✍️ «درجمع شهادتطلبانت دیدم!»
💗 #روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
▪️ای حق خروج کرده بر باطلها
آوازه صبح در غروب دنیا
درجمع شهادتطلبانت دیدم
مانند حسین در شب عاشورا
✍️ شاعر: «آقای مصطفی محدثی خراسانی»
@khamenei_poems
✍️ «چقدر فاصله دارد غم تو با اندوه!»
💗 #روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
▪️ چگونه گریه کنم ای حماسه در سوگت؟
که یاد تو همه صبر و صلابت است و شکوه
▪️چقدر داغ تو آهنگ نینوا دارد
چقدر فاصله دارد غم تو با اندوه
▪️نمیتوان ز تو گفتن مگر به شیوۀ تو
مگر که رود شوم در رثای تو ای کوه!
▪️میان هرولۀ شور سوگوارانت
هزار شکر که هستم یکی از این انبوه
▪️طنین نام تو فخر و بزرگی است و شرف
سلام بر تو پدر! ای بزرگ! ای نستوه!
✍️ شاعر: «آقای علیمحمد مودب»
@khamenei_poems
✍️ «تو میرسی و همین حالا زمان خواندن اشعار است!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
بیا خیال کنیم امشب جهان عاطفه سرشار است
تو شمع محفلمان هستی دوباره لحظۀ دیدار است
کمی که منتظرت ماندیم، نماز پشت سرت خواندیم
نمای بهتری از رویت کجای سفرۀ افطار است؟
چقدر شوق که از پله، دو تا دو تا بروم بالا
تو میرسی و همین حالا زمان خواندن اشعار است
دوباره نام مرا خواندند، دوباره سرخ شدم از شرم
به لکنت آمدهام از شوق، چقدر حافظه فرّار است
خیال میکشدم امشب، چراغ چشم غزل بودی
تو رفتهای و فقط مانده غمی که دائم و بسیار است
شاعر: «خانم سعیده کرمانی»
@khamenei_poems
✍️ «چشم تو صبح بود شبِ غمگرفته را!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
آقای من! که از قفس تن رها شدی
با خون وضو گرفتی و حاجتروا شدی
چشم تو صبح بود شبِ غمگرفته را
هر جا سکوت بود، صدای رسا شدی
نور خدا به چهرۀ ماهت نشسته بود
بر کشتی شکستهدلان ناخدا شدی
تنها پناهگاه تو، سجادۀ تو بود
از این مسیر راهی کرب و بلا شدی
رفتی به آسمان شهادت، حسینوار
همچون ستاره، روشنِ بیانتها شدی
دیدار با امام و شهیدان چه دیدنیست
همراه جمع عشق، دعاگوی ما شدی
عمری قرار بود فدایت شویم، آه...
اما خودت به خاطر ایران فدا شدی
شاعر: «خانم سمانه خلفزاده»
@khamenei_poems
✍️ «هنوز زنده به عشقیم، عشق حیدریات!»
💗 #روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
▪️ تمام کوچه و برزن پر از غبار غم است
غمی که گرچه جگرسوز و سخت، محترم است
▪️ اگر تمام غزلها سیاهجامه شوند
اگر همیشه بگِریَد چکامه، باز کم است
▪️ جهان برای دلی که نشسته در سوگت
پس از تو حضرت ماه آشیانۀ عدم است
▪️ اگر چه تلخ، اگرچه گزنده و سوزان
اگر چه سینۀ آمالِ ما پر از اَلَم است
▪️ هنوز زنده به عشقیم، عشق حیدریات
هنوز ارادۀ ما با امید همقدم است
▪️ کلیدواژۀ دیدار نیمۀ رمضان
هنوز جوهرۀ اشتیاق در قلم است
▪️ هنوز گوش به فرمان امر رهبری است
کسی که با ولیِ امرِ خویش همقسم است
▪️ مدافعان حرم فاتحان مِیدانند
تمام وسعت ایران برای ما حرم است
✍️ شاعر: «خانم سمانه رحیمی»
@khamenei_poems
✍️ «ای داستان عمرِ تو منظومۀ عزت!»
