فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کاملا بدون لرزش
جون میده برای فیلمبرداری😄
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
خیلی تلاش کرد تا توانست برای بار سوم که بار آخر💔 هم بود اعزام شود. در آخرین اعزام تک دخترمان خیلی ناراحت بود. چند دفعه از پدرش خواست منصرف شود. میگفت: بابا الان موقع استراحت شماست. به اندازه کافی چه زمان جنگ و چه حالا رفتهاید😔. ولی هیچ کس نتوانست با حرفهایش حاج مصطفی را از رفتن به جبهه مقاومت منصرف کند. آقا مصطفی همیشه ساکش بسته و آماده رفتن بود. از رفتن راهیان نور گرفته، تا دیگر فعالیت های فرهنگی و... ایشان اصلاً خواب و خوراک نداشت❗️. مرتباً بیرون بود و حراست منطقه را به عهده گرفته بود. اگر کسی برخلاف #رهبر و انقلاب صحبت میکرد خیلی ناراحت میشد و برخورد میکرد😠. به عنوان خادم موکب بابالمراد در کربلا همیشه در ماه صفر در سفر بود و تا یکماه جلوتر از همه برای اربعین به کربلا میرفت تا خادمی زائران را بکند✨. آقا مصطفی قبل از بازنشستگیاش به عنوان یک پاسدار همیشه به صورت مأموریت کاری در سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق در سفر بود. بعد از بازنشستگی هم درفعالیت سفرکارهای معنوی بودند.👌
شهید مدافع حرم مصطفی زاهدی بیدگلی🌹
#سالروز_شهادت🕊
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
6.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازی که نباید حتما کامپیتری باشه😄👌
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
مرجع تقلید آیتاللَه سید ابوالحسن اصفهانى، نسبت به خانوادههاى بىبضاعت خیلى حساس بود و هر یک از آنان که صاحب فرزند مىشد یکصد تومان براى خرج زایمان همسرش به او مىداد.مردى نزد خود گفت: آقا سنش زیاد شده و هوش و حواس درستى ندارد و میتوانم پول بیشتری از او بگیرم. اعیاد مذهبى که مىرسید در شلوغى خدمت آقا مىرسید و مىگفت: دیشب خداوند بچهاى به ما داده است، آقا هم صد تومان به او مىداد. آن مرد به دوستانش گفت: نگفتم آقا توجه ندارد. دوستانش گفتند: آقا توجه دارد، ولى براى حفظ آبروى تو تغافل مىکند.بالاخره وقتى براى گرفتن صد تومان هشتم خدمت آقا رسید، آقا پول را به او داد و آهسته کنار گوشش فرمود: قدر خانمت را داشته باش که در یک سال هشت بار برایت زایمان کرده است!!
😂😂
@mezahotollab
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
مردی تسبیح به دست گرفته بود و می گفت: یا اُقلُش یا اُقلُش. بزرگی از او پرسید: این چه ذکری ست که من تاحالا نشنیده ام. گفت در یکی از کتاب های دعا وارد شده است. بعدا معلوم شد وی اشتباه خوانده و جمله مذکور ذکر نبوده. بلکه آن چه مولف در کتابش آورده این بوده: این دعا را بعد از نماز هفتاد مرتبه بخوانید یا اقلش چهل مرتبه
😳😐😂
@mezahotollab
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
شهدا در همه زندگی شان انگار گلچین شده اند و هر خوبی انگار در وجودشان جمع است😊.
