکاته 🎥 ؛ دعاهای رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی در دیدارها و برنامه‌های مختلف 💻 Farsi.Khamenei.ir
نه. دیوار و حیاط خانه را آب‌پاشی میکردیم و فرش‌ ‌‌می‌انداختیم و دور آقا می‌نشستیم در خانه‌ی پدرم، فصل سرما که می‌رسید فقط اتاق بالای خانه بودیم‌. تابستان که هوا گرم میشد، فرش و همه‌ی بساطمان را جمع میکردیم و می‌آمدیم پایین. ‌‌اتاق پایین چون زیرزمین و خنک‌تر بود، جایگزین اتاق بالا میشد. هنوز پنکه هم نبود یا اگر بود به زندگی ما راه پیدا نکرده بود. فقط همین بادبزن‌های حصیری و دستی بود. ‌در طول روز‌ ‌‌داخل اتاق بودیم، از طرف عصر، یک ساعت به غروب یا بیشتر‌ که کمی هوا خنک میشد، ‌‌کنار دیوار و حیاط را آب‌پاشی میکردیم و فرش‌ ‌‌می‌انداختیم و می‌آمدیم در حیاط می‌نشستیم.‌ ‌‌ آقا روزهای تابستان هم اتاق بالا بودند. منتها عصرها وقتی از خواب بلند میشدند، میخواستند کمی ‌کنار ما بنشینند. در تابستان زیادتر اتّفاق می‌افتاد.‌ می‌آمدند پایین و ما هم همان‌ جا پای سایه‌ی دیوار،‌ ‌‌کنار آقا مى‌نشستیم و تا وقت رفتن آقا‌ ‌‌به نماز صحبت میکردیم‌‌‌. شب که میشد و آقا از نماز برمیگشتند، بسته به اینکه اوقات آقا شیرین باشد یا تلخ، حرفى داشته باشیم یا نداشته باشیم، دوباره می‌آمدند همان ‌جا و ما هم دُوروبَر ایشان مى‌نشستیم. گاهی هم به ندرت، پیش از ظهر این اتّفاق می‌افتاد. چلّه‌ى تابستان که میشد،‌ ‌‌قاب حوض را برمیداشتند. در حیاط حوضِ معمولىِ توزمینى‌اى بود که زمستانها روى آن قاب میگذاشتند و روی حوض را میپوشاندند كه یخ نزند. درِ كوچکی هم داشت كه از طریق آن، از آب حوض استفاده میكردند. تابستان که قاب مصرفی نداشت، آن را ‌کنار حیاط میگذاشتند و به عنوان تخت از آن استفاده میکردند. رختخواب آقا را روی آن مى‌انداختند و ما هم همین‌طور روى زمین تا انتهای حیاط میخوابیدیم. ‌‌‌ شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir | بله | سروش