eitaa logo
«امین»
24.6هزار دنبال‌کننده
135 عکس
151 ویدیو
3 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 انتشار به مناسبت ✍️ همچُنان در صف جاماندۀ یاران هستیم... ▫️گرچه در سایۀ زلف تو پریشان هستیم ما بر آن عهد که بودیم کماکان هستیم ▫️ما نه‌تنها به نسیم سحری گل شده‌ایم که شکوفاتر از آن در شب طوفان هستیم ▫️مِهر اگر می‌بُری و چندصباحی دوریم منتظر باش که باز اول آبان هستیم ▫️یوسفِ راهِ تو، فرهادِ تو، مجنونِ توییم گو به چاه آی و به کوه آی و بیابان، هستیم ▫️تا به میقات شهیدان تو راهی ببریم همچُنان در صف جاماندۀ یاران هستیم ▫️ما که گرم از نفس روشن تابستانیم حال در سردی شب‌های زمستان، هستیم 👈 آقای مصطفی محدثی خراسانی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶ | مشاهده در سایت 📲 @khamenei_poems
«امین»
✍️ ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند 🌷 مگذار در تو اجنبيان سر برآورند 🌷 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مرتضی امیری اسفندقه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۸ خواند، به مناسبت سالروز ۲۲ بهمن منتشر می‌کند: ▫️ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند مگذار در تو اجنبيان سر برآورند ▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان تزوير را به تخت به زور زر آورند ▫️چيزي نمانده است كه فرزندهاي تو از بس شلوغ حوصله‌ات را سرآورند ▫️يك هفته است زخمي رعب و رقابتي در تو مباد حمله به يكديگر آورند ▫️همسنگران به جان هم افتاده‌اند و سخت در تو مباد حمله به همسنگر آورند ▫️با دست دوستي نكند راويان فتح از آستين خويش برون خنجر آورند ▫️فرزانگان شيفتۀ خدمتت مباد تشنه‌ي مقام، بازي قدرت در‌آورند ▫️گزليك مي‌دهند به دست منافقان از پشت سر مباد كه خيره سرآورند ▫️افتاده‌اند سخت به جان هم و تو را چيزي نمانده است به بام و در آورند ▫️تا حل كنند مشكل آسان خويش را چيزي نمانده اجنبي‌‌ داور آورند ▫️وجدان بس است، داور ايراني نجيب شاهد نياز نيست كه در محضر آورند ▫️در تو براي هم ‌وطن مرد من! مخواه ياران روزهاي خطر لشكر آورند ▫️بردار و در كليله و دمنه بخوان، مباد در تو به جاي شير، شغالِ گر آورند ▫️در تو مباد مكر شغال و صداي گاو همسر شوند و حمله به شير نر آورند ▫️نه... نه... مباد! باز امير كبير من! بهر گشودن رگ تو، نشتر آورند ▫️نادر حكايتي‌ست مبادا كه بر سرت ياران بلاي حملۀ اسكندر آورند ▫️ساكت نشسته‌اي وطن من سخن بگو چيزي نمانده حرف برايت درآورند ▫️در تو مباد جاي بدن‌هاي نازنين از آتش مناظره خاكستر آورند ▫️نه... نه... مباد مغز جوانان خوراك جنگ فرمان بده كه كاوۀ آهنگر آورند ▫️پاي پياده در سفر رزم اشكبوس فرمان بده كه رستم نام‌آور آورند ▫️سيمرغ را خبر كن و با موبدان بگو تا چاره‌اي به دست بيايد، پر آورند ▫️با اين يكي بگو كه خودت را نشان بده خارت مباد در نظر و منظر آورند ▫️با آن دگر بگو سر جاي خودت نشين كاري مكن كه حمله بر اين كشور آورند ▫️همسنگران به جان هم افتاده‌اند و گرم تا نان براي مردم ناباور آورند ▫️مردم كه آمدند به اعجاز رأي خويش از لجّه‌هاي رنگ برون گوهر آورند ▫️ايران من! بلند