eitaa logo
KHAMENEI.IR
1.2میلیون دنبال‌کننده
22.7هزار عکس
12.4هزار ویدیو
3هزار فایل
رسانه دفترحفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 ‌ @Khamenei_Contact_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 ببینید؛ 🎥 تنها عامل برطرف کردن مزاحمت دشمن... ✏️ تبیین رهبر شهید انقلاب دربارهٔ این عامل را در نماهنگ جدید KHAMENEI.IR ببینید. ➕ به همراه گوشه‌هایی از حضور مردم عزادار در مراسم اربعین شهادت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در سراسر کشور 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
هدایت شده از ریحانه
🖤 | آرزوی محال یعنی تو 🔰 روایت‌هایی زنانه درباره اربعین آقا‌جانمان ▫️ نتوانستم برگردم کشوردوست. نتوانستم برگردم به خیابانی که برای اولین‌بار به دیوارها و آجرها و جدول‌هایش مثل قحطی‌زده‌ها نگاه می‌کردم. قربان‌صدقه‌ی درخت‌هایش می‌رفتم. دست انداختم زیر بازوی همراهم و گفتم: «تا حالا شده به درخت‌ها حسودی کنی؟ کاش من درخت بودم. یه درخت توی خیابون کشوردوست.» و او گفته بود: «اون‌وقت دیگه نمی‌تونستی بری توی حسینیه.» ▪️ راست می‌گفت. حالا که داشتم آرزو می‌کردم کاش بزرگ‌ترش را می‌خواستم. مثلاً ستون‌های حسینیه‌اش. گلیم زیر پایش. آینه‌ی خانه‌اش. هرچه. هرچه که می‌توانستم بیشتر نزدیکش باشم. هرچه که در تمام مدت انتظار برای پا گذاشتنش به جلسه قلبم نکوبد که چطور خودم را جلو بکشم تا بهتر ببینمش. هیچ‌کدام اما نبودم. ▫️ من تنها زن نویسنده‌ای بودم که به لطف هنردوستی و کتاب‌خوانی رهبرش توانسته بود به چنین جای بزرگی قدم بگذارد. چون رهبرش اهل کلمه بود و هنر را خوب می‌فهمید. ▪️ چطور می‌توانستم به آن کشوردوست برگردم؟ به آن کشوردوستی که قبل از اولین دیدار برای دوستانم نوشتم: «دارم می‌رم پیش کشوردوست‌ترین ایرانی!» خواسته بودم با کنایه بگویم که کجایم. هرچند که بهتر بود از خوشی فریاد بزنم تا بدانند چه هیجان‌زده‌‌ام و چقدر نماز شکر خوانده‌ام و چقدر تمام راه را شعر زیر لبم زمزمه‌ کرده‌ام: «لحظه‌ی دیدار نزدیک است، باز من دیوانه‌ام، مستم. باز می‌لرزد دلم، دستم. باز گویی در جهان دیگری هستم...» ▫️ چطور برمی‌گشتم به آن کشوردوست؟ تمام آن راهی را که روزی با تپش قلبی از ذوق رفته بودم، چطور باید با گریه طی می‌کردم؟ چه کسی گفته چهل روز برای باور یک فقدان بزرگ کافیست؟ چه کسی گفته چهل روز برای هضم مصیبت بسنده است؟ باید چند نفر را بغل می‌زدم در آن خیابان؟ روی شانه‌ی چند نفر گریه می‌کردم؟ چطور به جای خالی آن آجرها و دیوارها نگاه می‌انداختم؟ به آن گلیم و ستون‌هایی که نبود؟ نه، نمی‌خواستم برگردم. نمی‌توانستم شیرینی آن خاطره‌ها را با نشتر جاهای خالی هلاهل کنم و فرو بدهم. می‌خواستم خیال کنم کشوردوست هنوز مثل همان صبح تمیز است و جاروکشیده. درخت‌هایش سبزاند. دیوارهایش سرپایند. گنجشک‌هایش می‌خوانند. آقا هم جایی پشت آن دیوارها، پنج صبح کارش را شروع می‌کند. کتابش را می‌خواند. چایش را سر می‌کشد و لابد گاهی جانش را تازه می‌کند به دیدن نوه‌هایش. به دیدن عروس و دخترهایش. لابد. برای کسی که روزی آرزو کرده درخت باشد، چنین آرزوهایی محال نیست. ✍🏻 هدا ترخان 📆 شماره ١٣ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
🖤 گزارش تصویری؛ حضور و تجمع مردم سراسر کشور در ایام اربعین شهادت حضرت آیت‌الله العظمی امام سیّدعلی حسینی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه، در بیعت با رهبر انقلاب اسلامی و دفاع از ایران عزیز. ۱۴۰۵/۱/۲۳ 🏴 🖥 Farsi.khamenei.ir