eitaa logo
شادی و نکات مومنانه
65هزار دنبال‌کننده
12.9هزار عکس
26.3هزار ویدیو
329 فایل
در صورت رضایت صلوات برای #مادر_بنده و همه اموات مومنین بفرستید لطفا @Yaasnabi   @BaSELEBRTY @zendegiitv4 @menoeslami @jazabbb @shiriniyeh @mazehaa @cakekhaneh @farzandbano @T_ASHPAZE @didanii @sotikodak تبلیغات @momenaneHhh
مشاهده در ایتا
دانلود
زیباتر کردن دنیا کار سختی نیست، کافیه یه کم دلگرمی تو جیبت بذاری؛ یه کم عشق تو دستات داشته باشی؛ یه کم مهربونی هم تو نگاهت! يكم صداقت تو حرفات ؛ يكم وجدان در درونت فقط يكم انسان باشيم انسان گونه زندگى كنيم . همين يكم ها اگه باشه دنيا گلستان ميشه صبح بخیر ❄️☀️ ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
🌱حکایت روزی امام حسن با برادرش امام حسین علیه السلام مشغول نوشتن بودند. حسن به برادرش حسین علیه السلام گفت: خط من بهتر از خط تو است. حسین: نه، خط من بهتر است. - حالا که این طور است مادرمان فاطمه علیها السلام در حق ما قضاوت کند. - مادر جان! خط کدامیک از ما بهتر است؟ زهرای مرضیه برای این که هیچ کدامشان ناراحت نگردند، قضاوت را به عهده امیرالمؤمنین گذاشت و فرمود: بروید از پدرتان بپرسید. - پدر جان شما بفرمایید خط کدامیک از ما بهتر است؟ علی علیه السلام احساس کرد اگر قضاوت کند یکی از آنان ناراحت خواهد شد، از این رو فرمود: عزیزانم بروید از جدتان پیامبر اکرم بپرسید. - پدر بزرگ و مهربان خط کدام یک از ما بهتر است؟ پیامبر: من درباره شما قضاوت نمی کنم، مگر این که از جبرئیل بپرسم. جبرئیل خدمت رسول خدا رسید عرض کرد: یا رسول الله! من هم در بین ایشان قضاوت نمی کنم باید اسرافیل بین آنان قضاوت کند. اسرافیل گفت:من نیز تا از خداوند پرسش نکنم، قضاوت نخواهم کرد. اسرافیل: خدایا! خط حسن بهتر است یا خط حسین؟ خطاب آمد: قضاوت به عهده مادرشان فاطمه علیها السلام است باید بگوید خط کدام یک از آنان بهتر است. حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: عزیزانم دانه های این گردن بند را میان شما پراکنده می کنم هر کدام از شما بیشترین دانه ها را جمع کند خط او بهتر است. آن گاه دانه های گردن بند را پراکنده کرد، خداوند به جبرئیل دستور داد به زمین فرود آمده دانه های گردن بند را بین ایشان تقسیم کند تا هیچ کدام آن دو بزرگوار رنجیده خاطر نشود. جبرئیل نیز برای احترام و تعظیم ایشان امر خدا را بجا آورد. 📚 بحار ج 43، ص 309 ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
32.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 داستان خواب استاد شجاعی از زبان استاد رائفی پور 🚨 شیعیان و محبان حضرت صاحب الزمان عج حتما بشنوید 👈 به همراه توصیفات استاد شجاعی حتما ببینید✅ ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
6.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می‌دونستید با اومدن کرونا و با وجود گرونی و تورم آمار ازدواج رشد کرده بود؟ چرا؟ چون خیلی‌ها مشکل‌شون همین برگزاری مراسم و رسم و رسوماتی بود که کلی هزینه داره و عاقبتش هم میشه دل‌خوری و غیبت گاهی اوقات اگر خودمون بخوایم خیلی از مشکلات حل میشه ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
هدایت شده از سوتی،طنز،دیدنی ها
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تمرینشو به‌درستی انجام داد 😍☺️☺️ ┄┅┅❅👧😂😍😂👶❅┅┅┄ @sotikodak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک فیلم یک پند سوگند به آسمان كه برج هايي دارد🔅 و سوگند به روز موعود🔅و سوگند به آن كه حاضر و ناظر است . . قال امیرالمومنین علی علیه السلام؛ أَنَا الشَّاهِدُ یَوْمَ الدِّینِ . . مولا علی علیه السلام فرمودند؛ من شاهد و گواه روز قیامتم ‎(مختصر البصائر ،ص۱۳۰) ‎(بحار الأنوار ، ج۵۳، ص۴۷) اخبار داغ سلبریتی ها ┄┅┅❅📀🖥📀❅┅┅┄ @BaSELEBRTY
