فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
با این تکنولوژی جدید، جان خیلی از موتوریها در زمان تصادف حفظ خواهد شد !
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کاری ندارم چه جوری تصادف کرده که این بلا سر ماشین اومده ولی قاعدتا الان این ماشین نباید بتونه حرکت کنه!😐😐
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
توی یک بزرگراه در آلمان تصادف وحشتناکی شده و یه عده از رانندهها میخوان از صحنه تصادف عکس و فیلم بگیرن؛ چیزی که توی ایران عادیه ! پلیس بهشون میگه خیلی دوست دارید اجساد رو ببینید؟! و پیادهشون میکنه و اصرار میکنه راننده رو ببره بالای سر اجساد؛
ادامش رو خودتون ببینید. در آخر هم جریمه سنگینی براشون مینویسه !👌
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تصادف کامیون حامل رنگ 👆 قیافه راننده رو 😂
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تصادف فقط این😂😂
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
دنیای آرزو های خوب.(رادیو مرسی).mp3
3.94M
یک روزِ خوب روزیه که :
با یک رویا به خواب بری،
و با یک هدف از خواب بیدار بشی...
امیدوارم امروزتون دقیقا از این مدل روزا باشه ❤️🙏
#رادیو_مرسی
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حسی که بعد از انجام این کار به آدم دست میده ، حسه همون جراح قلبی هس که وقتی از اتاق عمل میاد بیرون میگه عمل موفقیت آمیز بود😃😜
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شرط بندی علی ضیا با نابغه ایرانی در برنامه زنده...
( حواسش نیست رو آنتنه؟؟😳😳)
🌺🌼🌺
#مکافات_عمل
✅"داستانی واقعی و تکان دهنده از یک پزشک!"
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان دادن که باید پایش را بعلت عفونت میبریدیم. دکتر گفت که این بار من نظارت میکنم و شما عمل میکنید.
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: «برو بالاتر!» بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت: «برو بالاتر!» بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت: «برو بالاتر!!!» تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته!
لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد خیلی تلخ. دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی میکردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانواییها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی میکشیدند که داستانش را همه میدانند.
عدهای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاقشان را تهیه میکردند و عدهای از خدا بیخبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی میکردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایهمان که دلال بود و گندم و جو میفروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم! پدرم هر قیمتی که میگفت همسایه دلال ما با لحن خاصی میگفت: «برو بالاتر...» «برو بالاتر...!!!»
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: «بچه پامنار بودم. گندم و جو میفروختم. خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...»
دیگر تحمل بقیه صحبتهایش را نداشتم. خود را به حیاط بیمارستان رساندم. من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛ اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پیرمرد بیمار نگران است شاید دیگر زنده نمونه
و در اتاق عمل از پزشکان میخاد که برای آخرین بار این آواز لری را بخونه.. طفلی انگار داره برای مرگ خودش روضه میخونه! چقدم غمگینه
دم پزشکی که با دل بیمار راه میاد گرم...
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9