💗 #روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
▪️ای تکیهگاه محکم من، شانهات با ماست
لحن صدایت، هیبت مردانهات با ماست
▪️سهم کسی در حفظ میهن کم نخواهد شد
معیار ایراندوستی! پیمانهات با ماست
▪️انَّ معیَ ربّیِ انگشترت باقیست
روحِ توکل، سبحۀ صد دانهات با ماست
▪️تسلیم دنیای زر و زیور نخواهم شد
زهدِ نشسته روی فرش خانهات با ماست
▪️ای داستان عمرِ تو منظومۀ عزت
اسطورۀ آزادگی افسانهات با ماست
▪️من شب به شب، میدان به میدان پاس خواهم داد
این روزها امنیت کاشانهات با ماست
▪️گفتی برای صلح باید تیغ برداریم
اجرای دستور خردمندانهات با ماست
✍️ شاعر: «آقای سید ابوالفضل مبارز»
@khamenei_poems
✍️ «باز هم از دل گودال خبر آوردند!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
جملههای خبری از تو خبر آوردند
روضهها روز دهم، داغ جگر آوردند
عید قربان شده انگار که در مسلخ صبح
هر چه سردار به دیدار تو سر آوردند
نیل برخیز و هیاهو کن و هی هی کن باز
مادران در دل گهواره پسر آوردند
زندهای، زندهتر از پیش! خبرها گفتند
که درختان غیور تو ثمر آوردند
تیغ در دست بچرخان و ببین امت خشم
تیغ غیرت به پر شال کمر آوردند
ما پر از وحدت رنجیم پر از تکثیریم
ریشه کردیم اگر زخم تبر آوردهاند
دلبری کردهای از مرگ که راوی میگفت
شرحی از راز تو را اهل هنر آوردند
شمر آمد وسط معرکه؛ تاریخ نوشت
باز هم از دل گودال خبر آوردند
شاعر: «خانم عالیه مهرابی»
@khamenei_poems
✍️ «در کنار تو رها بودیم از اندوه و درد!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
ای یگانه پاسدار سرزمین شاعران
در میان حلقۀ شعری نگین شاعران
لحظه لحظه شعر بود و لحظه لحظه نور بود
لحظههایی که تو بودی همنشنین شاعران
در کنار تو رها بودیم از اندوه و درد
بود آغوشت پدر حصن حصین شاعران
حرفهایت شعر بود و شعرهایت حرف داشت
حرفی از جنس نگاه ریزبین شاعران
آفرین بر هر کسی که آنِ چشمت را سرود
آفرین بر طبع مضمونآفرینِ شاعران
در خیالاتم برایت شعرخوانی میکنم
طیباللهی نصیبم کن امین شاعران
شاعر: «آقای عباس جواهری رفیع»
@khamenei_poems
✍️ «هر روز در دل من، دیدار شاعران است!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
گفتی شهید زندهست، گفتی که مرگ جان است
گفتی شهادت آیا جز عمرِ جاودان است؟
گفتی به حکم قرآن پاینده باد ایران
این خطه مرز ایمان، این خاک، آسمان است
گفتی به ما حکایت از غیرت و شجاعت
گفتی به ما که شیطان دنبال داستان است
چندینهزار موشک لبیک ماست بیشک
مشتی که صهیون از آن انگشت بر دهان است
ای مرد پایمردی روزی که بازگردی
عالم به لطف مهدی در امن و در امان است
ای بینظیر دلبر، ای بیبدیل رهبر
دلتنگیام برایت آنسوتر از بیان است
حال ای امین امت بی انتظار نوبت
هر روز در دل من دیدار شاعران است
شاعر: «آقای علیرضا نورعلیپور»
@khamenei_poems
✍️ «امشب چقدر لاله شکفتهست بر تنت!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
باورنکردنیست از این خانه رفتنت
اینطور بیخبر نرو، دستم به دامنت
ای سرو من که جشن تبرها برای توست
امشب چقدر لاله شکفتهست بر تنت
آخر کدام تیغ اثر کرد بر گلوت؟
وقتی هزار نام خدا بود جوشنت
حالا چقدر یار قدیمی که در بهشت
دارند دستهدسته میآیند دیدنت
باری به رغم ابرترین روزهای قرن
میتابد از ورای زمان چشم روشنت
پایندهباد تا ابدالدهر یاد تو
پایندهباد تا ابدالدهر میهنت
شاعر: «خانم فاطمه عارفنژاد»
@khamenei_poems
«امین»
✍️ «انگشتر العزه لله تو سرخ است!»
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
با آن عبای مهربان از پیش ما رفتی
ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی
آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
آرام، تنها، بیصدا پیش خدا رفتی؟
ما مردم خوبی برای تو نبودیم آه
ما آشنای گریههای تو نبودیم آه
با خود نگفتی عاشقانت بیتو میمیرند؟
با خود نگفتی نیستی دلشوره میگیرند؟
دیشب تو را خیلی صدا... خیلی صدا کردیم
وقتی خبر آمد تو رفتی، گریهها کردیم
نفرین به آن که زخمیِ اندوه و آهم کرد
عادت به شبهای بدون تو نخواهم کرد
باید عزاداری کنیم امسال با غمها
دیگر نمیآییم پیش تو محرمها
هر شب محرم پای تو ما گریه میکردیم
با آه جانفرسای تو ما گریه میکردیم
تو ذکر میگفتی میان روضه و یکریز
با ذکرگفتنهای تو ما گریه میکردیم
در فاطمیه اشکهایت اوجِ ماتم بود
با ذکر یازهرای تو ما گریه میکردیم
ای اشکهایت آسمان، ای اشکهایت نور
با گریهکردنهای تو ما گریه میکردیم
دیشب نبودی کوچهها ابرِ بهاران بود
بعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود
حالا جهان ای شعر غمگین اشک میریزد
بیتو «خیابان فلسطین» اشک میریزد
سجادهها تسبیح و عِطرت را نمیبینند
دیگر نماز عید فطرت را نمیبینند
آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتی
شاید هوای کوی دیگر داشتی، رفتی
همچون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است
انگشتر العزه لله تو سرخ است
ای کاش ما جای تو در آوار میماندیم
ای کاش میمردیم و از داغت نمیخواندیم
آه ای علمدار حرم بی تو حرم تنهاست
میدان به میدان روضۀ تنهاشدن برپاست
ما را به این نامحرمان، نامردمان مسپار
با خود ببر ما را و دست این و آن مسپار
ای تا ابد دردت به جان از پیش ما رفتی
آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
شاعر: «آقای رضا یزدانی»
@khamenei_poems