eitaa logo
«امین»
24.6هزار دنبال‌کننده
135 عکس
151 ویدیو
3 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ «نشسته‌ام که برایت ترانه بنویسم!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️و خواستم که تو را بی‌کرانه بنویسم تجلی نفسی جاودانه بنویسم ▪️اجازه می‌دهی‌ام ای حماسه بشکوه برای تو دو سه خط عاشقانه بنویسم؟ ▪️برای غربت گنجشک‌های درمانده تو را پناه، تو را آب و دانه بنویسم ▪️برای تشنگی غنچه‌های چشم به راه تو را همیشه‌ترین رودخانه بنویسم ▪️برای بغض، تو را آسمان صدا بزنم برای ابر، تو را آشیانه بنویسم ▪️چقدر باید از این داغ‌ها بگویم باز چقدر باید از این زمانه بنویسم ▪️و من چقدر حقیرم بجای چون تو شدن نشسته‌ام که برایت ترانه بنویسم ✍ شاعر: «آقای میثم یوسفی» @khamenei_poems
✍️ «نداشت واهمه از هیچ‌کس به غیر خدایش!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️رسیده است دعایش به آسمان اجابت چه چاره است به جز این، سفر به خیر و سلامت ▪️تمام عمر شریفش جهاد بود و در آخر رساند زندگی‌اش را به ایستگاه شهادت ▪️چه ساده بود گلیمش، چه ساده بود عبایش چقدر در همه عمرش، غریب بود به غایت ▪️نداشت واهمه از هیچ‌کس به غیر خدایش همیشه داشت به جد شهید خویش شباهت ▪️گرفته بود به زیر عبای خویش وطن را که بود پرچم این خاک دست او به امانت ▪️پناه مردم خود بود و بی‌پناه ولی رفت چگونه رفتنش این را چه خوب کرد روایت ▪️قرار بود که با او نماز عید بخوانیم قرار بعد بماند برای صبح قیامت ▪️اگرچه فاصله‌ها بود بین عاشق و معشوق رسید آخر قصه به آرزوی زیارت ✍ شاعر: «خانم لیلا علیزاده» @khamenei_poems
✍️ «برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ پس از این لحظه‌های بی‌امانِ زخمیِ خون‌رنگ ▪️تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک می‌ریزم پس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ ▪️گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فَلاخَن را صبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی، سنگ! ▪️غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آن‌سان که دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگ‌آهنگ ▪️غمت را نیزه کن، پرتاب کن، آن‌سان که بی‌وقفه بیندازد پیِ تاتارها فرسنگ تا فرسنگ ▪️تمام ابرها را دانه‌دانه گریه خواهم کرد ولی وقتی گذشتیم از خم این جادۀ دلتنگ ✍️ شاعر: «خانم اعظم سعادتمند» @khamenei_poems
✍️ «ای رجعت تو ناب‌ترین لحظۀ دیدار!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️سرخ است افق، خون تو پاشیده بر افلاک؟ یا پرچم صبح است همین پیرهن چاک ▪️دیدیم شبیخون زده بر شام پریشان والصبح که جاری شده بر آن لب عطشان ▪️ما را غم تو کشت و حیات ابدی داد وآن مشت گره کرده که شد جرأت فریاد ▪️لا گفتی و إلّا شدی ای قامت توحید! ای خون تو جوشنده‌تر از چشمۀ خورشید! ▪️یادی‌ست پر از زمزمه و خاطره یادت محبوب شهیدانی و معشوق شهادت! ▪️ای چشمۀ بی‌تاب حیات ای عطش سرخ! دل برده‌ای از آب حیات ای عطش سرخ! ▪️عشاق تو دلتنگ‌ترین لشکر عالم آواز «لثارات» برآرند دمادم ▪️کِی تن به ستم‌ می‌دهد و دست به اَعدا نسلی که تو را دید و شنید از تو رجزها: ▪️بیعت نکند مثل من و دست یزیدی رفتی و چنین گفت شهیدی به شهیدی ▪️ای خون تو جوشنده‌تر از چشمۀ خورشید یورِش ببر اینک به شب خستۀ تردید ▪️ما پا به رکابیم پدر تا برسد یار ای رجعت تو ناب‌ترین لحظۀ دیدار ✍ شاعر: «آقای محمدمهدی سیار» @khamenei_poems
