eitaa logo
«امین»
24.6هزار دنبال‌کننده
135 عکس
151 ویدیو
3 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ «همان هست و همان نیست!» 🎥 روایت دفتر شعر گم‌شدۀ زنده‌یاد هوشنگ ابتهاج که پس سال‌ها توسط رهبر انقلاب به دست او رسید. 🗓انتشار به مناسبت سالگرد تولد ه‍. ا. سایه غزل‌سرای برجسته معاصر ایران 📲 @khamenei_poems
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ برای مشق جنون شهر جای محدودی‌ست! 📹 ؛ مجموعه اشعار عاشقانه‌ی دیدارهای نیمه‌ی رمضان است که پنجشنبه‌ها در این حساب منتشر می‌شود. ▫️برای من که پُرم از قفس، پری بفرست اگرنه... یک‌دو نفس بال باوری بفرست ▫️برای مشق جنون شهر جای محدودی‌ست برایم از ورق دشت دفتری بفرست ▫️دو بغض، چشم مرا میزبان باران کن تر است دامن من... دیدۀ تری بفرست ▫️تو تا «عزیز» منی راه و چاه هردو یکی‌ست هنوز منتظرم، نابرادری بفرست ▫️خیال خانه‌ام از نور و پنجره خالی‌ست میان«بستۀ دیوارها» دری بفرست ▫️دلم گرفته از این آسمان بی‌پیغام دلم گرفته... برایم کبوتری بفرست 👈 سیدوحید سمنانی؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ | کیفیت اصلی 🎥 رهبر انقلاب از شعر عاشقانه می‌گویند 📲 @khamenei_poems
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 به مناسبت سالروز رحلت حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها؛ ✍️ همین ز شأن تو کافی که دخترت زهراست... ▪️اسیر حسن تو برگ گل است، شبنم هم دخیل عصمت تو آسیه‌ست، مریم هم ▪️ز هر دمت همه سر می‌رود عصارۀ وحی که با رسول خدا همسری و همدم هم ▪️تو کیستی؟ جبل‌النور خانۀ احمد! که تکیه کرده به نور تو کوه محکم هم ▪️زلال چشمۀ تطهیر از تو جاری شد گواه پاکی تو کوثر است، زمزم هم ▪️دمید در برهوت حجاز، یاس از تو بهشت می‌شود از مقدمت جهنم هم ▪️همین ز شأن تو کافی که دخترت زهراست فدای دختر تو عالم است و آدم هم ▪️به دست زهرۀ منظومۀ مطهر توست فقط نه چرخش دستاس، هر دو عالم هم ▪️عقیقِ عشقِ محمد نگین حلقۀ توست سر است حلقۀ تو از نگین خاتم هم ▪️تو با رسول هم‌آینه‌ای و هم‌آهی برای دردِدلش محرمی و مرهم هم ▪️کلید قلب نبی دست توست، با این گنج دگر نیاز نداری به اسم اعظم هم ▪️به یک تبسمت از طور سینۀ یاسین ملال می‌رود، اندوه می‌رود، غم هم ▪️ز رنج شعب ابی‌طالب آسمان خم شد ولی تو هیچ نیامد به ابرویت خم هم ▪️نفاق خواست که ناخن کشد به ماه رُخت ولی نشد ز مقام تو ذره‌ای کم هم ▪️نفاق خواند تو را پیرزن، جوان بودی رسول خواند تو را شیرزن، مکرم هم ▪️برای یاری حق مال دادی و جان نیز به محضر کرم تو گداست حاتم هم ▪️به شرح حال رسول و بتول بعد از تو فغان کم است، تاسف کم است، ماتم هم 👈 آقای محمود حبیبی کسبی؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ 📲 @khamenei_poems
✍️«به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. برایت گریه کردم، شعر گفتم، شعر کوتاهی به شوق آفرینی، خوب بودی، طیب‌اللهی دلم تنگ تو بود و تا اذان صبح را گفتند شب دلتنگی‌ام آمیخت با اشک سحرگاهی به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی! قدم برداشتی؛ گفتم عجب سروی، عجب ماهی! چه در روح جوانت بود ای حسن خدادادی که با موی سپیدت نیز این اندازه دلخواهی به سمت قله می‌رفتیم، آه ای قافله‌سالار کمر بر قتل تو بستند دزدان سر راهی غمت سنگین‌تر از تاب من است و چاره‌ای هم نیست به دوشش می‌کشد این‌بار کوهی را پر کاهی دلم می‌سوزد و می‌سوزد و می‌سوزد و ای داد نهان دارم هزار آتش‌فشان را پشت هر آهی در آغوش شهادت رفت دور از چشم ما مردم حکیمِ شاعرِ مردِنبردِ آیت‌اللهی شاعر: «آقای میلاد حبیبی» @khamenei_poems