✳️ مصائب فاطمه صغری سلام الله علیها فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) معروف به فاطمه صغری سلام الله علیها در کربلا حدود سی سال داشته و به قولی شبیه ترین دختر امام حسین (ع) به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بوده و شاید به همین جهت به ایشان لقب فاطمه صغری داده اند و یا دلیل دیگر می تواند وجود فاطمه بنت علی در کاروان کربلا باشد. ایشان همچنین همسر حسن مثنّی، پسر امام حسن(ع) بوده است. _ از فاطمه صغری نقل شد: روز عاشورا من جلوى خيمه ايستاده بودم. اجساد پدر و كشته‌ها را نگاه می‌كردم. با خود گفتم: اين مردم با ما چه خواهند كرد، آيا اسيرمان مى‌كنند؟ يا مى‌كشند؟ همين هنگام مردى سوار بر اسب از راه رسيد، زنان را با كعب نيزه زده و زیور آلات و چادر آنها را به غارت برد، زنان هر كدام به ديگرى پناه مى‌بردند و فرياد سر مى‌دادند: وا جدّاه؛ وا ابتاه؛ وا علياه. _ من به خود لرزيدم. به جانب چپ و راست نگاه مى‌كردم، ناگاه عمه‌ام را ديدم، از ترس اين كه آن ستمكار سوى من بيايد به طرف عمّه‌ام رفتم. ناگاه آن بى‌حيا به سويم آمد، گريختم كه شايد از دستش نجات پيدا كنم ولى او خود را به من رسانيد كعب نيزه را بين دو كتفم فرود آورد كه من برو افتادم، آن بى‌رحم آمد چادر از سرم ربود، گوشواره از گوشم كشيد و گوشم را پاره كرد، خون بر سر و صورت من جارى شد، بيهوش افتادم؛ در اين بين عمّه‌ام را بالاى سرم مشاهده كردم كه مى‌گريد و مى‌گويد: عزيزم از جاى برخيز تا ببينم كه بر سر دختران بى‌ياور و برادر بيمارت چه آمده؟ عرض كردم آيا پوشش نزد شما هست تا سرم را بپوشانم (يا عَمَتاهُ هَلْ مِنْ خِرْقَةٍ اسْتُرُ بِهارَأْسى عَنْ اعْيُنِ النُّظارِ؟ فَقالَتْ: يا بِنْتاهُ وَ عَمَّتُكِ مِثْلُكِ) فرمود: عمه ات مانند تو مى‌باشد؛ من ديدم سر آن مظلومه هم مكشوف و بدنش از ضرب تازيانه و كعب نيزه كبود گرديده. _ وقتى به خيمه رسيديم، ديدم تمامى خيمه‌ها را غارت كرده‌اند. برادرم علی‌بن الحسین (علیه‌ااسلام) را ديدم كه از گرسنگی و تشنگی و طغيان درد بر روى زمين افتاده و توان نشستن ندارد. از مشاهده اين حوادث ما براى او گريه مى‌كرديم او هم به حال ما گريه مى‌كرد. منابع: الدمعة الساكبه، ج 4، ص 371. ناسخ التواريخ، ج 3، ص 13. وسيلة الدارين، ص 342. ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ 🏴 شهادت جانسوز حضرت فاطمه ام البنین س تسلیت باد🏴 ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
7.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 اثر نیت‌ مادران در سرنوشت فرزندان 👌🏻عظمت وجود اباالفضل العباس(س) مربوط به نیّت‌های مادرشان ام‌البنین(س) است. 🖤شهادت حضرت فاطمه ام البنین سلام الله علیها تسلیت باد ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
🌱حکایت امام هادی علیه السلام در میان درندگان در زمان متوکل عباسی زنی به دروغ ادعا کرد که من زینب دختر علی بن ابیطالب هستم،(با این حیله از مردم پول می گرفت) او را نزد متوکل آوردند. متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی با اینکه از زمان زینب دختر علی سالها می گذرد؟ گفت: پیغمبر دست بر سرم کشیده و دعا کرده است که در هر چهل سال جوانی برایم برگردد. من تا حال خود را به مردم نشان نمی دادم ولی احتیاج وادارم کرد که خود را به مردم معرفی کنم. متوکل گروهی از اولاد علی علیه السلام و بنی عباس و طایفه قریش را احضار کرد و جریان را به آنان گفت. چند نفرشان گفتند: روایتی نقل شده که زینب دختر علی علیه السلام در سال فلان از دنیا رفته است. متوکل به او گفت: در مقابل این روایت، تو چه می گویی؟ گفت: این روایت دروغی است که از خودشان ساخته اند من از نظر مردم پنهان بودم کسی از مرگ و زندگی من خبر نداشت. متوکل به حاضرین گفت: غیر از این روایت، دلیلی ندارید تا این زن مغلوب گردد؟ گفتند: دلیل دیگری نداریم، ولی خوب است حضرت امام هادی را احضار کنی، شاید او دلیل دیگری داشته باشد. سرانجام متوکل حضرت را احضار کرد و قضیه آن زن را برایش مطرح نمود. امام فرمود: حضرت زینب در فلان تاریخ چشم از جهان فروبسته است. متوکل گفت: حاضرین نیز این روایت نقل کردند، او نپذیرفت و من سوگند خورده ام جلوی ادعای ایشان را نگیرم مگر با دلیل محکم. حضرت فرمود: کار مهمی نیست من دلیلی می آورم که او را مجاب کند و دیگران نیز قبول داشته باشند. متوکل گفت: آن دلیل کدام است؟ حضرت فرمود: گوشت بدن فرزندان فاطمه علیهاالسلام بر درندگان حرام است اگر راست می گوید او را جلو درندگان بگذار چنانچه از فرزندان فاطمه علیهاالسلام باشد درندگان به او آسیب نمی رسانند. متوکل به آن زن گفت: شما چه می گویی؟ گفت: او می خواهد من کشته شوم، در اینجا از فرزندان فاطمه زیاد هستند، هر کدام را می خواهد جلو درندگان بیاندازد. در این وقت رنگ همگان پرید. بعضی از دشمنان امام گفتند: چرا خودش پیش درندگان نمی رود؟ متوکل به این پیشنهاد تمایل کرد. چون می خواست بدون آنکه در قتل امام دخالت داشته باشد او را از بین ببرد! به حضرت گفت: چرا خودتان نمی روید؟ امام فرمود: اگر شما مایل باشید من می روم. متوکل گفت: بفرمایید. در آنجا شش عدد شیر بود امام در جلو شیرها قرار گرفت. شیرها اطراف امام را گرفتند، دستهایشان را بر زمین گذاشته سر بر روی دست خویش نهادند. امام دست بر سر آنها کشید و اشاره کرد که کنار بروند و فاصله بگیرند، شیرها به جانبی که امام اشاره کرده بود رفتند و در مقابل امام ایستادند. وزیر متوکل به او گفت: این کار بر ضرر تو است پیش از آنکه مردم از قضیه با خبر شوند او را بیرون بیاور! متوکل از امام خواست از محل درندگان خارج شود و از حضرت عذر خواست که نظر بدی درباره شما نداشتیم، مقصودمان این بود سخن شما ثابت شود. امام که خواست حرکت کند شیرها اطرافش را گرفتند و خود را به لباسهای ایشان می مالیدند. هنگامی که حضرت پای به اولین پله گذاشت اشاره کرد برگردید! همه برگشتند و امام بیرون آمد. متوکل به آن زن گفت: اکنون نوبت تو است که به محل درندگان بروی، ناله و فریاد زن بلند شد، شروع به التماس کرده، اعتراف به دروغگویی خود نمود. سپس گفت: من دختر فلان هستم از فقر و تهی دستی به این ادعا افتادم. متوکل به حرف او گوش نکرد دستور داد او را جلو درندگان بیندازند ولی مادر متوکل درخواست کرد از تقصیرات آن زن بگذرد، متوکل نیز او را بخشید. 📚 بحارالانوار ج 50، ص 46 🖋☕️ ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak
⚘﷽⚘ 📌یادی کنیم از دو رفیق مدافع حرم شهید مجید قربانخانی شهید مرتضی کریمی مجید از نوجوانی عضو بسیج و بچه‌هیئتی بود اما آن‌قدر وابسته به این فضا نبود که روزی مدافع حرم شود. این دوستی برای مجید سرآغاز یک تحول بزرگ بود، تحولی که او را به دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوریه رساند و نهایتاً تا لحظه شهادت همراه مرتضی کریمی بود و با او در یک منطقه و یک عملیات به شهادت رسیده است. مجید که عاشقانه حضرت زینب سلام الله علیها را دوست داشت چندی قبل از اعزامش توسط مرتضی کریمی به مجلس روضه دعوت میشود... در مجلس، روضه حضرت زینب(س) خوانده میشود، آن شب مجید خیلی گریه میکند و تصمیم به رفتن به سوریه میگیرد. در سفر کربلا طلب شهادت میکند، او به کلی تغییر کرده بود... وقتی عنوان کرد که می‌خواهد به سوریه برود، کسی از نزدیکانش باور نمی‌کرد که او اهل این مجاهدت باشد اما خیلی زود راهی شد و ۲۱ دی‌ماه سال ۹۴ او به‌ همراه همرزمانش همچون شهیدان مصطفی چگینی، مرتضی کریمی و محمد آژند در خان‌ طومان سوریه به شهادت رسید. مرتضی کریمی جاویدالاثر شد و پیکر مجید نیز بعد از ۳ سال مفقودی کشف و به وطن بازگشت. 🕊 @Modafeaneharaam
🔻کوتاه و خواندنی 🔹بهره‌ای از مناقب امام علی (ع) مرحوم آیت الله العظمی اراکی قدس‌سره، علاقه خاصی به خاندان رسالت و ولایت داشتند. یکی از بزرگان نقل‌کردند که: آیت الله‌اراکی را مدت ها می‌دیدم که پس از نماز مغرب وعشا از مدرسه فیضیه به طرف صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه علیها السلام می‌آمد و بر سر قبری نشسته و فاتحه می‌خواند. 🔸یک بار از ایشان پرسیدم: آیا ایشان از بستگان شما هستند؟ فرمودند: خیر، این شخص، منقبتی از دریای مناقب امیرالمؤمنین را برای من گفت که من نشنیده بودم. اکنون به پاس حرمت وی، هر شب برایش فاتحه می‌خوانم. (داستانهایی از علما). ┄┅┅❅🔸🔹🔶🔲🔶🔹🔸❅┅┅┄ @khandehpak