✍️ «درست مثلِ سلامی صدا صمیمی بود!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. درست مثلِ سلامی صدا صمیمی بود درست بود، صدا دوستی قدیمی بود صدا که رسمِ وفا را به یادِ ما آورد صدا که آمد و آری صدا صفا آورد صدا که باز مرا سحر کرد، بُرد از خود صدا که آمدنش شعرِ ناگهانی شد صدا که گرم، که گیرا، که خوش شکفت صدا صدا که سرزد و گل گفت و گل شنفت صدا صدا شگفت: صدا دلربا، صدا محجوب صدا به‌تنهایی جمعِ هرچه خوبی و خوب صدا که رهگذرِ ساکنِ جهانم بود که رفت و رفت؛ ولی جانِ جانِ جانم بود صدا نبود، خدا بود و مست دست افشاند صدا که تا ابدالدهر ماند؛ گرچه نماند! شاعر: «آقای سیدعلی لواسانی» @khamenei_poems
✍️ «سر سجاده در اوج کدامین آسمان بودی!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودی پناه قلب‌های خسته از جور زمان بودی ▪️نمایان بود در پیشانی‌ات اشراق قدوسی تماشایی‌ترین آیینۀ حیدرنشان بودی ▪️أشداء علی الکفار بودی مثل پیغمبر ولی با مردم ایران همیشه مهربان بودی ▪️تمدن‌ساز بود اندیشه‌های روشنت ای ماه! بلندآوازه بودی، نور بودی، بی‌کران بودی ▪️همیشه می‌ستودی باور سرخ فلسطین را تو ای آزاده! عمری حامی این آرمان بودی ▪️جهان آموخت از تو گفتمان استقامت را تو پرچمدار این اندیشه و این گفتمان بودی ▪️تو گفتی دل قوی داریم فتح قله نزدیک است تو که تنها علمدار امین کاروان بودی ▪️بگو با عاشقان، راز دعای مستجابت چیست؟ سر سجاده در اوج کدامین آسمان بودی؟ ▪️شهادت جاودانت کرد در تاریخ این کشور ولی در قلب مردم قبل از این هم جاودان بودی ✍ شاعر: «خانم بشری صاحبی» @khamenei_poems
✍️ «چه آرامشی در صدای تو بود!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. اگر تو نباشی خدای تو هست بر این جاده‌ها ردّ پای تو هست چه آرامشی در صدای تو بود پس از تو طنین صدای تو هست به دامان سجّادۀ ساده‌ات نسیم خوش گریه‌های تو هست بر آن جای خالی اگر نیستی به دل‌های غمدیده جای تو هست یقین غافل از حال ما نیستی دعاهای حاجت‌روای تو هست در این تن سپردن به تقدیر دوست رضای خدا و رضای تو هست شاعر: «آقای محمدرضا ترکی» @khamenei_poems
✍️ «لب‌تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش!» ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. نامش بلند باد که مانند دلبرش لب‌تشنه بود و غرقه به خون گشت پیکرش یادآور دمی‌ست که فرق علی شکافت گویا حسین بر سر نی می‌رود سرش فرعونیان ز مشت گره کرده‌اش ملول لرزید کاخ ظلم ز الله اکبرش نیکان روزگار و دلیران کارزار پیوسته‌اند از همه دنیا به لشکرش سروی که سروها همه تعظیم می‌کنند چون چشم می‌برند به قد صنوبرش یاری کز او نمونۀ دیگر ندیده‌ایم واحسرتا اگر که نبینیم دیگرش خونش بزرگ بود و بزرگی به جا گذاشت تاریخ می‌نویسد از این خون به دفترش باید فَرَزدَقی بنویسد قصیده‌ای من کیستم که شعر بگویم به محضرش؟ کو محتشم که مرثیه‌ای تازه سر کند؟ دعبل بیا و شعر بخوان در برابرش آن پیر می‌فروش که مست حسین بود ای کاش ساغری زده بودم به ساغرش روزی در این مقام چو روز حسین نیست شامی شبیه شام غریبان خواهرش ما وارثان خون گلویی بریده‌ایم جان‌ها فدای عطر ضریح معطرش وین ملتی که خامنه‌ای بود امید او اینک دوباره خامنه‌ای باد رهبرش شاعر: «آقای سجاد سامانی» @khamenei_poems