✍️«در سوگ او امام زمان ناله‌ می‌کند!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم با امتی ز داغِ امام شهید کرد ما را که عشق خامنه‌ای بود جرممان زین داغ، نزدِ طعنه‌زنان روسفید کرد دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی این بار تیغ اراده‌ی حبل‌الورید کرد در سوگ او امام زمان ناله‌ می‌کند آن‌سان که در مصیبت شیخ مفید کرد پیوست مقتدا به شهیدان راه خویش آری مراد، عزم وصال مرید کرد موی جوان در آینه بنگر که شد سپید از مویه‌‌ها که در غم پیر فقید کرد جانم فدای قامت سَروش که خصم را در گردباد واقعه، لرزان چو بید کرد نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز آتش روان به خرمن خصم پلید کرد با خون خویش کشتی اسلام را چو نوح نزدیک‌تر به ساحل و صبح امید کرد خورشید خاوران به فلک خیمه زد ولی بر باختر عذاب خدا را شدید کرد قوم لئیم! بهر هلاکت به صف شوید زیرا جحیم، غرش «هل من مزید» کرد شاعر: «آقای افشین علا» @khamenei_poems
✍️ «سید علی جان! جان من قربان چشمانت!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. مثل حبیب بن مظاهر در دلش شوق شهادت داشت چشمان اقیانوسی‌اش از غم حکایت داشت هرگز نَمیرد آن که بعد از انقلاب عشق بر سرزمین قلب‌های مردم ایران حکومت داشت دست از مسیر سرخ سید برنمی‌داریم باید در این امواج وحشی، استقامت داشت از قاتلانش انتقامی سخت می‌گیریم کی می‌شود تا انتقامش خواب راحت داشت؟ سید علی جان! جان من قربان چشمانت چشمان تو یک آسمان شور و شجاعت داشت ایرانِ بعد از تو عجب ایران غمگینی‌ست بعد از تو باید تا ابد احساس غربت داشت ای قامتت محکم‌تر از البرز، از الوند قلب کدامین کوه مثل تو صلابت داشت؟ در هر قنوت خود شهادت آرزو کردی آری دعایت رنگ و بوی استجابت داشت جان وطن در ماتمت پیوسته خواهد سوخت از بس نگاه ما به دیدار تو عادت داشت تا صبح محشر پای عهد خویش خواهد ماند آن ملتی که در مسیر حق بصیرت داشت نابودی و پایان اسرائیل نزدیک است یک روز می‌فهمند این رؤیا حقیقت داشت شاعر: «آقای احمد علوی» @khamenei_poems
✍️ «دوباره می‌رسد از راه نیمۀ رمضان...!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. نشسته داغ غمت، بی‌کرانه بر جانم که زیر ابر پر از اشک، غرق بارانم هزار شمع، درونم مدام می‌سوزد حماسه است به جانم، اگرچه گریانم چه کرده داغِ خبر با دلم که بعد از تو به شورِ موج خروشان، شبیه طوفانم تو زنده‌تر شده‌ای در قلوب عالمیان من از حماقت دشمن، همیشه حیرانم اگرچه زخم بزرگی‌ست داغ تو، امّا همیشه خاطر من هست عهد و پیمانم دوباره می‌رسد از راه نیمۀ رمضان... بگو که در شب شعرت، به بیت مهمانم نگاه کن به افق‌های دوردستِ وطن... قوی و زنده به عشق است، خاکِ ایرانم شاعر: «خانم اکرم هاشمی سجزئی» @khamenei_poems
✍️ «به دست‌بوسی تو آمدن چه زیبا بود!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. بدون تو چه کند شعر نیمۀ رمضان بدون بزم زیارت، بدون آن هیجان بدون وعدۀ دیدار و حوزۀ هنری تلاش روزۀ مقبول و رفتنِ تهران بدون سفرۀ افطار، گعدۀ شعرا بدون نقد ظریفت، بدون لطف بیان به دست‌بوسی تو آمدن چه زیبا بود سرِ نماز جماعت، درُست قبلِ اذان محبت کلمات تو عطر خوبی داشت برای شاعر دلخسته تاب بود و توان برای تکۀ نان تبرک و نامه چه التماس دعاها به بیت بود روان برای چفیه گرفتن، برای انگشتر چه گریه‌ها که نکردند خیل منتظران به احترام تو هر شاعر احترام گرفت تو خواستی که شود شعر عشق اولمان! شاعر: «خانم پروانه نجاتی» @khamenei_poems
