💎ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ
ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺍﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻣﺶ ،ﺑﻬﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ .
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ .
ﺩﺭ ﺍﻥ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ
ﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺦ !
ﻧﺦ ﺍﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻫﺎﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯﺗﺮﺱ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺣﻤﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻡ
ﺍﺯ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻣﺪﻡ
ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ
ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ
. ﺑﻮﺳﯿﺪﻣﺵ
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ ..
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
یاد بگیریم
از محبت دیشب پدر نگوییم در حضور کسی که پدرش در آغوش خاک آرمیده است...
یاد بگیریم
از آغوش گرم مادر نگوییم در حضور کسی که مادرش را فقط در خواب میتواند ببیند ...
یاد بگیریم
اگر به وصال عشقمان رسیدیم، میان انبوه جمعیت کمی دستانش را آهسته تر بفشاریم،
شاید امروز صبح کسی در فراق عشقش چشم گشوده باشد ...
یاد بگیریم
اگر روزی از خنده فرزندمان به وجد آمدیم، شکرش را در تنهاییمان به جا آوریم
نه وصف خنده اش را درجمع ...
شاید کسی در حسرتش روزها را میگذراند...
یاد بگیریم
آهسته تر بخندیم، شاید کسی غمی پنهان دارد
که فقط خدا میداند.
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
علی ضیا در جواب مهمان برنامه : من با خواهر زادم کاشونی صحبت میکنم٬ خواهرم ناراحت میشه .
#فرمول_یک
💚 @AliZiya_64 💚
اخبار داغ سلبریتی ها
┄┅┅❅📀🖥📀❅┅┅┄
@BaSELEBRTY
سوتی ازدواج☺️
من تازه ازدواج كرده بودم و همسرم يزديه و ي رسمي ك دارن ميخوان بگن خداحفظتون كنه ميگن خداحافظ شما
ي روز ك عموشون رفته بودن بيمارستان من تماس گرفتم احوالشون و بپرسم بعد مكالمه ي بين من و عمو...
من:سلام عموجان خوبين؟من هانيم زن ابوالفضل 😊😊
عمو:به به سلام عروس خانم خوبين؟؟خداحافظ شما باشه 🙌🏻🙏🏻
من:خداحافظ👋🏼👋🏼
من قطع كردم😐😐
اول تمام خونه تو هنگ بودن تا همسرم زنگ زد مرده بودن از خنده و خونه ي ما وقتي فهميدن رفتن رو هوا خلاصه همون ماه اول ابروم پيش فاميل شوهر رفت😁😢
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
جلسه ای بود كه احمد كاظمی، باقر قالیباف، قاسم سلیمانی و همه رفقا بودند. من دیدم كه شهید كاظمی گفت گرسنه ام چرا غذا نمی دهند، جلسه هم خیلی مهم بود، وقتی برای غذا رفتیم یك سفره رنگین انداخته بودند و مشخص بود ارتش سنگ تمام گذاشته است. این موضوع مربوط به اوج جنگ یعنی بین سال های ۶۵-۶۴ است. من دیدم احمد كاظمی كه از فرماندهان نیروی زمینی سپاه بود نشست و ظرفی كشید جلو، چند تكه نان و پنیر و سبزی گذاشت جلویش و خورد بعد هم چیز دیگری نخورد. گفتم این همه غذا هست چرا نمی خوری، احمد آقا گفت نه ما به این سفره ها عادت می كنیم بهتر است از خودمان مراقبت كنیم و از این تشریفات خالی باشیم. آن زمان بچه ها خودشان را حفظ می كردند. این طرف تر آمدم. آقا رحیم را دیدم كه ظرفش تمیز تمیز است و هیچ چیز استفاده نكرده، گفت دل درد داشتم نان خوردم و سیر شدم. بعدا از آقا رحیم پرسیدم چرا چیزی نخوردی گفت یاد بچه های خودمان در جنگ كه می افتم شرفم اجازه نمی دهد.