بگو، ها! بگو... بگو... مردم نيامدند كه چشم تر آورند ▫️مردم نيامدند كه بر روي دست‌ها از حجم سبز، دسته‌گل پرپر آورند ▫️مردم نيامدند كه از انفجار سرخ از خون عاشقان وطن ساغر آورند ▫️مردم نيامدند خدا را عوض كنند مردم نيامدند كه پيغمبر آورند ▫️مردم نيامدند دو دسته شوند و باز حمله به هم به دمدمه سر تا سر آورند ▫️مردم نيامدند بلاشك تلف شوند مردم نيامدند يقين تَسخر آورند ▫️مردم كه هر هميشه فرودست بوده‌اند تا بر فراز دست يكي سرور آورند ▫️كوزه‌گران كوزه‌شكسته كه قادرند با يك كرشمه، كوزه و كوزه‌گر آورند ▫️مردم نخواستند كه از فتح سومنات با خود ولو حلال، زن و زيور آورند ▫️مردم نخواستند به بزم مفاخره هميان نقره، خلطۀ سيم و زر آورند ▫️مردم نخواستند بساطي به هم زنند مردم نخواستند كه نامي برآورند ▫️مردم كه پاسدار شكست و درستي‌اند ناظر به هر چه خير و به هر چه شر آورند ▫️مردم كه داوران كهنسال و كاهنند نه مهره‌هاي پوچ كه در ششدر آورند ▫️مردم كه آمدند كتاب و كلاس را از پايتخت جانب آبيدر آورند ▫️مردم كه آمدند چراغ اميد را در ظلمت شبانه به هر معبر آورند ▫️مردم كه آمدند كه ايران پاك را بار دگر به نطق سر منبر آورند ▫️مردم كه فوتشان سخن و فنّشان غم است مردم كه آمدند سخن‌گستر آورند ▫️مردم كه هيچشان هنري غير عشق نيست مردم كه آمدند هنرپرور آورند ▫️ايران من! قصيده برايت سروده‌ام با شاعران بگوي از اين بهتر آورند ▫️بستم به بال باد و سپردم به ابرها از تو خبر براي منِ مضطر آورند ▫️تكرار شد اگر به دو سه بيت قافيه فرمان بده قصيدگكي ديگر آورند ▫️آيينۀ تمام قد عشق! پيش تو ياران چگونه سر زخجالت برآورند؟ ▫️اين شاخه‌هاي سر به درِ ريشه در خزان در محضر بهار چه برگ و بر آورند؟ ▫️نامحرمان خلوت انس تو با چه رو ايران من دوباره تو را در بر آورند؟ ▫️من عاشقانه شاعرم و شاعر وطن بيرون مرا مخواه كه از چنبر آورند ▫️اسفندم و به پاي تو بي‌تاب سوختن چشم بد از تو دور! بگو مجمر آورند ▫️من رأي داده‌ام به تو و مي‌دهم به تو از كاسه، چشم‌هاي مرا گر درآورند 👈 آقای مرتضی امیری اسفندقه؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ 📲 @khamenei_poems
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ خداوندا عطاهای تو عام است... 👈 گذرانِ شعرخوانی آقای ساعد باقری در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳ 📱 مجموعه‌ای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمه‌ی رمضان که یکشنبه‌ها در «امین» منتشر می‌شود. ▫️گشودم دست خود را پیش کف‌بین که وا گوید اگر دارد خبر هیچ ز عمر رفته و آیندۀ من بگوید فاش اگر بیند اثر هیچ 🗓 سال ۱۳۸۳ ▫️خداوندا عطاهای تو عام است عنایت‌های عامت بر دوام است بکَرَّمنا کبیر و کامگاریم بدین تشریف و خلعت شهریاریم 🗓 سال ۱۳۸۵ ▫️ ای حیات دل هر زنده‌دلی سرخ‌رویی‌دهِ هر جا خجلی بندۀ تو که به داغ تو خوش است به فروغی ز چراغ تو خوش است 🗓 سال ۱۳۸۷ 📲 @khamenei_poems
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از فعالیّت‌ها برای تغییر زبان و خط فارسی در دوران طاغوت 🗓 ، بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب درباره زبان و ادبیات فارسی 📲 @khamenei_poems