شهید ایزدیار هم از هر نظر ایده آل بود. خیلی با اخلاص بود. هر کاری که می خواست انجام بگیرد می گفت: «ببینید اگر رضایت خدا در آن است انجام دهید اگر نه که هیچ.» 🌹
خیلی مهربان و دلسوز بود. در خط رهبری بود و ارتباط عمیقی با خدا داشت. اهل مستحبات بود👌 نماز جمعه و دعای ندبه اش کمتر ترک می شد. قرآن خواندن و نماز اول وقت خواندن برایش مهم بود. ارتباط خیلی نزدیکی با خدا داشت.✨
شهید مدافع حرم رضا ایزدیار🌹
ایام شهادت🕊
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
مداحی آنلاین - داستان بچه گربه و علامه مجلسی - شیخ محسن کافی.mp3
1.33M
♨️داستان بچه گربه و علامه مجلسی
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎤حجت الاسلام #شیخ_محسن_کافی
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
✨﷽✨
📖 داستان واقعی کریم پینه دوز
🔷 خانه خریدن امام زمان عج برای مستاجر تهرانی: نامش کریم بود، سید کریم محمودی، شغلش کفاشی بود، در گوشه ای از بازار تهران حجره ی پینه دوزی داشت، جورَش با مولا جور بود، میگفتند علمای اهل معنای آنروزِ تهران مولا هر شب جمعه سَری به حجره اش میزنند و احوالش را میپرسند مستاجر بود، درآمدِ بخور و نمیری داشت، صاحبخانه جوابش کرد، مهلت داد به او تا ده روز بعد تخلیه کند خانه را، کریم اما همان روز تصمیم گرفت خالی کند خانه را تا غصبی نباشد، پول چندانی هم نداشت برای اجاره ی خانه، ریخت اسباب و اثاثیه اش را کنار خیابان با عیال و بچه ها
ایستاده بود کنار لوازمش، مولا آمدند سراغش، سلام و احوالپرسی،فرمودند به کریم پینه دوز، کریم ناراحت نباش، اجدادِ ما هم همگی طعم غربت را چشیده اند، کریم که با دیدن رفیقِ صمیمی اش خوشحال شده بود بذله گوئی اش گُل کرد و گفت :درست است طعم غریبی را چشیده اند اجداد بزرگوارتان، اما طعم مستاجری را که نچشیده اند آقاجان، مولا تبسمی کردند به کریم... یکی از بازاریان معتمد تهران شب خواب امام زمان ارواحنافداه را دید، فرمودند مولا در عالم رویا، حاجی فلانی فردا صبح می روی به این آدرس، فلان خانه را می خری و میزنی بنام سید کریم پیرمرد بازاری صبح فردا رفت به آن نشانی، در زد، گفت به صاحب خانه، میخواهم خانه ات را بخرم، صاحبخانه این را که شنید بغضش ترکید، با گریه گفت به پیرمرد بازاری گره ای افتاده بود در زندگی ام که جز با فروش این خانه باز نمی شد، دیشب تا صبح امام زمانم را صدا میزدم...
🔺 اما آقاجان! ای کاش ما هم مثل سید کریم و آن مرد خانه دار می توانستیم چشمان زهرایی تان را زیارت کنیم،هرچند روزگار ما روزگار غیبت امام زمان مان است، اگرچه وجود مبارک تان برای ما حاضر و غائب ندارد و همه ی عالم در تسخیر نگاه مهربان شماست...
نشسته باز خیالت کنارِ من اما
دلم برای خودت تنگ می شود چه کنم!؟
📚برداشتی آزاد از تشرفات سید کریم محمودی ملقب به کریم پینه دوز
💚الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج💚
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
1_2042271.mp3
12.43M
#استقبال_از_ماه_رجب 1
تو که میرسی، هراس دلم میریزد!
🌧من به زیر بارانی میروم؛
که میتواند تمام روح مرا،یکجا بشوید
و برای ضیافت رمضان آماده ام کند.
شبیه جشن آشتی کنان
چه امنیتی داری
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆
أین الرجبیون_۲.mp3
11.95M
#استقبال_از_ماه_رجب ۲
✍هر جوری که بودی؛
هر جوری که زندگی کردی؛
مهم نیست...
✨رجب؛ با همه ی عظمتش،
یه نردبانِ، که خدا برای نجاتت فرستاده!
با اراده ی محکم ازش بالا برو؛
آسمون نزدیکه
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