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
رجزخوانی پسربچه 4 ساله خطاب به ترامپ
😍
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
هدایت شده از اخبار داغ سلبریتی ها
#اطلاعیه_موسسه_ققنوس
🔹چگونه جلسه خواستگاری خوبی داشته باشیم
🔹فرآیند خواستگاری صحیح؟
🔹سوالات خواستگاری (۷۰ سوال کلیدی)
✅مخاطبین محترم جهت دریافت فایل PDF با ادمین دوم کانال موسسه ققنوس ارتباط بگیرید.🙏🙏
👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1920204813C51827a08d7
#سبک_زندگی_اسلامی #مهارت_های_زندگی #همسر #مشاور #ازدواج #خواستگاری
#مشاوره
بهحاج قاسم گفتم مرا با خودت به سوریه ببر
عباس افزون که یکی از فرزندانش را پس از انقلاب شهید انقلاب کرده است، در طول جبهه چشمانش در حمله شیمیایی حلبچه دچار آسیب شد و یک ترکش هم یادگاری دارد.
او میگوید: حاجقاسم در طول دوران جنگ هم همیشه جلوتر از نیروهایش بود وقتی به همرزمان میگفتیم چرا؟ میگفتند اگر ایشان نیاید که قدرت پیدا میکند، برود اگر او جلو نباشد که شما جرأت نمیکنی بروی فرمانده لشکر اصلا استراحت نداشت، رزمندگان میگفتند خداوند خودش همه برنامهها را برای فرمانده منظم میکند ایشان هیچ وقت خستگی نداشت.
همرزم حاجقاسم از سالهای بعد از جنگ هم گفت، اینکه هر وقت حاجقاسم کرمان میآمد بخصوص در ایام فاطمیه در بیتالزهراء به دیدنش میرفتم، به من میگفت، آقای افزون تو نیروی امام زمانی چند سری احوالم را پرسید گفتم خوبم.
حتی به سردار گفتم، من را ببر با خودت به سوریه ببر که حاجی گفت، تو سنت بالا هست وقتی بیای آنجا دشمن میگوید اینها نیرو نداشتند که این پیرمرد رو با خودشون آوردند.
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
از الان معلومه که این کاره است😍
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
هدایت شده از اخبار داغ سلبریتی ها
راجب مسائل #خانوادگی و اختلافات با #همسر سوالات بسیاری داشتم. به دنبال یه کانال آموزشی قوی بودم که تمام آموزش های لازم راجب #خودشناسی، #همسرداری و #تربیت_فرزند را داشته باشه.
این کانال را به توصیه دوستانم پیدا کردم.
به شما هم معرفی میکنم. حتی میتونید وقت مشاوره بگیرید.
موفق باشید 🙏
👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1920204813C51827a08d7
💎هیچ وقت یک "تشکر" خشک و خالی تحویل شنونده ات نده.
همیشه آن را تبدیل کن به " ممنونم به خاطر..." آدم ها اغلب آنقدر از عبارات خشک و خالی " ممنون" استفاده می کنند که دیگر حتی به زحمت آن را می شنوی.
وقتی که روزنامه ی صبح را می خریم. یک " ممنونم" خشک و خالی به فروشنده که بقیه ی پولمان را پس می دهد، می گوییم.
آیا این همان "ممنونی" است که به عزیزی می گویی که شام خوشمزه ای برایت پخته است؟
پس در موقعیت مناسب ، همراه با عبارت "ممنونم" خود، دلیل تشکرت را هم ذکر کن.
- ممنونم که صبر کردی👌
- ممنونم که انقدر مهربونی👌
- ممنونم که منو تنها نذاشتی👌
- ممنونم که به فکر زندگیمون هستی👌
- ممنونم به خاطر اینکه اومدی👌
- ممنونم که درک میکنی👌
┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄
@khandehpak
✨همسرم با معرفت، خوش اخلاق، خانواده دوست و اهل احترام به بزرگترها بود، خدمت خلق و گره گشايي از مشكلات آنان از ويژگي بارز روح الله بود.
✨اگر براي گره گشايي از مشكل ديگران، دست به كار مي شد تا آن را به سرانجام نمي رساند، دست بردار نبود.
✨زادگاه من، يزد و زادگاه همسرم اصفهان است، در يك روز در مسير يزد به اصفهان، متوجه خودرويي شديم كه نياز به كمك داشت، روح الله توقف كرد و پس از گفت و گو با راننده متوجه شد كه نياز به لاستيك زاپاس دارد و او زاپاس خودرو خودمان را به راننده داد تا به مقصد برسد.
✍روایتی از همسر شهید
#ما_ملت_امام_حسینیم
#شهید_روح_الله_مهرابی
#بهشت_نشین
@Modafeaneharaam