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ «همان هست و همان نیست!» 🎥 روایت دفتر شعر گم‌شدۀ زنده‌یاد هوشنگ ابتهاج که پس سال‌ها توسط رهبر انقلاب به دست او رسید. 🗓انتشار به مناسبت سالگرد تولد ه‍. ا. سایه غزل‌سرای برجسته معاصر ایران 📲 @khamenei_poems
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ برای مشق جنون شهر جای محدودی‌ست! 📹 ؛ مجموعه اشعار عاشقانه‌ی دیدارهای نیمه‌ی رمضان است که پنجشنبه‌ها در این حساب منتشر می‌شود. ▫️برای من که پُرم از قفس، پری بفرست اگرنه... یک‌دو نفس بال باوری بفرست ▫️برای مشق جنون شهر جای محدودی‌ست برایم از ورق دشت دفتری بفرست ▫️دو بغض، چشم مرا میزبان باران کن تر است دامن من... دیدۀ تری بفرست ▫️تو تا «عزیز» منی راه و چاه هردو یکی‌ست هنوز منتظرم، نابرادری بفرست ▫️خیال خانه‌ام از نور و پنجره خالی‌ست میان«بستۀ دیوارها» دری بفرست ▫️دلم گرفته از این آسمان بی‌پیغام دلم گرفته... برایم کبوتری بفرست 👈 سیدوحید سمنانی؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ | کیفیت اصلی 🎥 رهبر انقلاب از شعر عاشقانه می‌گویند 📲 @khamenei_poems
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 به مناسبت سالروز رحلت حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها؛ ✍️ همین ز شأن تو کافی که دخترت زهراست... ▪️اسیر حسن تو برگ گل است، شبنم هم دخیل عصمت تو آسیه‌ست، مریم هم ▪️ز هر دمت همه سر می‌رود عصارۀ وحی که با رسول خدا همسری و همدم هم ▪️تو کیستی؟ جبل‌النور خانۀ احمد! که تکیه کرده به نور تو کوه محکم هم ▪️زلال چشمۀ تطهیر از تو جاری شد گواه پاکی تو کوثر است، زمزم هم ▪️دمید در برهوت حجاز، یاس از تو بهشت می‌شود از مقدمت جهنم هم ▪️همین ز شأن تو کافی که دخترت زهراست فدای دختر تو عالم است و آدم هم ▪️به دست زهرۀ منظومۀ مطهر توست فقط نه چرخش دستاس، هر دو عالم هم ▪️عقیقِ عشقِ محمد نگین حلقۀ توست سر است حلقۀ تو از نگین خاتم هم ▪️تو با رسول هم‌آینه‌ای و هم‌آهی برای دردِدلش محرمی و مرهم هم ▪️کلید قلب نبی دست توست، با این گنج دگر نیاز نداری به اسم اعظم هم ▪️به یک تبسمت از طور سینۀ یاسین ملال می‌رود، اندوه می‌رود، غم هم ▪️ز رنج شعب ابی‌طالب آسمان خم شد ولی تو هیچ نیامد به ابرویت خم هم ▪️نفاق خواست که ناخن کشد به ماه رُخت ولی نشد ز مقام تو ذره‌ای کم هم ▪️نفاق خواند تو را پیرزن، جوان بودی رسول خواند تو را شیرزن، مکرم هم ▪️برای یاری حق مال دادی و جان نیز به محضر کرم تو گداست حاتم هم ▪️به شرح حال رسول و بتول بعد از تو فغان کم است، تاسف کم است، ماتم هم 👈 آقای محمود حبیبی کسبی؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ 📲 @khamenei_poems
✍️«به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. برایت گریه کردم، شعر گفتم، شعر کوتاهی به شوق آفرینی، خوب بودی، طیب‌اللهی دلم تنگ تو بود و تا اذان صبح را گفتند شب دلتنگی‌ام آمیخت با اشک سحرگاهی به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی! قدم برداشتی؛ گفتم عجب سروی، عجب ماهی! چه در روح جوانت بود ای حسن خدادادی که با موی سپیدت نیز این اندازه دلخواهی به سمت قله می‌رفتیم، آه ای قافله‌سالار کمر بر قتل تو بستند دزدان سر راهی غمت سنگین‌تر از تاب من است و چاره‌ای هم نیست به دوشش می‌کشد این‌بار کوهی را پر کاهی دلم می‌سوزد و می‌سوزد و می‌سوزد و ای داد نهان دارم هزار آتش‌فشان را پشت هر آهی در آغوش شهادت رفت دور از چشم ما مردم حکیمِ شاعرِ مردِنبردِ آیت‌اللهی شاعر: «آقای میلاد حبیبی» @khamenei_poems
