5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 ببینید؛
📽 پشتوانه، حضور مردم است
🌷 بشارت رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه درباره پیروزی قطعی درپی حضور و اتحاد ملّت ایران. ۱۳۹۲/۸/۲۹
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | بایزیدخوانی در خیابان
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 شاید برای اینکه بدانم چندم اسفند یا فروردین است لازم باشد به تقویم رجوع کنم اما حساب روزهایی که از جنگ میگذرد را خوب به خاطر دارم. انگار این جنگ مبدأ تاریخ و تقویم جدیدی برایمان شده است.
🔻 بعد از یک روز شلوغ، نزدیک ساعت ۹ شب، از من تنها یک جسم خسته باقی مانده بود که توان هیچ کاری را در خود نمیدید، حتی رفتن به قرار شبانهی حضور در خیابان. برای من تنبلی شبیه یک دوالپا است که روی دوشم سوار میشود و پاهای بلندش را چون تسمهای دورتادور گردنم میپیچد و حال و نام و اختیارم را از آن خود میکند. در همان حالت دنبال راه نجاتی میگشتم که تلفنم زنگ خورد. دوستم گفت: «امشب برای دیدنت به میدان شهدا آمدم، بیا تا با هم به تماشای این میدان بنشینیم که بیشباهت به یک آسمان پرستاره نیست.»
🔻 یکربع بعد بر سر قرار در یک شب روشن حاضر شدم. حرفمان رسید به شکار جنگنده اف ۳۵ و پایان افسانهی شکستناپذیری. دوستم برایم سورهی نصر خواند و گفت نصرت از آن خداست و وظیفهی ما حمد و تسبیح او و استغفار از اینکه گمان بردیم ما زدیم. یا اگر سربازان دشمن از ترس لباسهایش را به خورد لولههای فاضلاب ناو میدهند یا رختشویخانهی آن ناو دیگر را آتش میزنند گمان نبریم از موشکهای ما ترسیدهاند. این ترس را خدا در دلهایشان انداخته: «وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ.»
🔻 اینها را که شنیدم حس کردم چیزی شبیه یک آب زلال از یک چشمه، درست در وسط سینهام، جوشید و در من جریان پیدا کرد و تمام حجم تنم را پر کرد و با من یکی شد. به قول بایزید بسطامی من آبی بودم ایستاده که میجوشید.
🔻 با خود میگفتم چقدر از سنتهای الهی غافلیم، چقدر نیاز داریم که بیشتر از وعدههای الهی بدانیم و چقدر نیاز داریم به ایمانی شبیه به همین چشمه که برای همیشه در ما جاری باشد تا هیچ دوالپایی توان سوار شدن بر شانههامان را نداشته باشد.
✍🏻 مریم چهرقانی
🗓 شماره ١۵٢
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
KHAMENEI.IR
📢 گفتوگوی منتشر نشده رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای درباره ویژگیهای ممتاز و
🌷 حضرت آقا فرمودند من افتخار میکنم که فقیر هستم!
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
📩 شماره ۱۰ از ۱۷
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806