✍️ «آه هرگز دلم نمی‌آید بنویسم شهید خامنه‌ای!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️یاد باد آن شبی که با شعرا گرم لبخند و گفتگو بودیم در صفوف نماز، چشم‌به‌راه همه در انتظار او بودیم ▪️ناگهان می‌رسید سرو روان گل لبخند بر لبش پیدا می‌شد آغاز از همان لحظه بهترین میهمانی دنیا ▪️یاد آن چند ساعت شیرین شادمان کرده بود حالم را که صدایی شبیه بمب شکست شیشۀ نازک خیالم را ▪️مثل اخبار چند ماه اخیر این خبر نیز سخت سوزان بود سحری تیره، بامدادی سرد داغ تلخی برای ایران بود ▪️رمضان بود و باب جنت باز ناگهان پرکشید خامنه‌ای آه هرگز دلم نمی‌آید بنویسم شهید خامنه‌ای ▪️اشک می‌ریزم و دلم خون است وقت افطار نیمۀ رمضان حال مانده‌ست در دلم بی ‌او داغ دیدار نیمۀ رمضان ▪️باز دلتنگ دیدنش هرشب گوشه‌ای غصه‌دار و گریانم بعد افطار در خیالاتم پیش او عاشقانه می‌خوانم 📝 شاعر: «آقای حسین دهلوی» @khamenei_poems
✍️ شناسنامه‌ی ایران 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️جان من است و جهان من سید علی خامنه‌ای روح من است و روان من سید علی خامنه‌ای ▪️از من مپرس نام مرا هم شهرت و نشان مرا نام من است و نشان من سید علی خامنه‌ای ▪️سیم و زر تمام جهان باشند جمله از آن تو بگذار باشد از آن من سید علی خامنه‌ای ▪️در این سراست پناه من در روز حشر گواه من حصن من است و امان من سید علی خامنه‌ای ▪️ریزم به جنگ، خون عدو باطل کنم فسون عدو جاری‌ست تا به زبان من سید علی خامنه‌ای ▪️داغش اگرچه شرر زند از دل، شرر به جگر زند صبر من است و توان من سید علی خامنه‌ای ▪️گنبد، نشان شوکت او گلدسته‌‌ محو قامت او روح نماز و اذان من سید علی خامنه‌ای ▪️آقای این همه مرد و زن بابای کودکان وطن معشوق نسل جوان من سید علی خامنه‌ای ▪️آمیخت خون همسر او هم خون پاک دختر او با خون شیر ژیان من سید علی خامنه‌ای ▪️داماد پاک و نژاده‌ را یار و عروس و نواده‌ را با خویش برده چو جان من سید علی خامنه‌ای ▪️همچون رسول، نوحه‌سرا بنگر علی و فاطمه‌ را بر نعش سرو روان من سید علی خامنه‌ای ▪️بر پاره‌ی تن خود حسن همچون حسین بوسه زند بر کشته‌ی رمضان من سید علی خامنه‌ای ▪️تنها نه با ضربان من نامش رود به لبان من گوید امام زمان من سید علی خامنه‌ای ▪️خصم حرامزاده! ببین ایران و شرق و غرب زمین گویند جمله به‌سان من سید علی خامنه‌ای ✍️ افشین علا 🗓 اسفند ۱۴۰۴ @khamenei_poems
✍️ «هماره موج غمش سر به سینه می‌کوبد!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️مپرس داغ پدر سرد می‌شود یا نه که مرگ قصۀ مرداب‌هاست، دریا نه ▪️که در مصاف نشان داده است این دریا دل مواجهه دارد، سر مدارا نه ▪️که نقل داغ پدرکشتگی‌ست قصۀ ما زمان زمان تلافی‌ست، نه تماشا... نه ▪️ستاره‌ای که خطر می‌هراسد از نامش به وقت حادثه می‌ترسد از خطرها؟ نه ▪️بگو عقب بنشینند قوم ترسوها که جنگ کار شما نیست بی‌جنم‌ها! نه ▪️نگاه کوته شب‌تاب‌ها چه می‌فهمد که شوق شیوۀ پروانه‌هاست، پروا نه ▪️قرار آخر سردارها سرِ دار است کسی ندیده که باشند اهل حاشا، نه ▪️میان ما و شهیدانمان قراری بود نشسته‌ایم به پای قرار، از پا نه ▪️به خون به دفتر تاریخ ثبت خواهد شد علی غریب شد، اما دوباره تنها نه ▪️هماره موج غمش سر به سینه می‌کوبد مپرس داغ پدر سرد می‌شود یا نه... 📝 شاعر: «خانم رباب کلامی» @khamenei_poems
✍️ «اگرچه رفتی اما من به پيروزی یقین دارم!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. لباس مشکی‌ام را بر تنم کردم، نمی‌دانم که با این داغِ بر دل مانده، آیا زنده می‌مانم؟ دلم تنگ است، تنگِ آن صدای گرم و زیبایت برای صورت نورانی‌ات، خورشید تابانم! چه می‌شد ماهِ رویت را در این ماه مبارک دید؟ دلم خوش بود می‌آیم، برایت شعر می‌خوانم شهادت، شهد شیرینی که در کام تو جا خوش کرد ولی در حسرت دیدارت آتش زد به بنیانم تو جانت را فدای تک تکِ ما کردی و رفتی فدایت می‌شد اما کاش پیش از این، سر و جانم دلت گرم و خیالت جمع، من هستم که با شعرم امید و نور را بر چهرۀ تاریخ بنشانم اگرچه رفتی اما من به پيروزی یقین دارم مبادا ذره‌ای کمتر شود از قبل، ایمانم به پای مامِ میهن، هستی‌ام را می‌گذارم تا به آحاد جهان ثابت کنم فرزند ایرانم شاعر: «خانم ریحانه کرامتی» @khamenei_poems