✍️«در سوگ او امام زمان ناله‌ می‌کند!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم با امتی ز داغِ امام شهید کرد ما را که عشق خامنه‌ای بود جرممان زین داغ، نزدِ طعنه‌زنان روسفید کرد دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی این بار تیغ اراده‌ی حبل‌الورید کرد در سوگ او امام زمان ناله‌ می‌کند آن‌سان که در مصیبت شیخ مفید کرد پیوست مقتدا به شهیدان راه خویش آری مراد، عزم وصال مرید کرد موی جوان در آینه بنگر که شد سپید از مویه‌‌ها که در غم پیر فقید کرد جانم فدای قامت سَروش که خصم را در گردباد واقعه، لرزان چو بید کرد نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز آتش روان به خرمن خصم پلید کرد با خون خویش کشتی اسلام را چو نوح نزدیک‌تر به ساحل و صبح امید کرد خورشید خاوران به فلک خیمه زد ولی بر باختر عذاب خدا را شدید کرد قوم لئیم! بهر هلاکت به صف شوید زیرا جحیم، غرش «هل من مزید» کرد شاعر: «آقای افشین علا» @khamenei_poems
✍️ «سید علی جان! جان من قربان چشمانت!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. مثل حبیب بن مظاهر در دلش شوق شهادت داشت چشمان اقیانوسی‌اش از غم حکایت داشت هرگز نَمیرد آن که بعد از انقلاب عشق بر سرزمین قلب‌های مردم ایران حکومت داشت دست از مسیر سرخ سید برنمی‌داریم باید در این امواج وحشی، استقامت داشت از قاتلانش انتقامی سخت می‌گیریم کی می‌شود تا انتقامش خواب راحت داشت؟ سید علی جان! جان من قربان چشمانت چشمان تو یک آسمان شور و شجاعت داشت ایرانِ بعد از تو عجب ایران غمگینی‌ست بعد از تو باید تا ابد احساس غربت داشت ای قامتت محکم‌تر از البرز، از الوند قلب کدامین کوه مثل تو صلابت داشت؟ در هر قنوت خود شهادت آرزو کردی آری دعایت رنگ و بوی استجابت داشت جان وطن در ماتمت پیوسته خواهد سوخت از بس نگاه ما به دیدار تو عادت داشت تا صبح محشر پای عهد خویش خواهد ماند آن ملتی که در مسیر حق بصیرت داشت نابودی و پایان اسرائیل نزدیک است یک روز می‌فهمند این رؤیا حقیقت داشت شاعر: «آقای احمد علوی» @khamenei_poems
✍️ «دوباره می‌رسد از راه نیمۀ رمضان...!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. نشسته داغ غمت، بی‌کرانه بر جانم که زیر ابر پر از اشک، غرق بارانم هزار شمع، درونم مدام می‌سوزد حماسه است به جانم، اگرچه گریانم چه کرده داغِ خبر با دلم که بعد از تو به شورِ موج خروشان، شبیه طوفانم تو زنده‌تر شده‌ای در قلوب عالمیان من از حماقت دشمن، همیشه حیرانم اگرچه زخم بزرگی‌ست داغ تو، امّا همیشه خاطر من هست عهد و پیمانم دوباره می‌رسد از راه نیمۀ رمضان... بگو که در شب شعرت، به بیت مهمانم نگاه کن به افق‌های دوردستِ وطن... قوی و زنده به عشق است، خاکِ ایرانم شاعر: «خانم اکرم هاشمی سجزئی» @khamenei_poems