✍️ «بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️آری! هوا خوش است و غزل‌خیز در بهار باریده است خندۀ یکریز در بهار ▪️از باد نوبهار، حدیث است تن مپوش باید درید جامۀ پرهیز در بهار ▪️اما خدا نیاورد آن روز را که آه... گیرد دلی بهانۀ پاییز در بهار ▪️بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟ چندین دروغ مصلحت‌آمیز در بهار ▪️با دیدنم پر از عرق شرم می‌شوند گل‌های شادکامِ دل‌انگیز در بهار ▪️می‌بینم ای شکوفه! که خون می‌شود دلت از شاخۀ انار میاویز در بهار ✍ شاعر: «آقای محمدمهدی سیار» @khamenei_poems
✍️ «آه ای سرود ملی ایران صدای تو!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️ ای خشم رودهای خروشان صدای تو! جوش و خروش تندر و طوفان صدای تو ▪️دشمن، خیال کرده تو را می‌کشد ولی پیچیده در میانهٔ میدان صدای تو ▪️در شعله‌های آتش نمرود، زنده‌ای می‌آید از میان گلستان صدای تو ▪️در آسمان نشسته‌ای و موج می‌زند از شهر و روستا و خیابان صدای تو ▪️آتش زدند خیمهٔ نورانی تو را خاموش می‌شود مگر این‌سان صدای تو؟ ▪️خشم تو بر زمین زده دیو سپید را ای نعره‌های رستم دستان صدای تو! ▪️پیچیده در تمام جهان، شرق تا به غرب از مادرید تا دل تهران صدای تو ▪️سمت کدام قله، جهان را صدا زدی؟ افکنده ترس در دل شیطان صدای تو ▪️ای عشق جاودانه که در سینه می‌تپی! آه ای سرود ملی ایران صدای تو! ✍ شاعر: «خانم مرضیه براتی» @khamenei_poems
✍️ «تو از طراوت باران صبح عید نوشتی!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️تو از بهار سرودی، تو از امید نوشتی همه سیاه نوشتند و تو سپید نوشتی ▪️خزان اگر‌ چه تو را یک دو روز خانه‌نشین کرد تو از طراوت باران صبح عید نوشتی ▪️اگر چه بال پریدن شکسته بود، ولی تو از آن پرنده که از دام‌ها پرید، نوشتی ▪️طنین حادثه پاشید خون به دفتر شعرت قلم به جوهر غیرت زدی، شهید نوشتی ▪️عجب جنون شگفتی‌‌ست در تن کلماتت! مگر که با قلم شاخه‌های بید نوشتی؟ ✍ شاعر: «خانم سیده‌تکتم حسینی» @khamenei_poems
✍️ «عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی!» 💗 ؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه. ▪️ای سرو! سایه‌سار تو را هیچ‌کس نداشت آرامش و وقار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️در قحطی یقین و شبیخون خستگی ایمان استوار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️هر سوی این دیار گهرخیز پاک را گشتم ولی عیار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️در عزم، هم‌رکاب تو عالم به خود ندید در رزم، پشتکار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️هم بی‌شمار دشمن بدخواه داشتی هم خیل دوستدار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️عمری در اوج بودی و مظلوم زیستی هرچند اقتدار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️مانند آبشار روان از ستیغ کوه چشمان اشک‌بار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️جز کشته‌گان تشنه‌لب دشت کربلا اصحاب جان‌نثار تو را هیچ‌کس نداشت ‌ ▪️ در انتخاب راه سعادت به مرگ سرخ عزم حسین‌وار تو را هیچ‌کس نداشت ✍ شاعر: «آقای افشین علا» @khamenei_poems