eitaa logo
شادی و نکات مومنانه
65هزار دنبال‌کننده
12.9هزار عکس
26.3هزار ویدیو
329 فایل
در صورت رضایت صلوات برای #مادر_بنده و همه اموات مومنین بفرستید لطفا @Yaasnabi   @BaSELEBRTY @zendegiitv4 @menoeslami @jazabbb @shiriniyeh @mazehaa @cakekhaneh @farzandbano @T_ASHPAZE @didanii @sotikodak تبلیغات @momenaneHhh
مشاهده در ایتا
دانلود
چوپانى به مقام وزارت رسید. هر روز بامداد بر مى‌خاست و كلید بر مى‌داشت و درب خانه پیشین خود باز مى‌كرد و ساعتى را در خانه چوپانى خود مى‌گذراند. سپس از آنجا بیرون مى‌آمد و به نزد امیر مى‌رفت. شاه را خبر دادند كه وزیر هر روز صبح به خلوتى مى‌رود و هیچ كس را از كار او آگاهى نیست. امیر را میل بر آن شد تا بداند كه در آن خانه چیست. روزى ناگاه از پس وزیر بدان خانه در آمد. وزیر را دید كه پوستین چوپانى بر تن كرده و عصاى چوپانان به دست گرفته و آواز چوپانى مى‌خواند. امیر گفت: «اى وزیر! این چیست كه مى‌بینم؟» وزیر گفت: «هر روز بدین جا مى‌آیم تا ابتداى خویش را فراموش نكنم و به غلط نیفتم، كه هر كه روزگار ضعف به یاد آرد، در وقت توانگرى، به غرور نغلتد.» امیر، انگشترى خود از انگشت بیرون كرد و گفت: «بگیر و در انگشت كن؛ تاكنون وزیر بودى، اكنون امیرى!» ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 امر به معروف و نهی از منکر جورابی ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
مجموع سن پدر وپسری،66 سال است.سن پدر،عکس سن پسر است.آیا می توانید سن آن دو را بیابید؟ چندحالت ممکن میتواند وجودداشته باشد؟ 🛅 @TESTIQ ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 روایت آرامش خروج از کالبد در بیان تجربه گر ▪️این قسمت: پرستو ▫️تجربه‌گر : خانم پرستو نظیفی ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
✨﷽✨ 📗داستان کوتاه ✍روزی دخترکی که در خانواده ای بسیار فقیر زندگی می کرد از خواهرش پرسید مادرمان کجاست؟ خواهر بزرگش پاسخ داد که مادر در بهشت است؛ دخترک نمی دانست که مادر آنها به دلیل کار زیاد و بیماری صعب العلاج، چشم از جهان فرو بسته بود. کریسمس نزدیک بود و دخترک مدام در مقابل ویترین یک فروشگاه کفش زنانه لوکس می ایستاد و به یک جفت کفش طلایی خیره می شد. قیمت کفش 50 دلار بود و دخترک افسوس می خورد که نمی تواند کفش را بخرد. کریسمس فرا رسید و پدر دو دختر که در معدن کار می کرد مبلغ 40 دلار را برای هر کدام از بچه ها کنار گذاشت تا این که در هنگام تحویل سال به آنها داد. دخترک بسیار آشفته شد و فردای آن روز سریع کیف و کفش قدیمی اش را به بازار کالا های دست دوم برد و آن را با هر زحمتی که بود به قیمت 10 دلار فروخت؛ سپس فورا به سمت کفش فروشی دوید و کفش طلایی را خرید. در حالی که کفش را به دست داشت، پدر و خواهرش را راضی کرد تا او را تا اداره پست همراهی کنند. وقتی به اداره پست رسیدند، دخترک به مأمور پست گفت که لطفاً این کفش را به بهشت بفرستید. مأمور پست و خانواده دختر سخت تعجب کردند؛ مأمور با لبخند گفت که برای چه کسی ارسال کنم؟ دخترک گفت که خواهرم گفته مادرم در بهشت است من هم برایش کفش خریدم تا در بهشت آن را بپوشد و در آنجا با پای برهنه راه نرود، آخر همیشه پای مادرم تاول داشت.. ‌‌‌‌┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دوربینی که بر پشت عقاب نصب شده و تصاویر زیبایی رو ثبت کرده😍 ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دزده توی شهر بورسای ترکیه، کشو رو که باز میکنه پرچم ترکیه رو میبینه پرچم رو میبوسه و به دزدیش ادامه میده😑 ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
13.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لبخند وقتی می زنی... تقدیم به سردار دلها🌹 ┄┅┅❅🌸🍂🍃🌹🍃🍂🌸❅┅┅┄ @khandehpak
😁 -‏باز خوبه شما بالاشهریا صبح پنجشنبه جمعه با صدای بلندگوی وانتی بیدار میشین -ما پایین شهریا -باید خودمون صبح زود بیدار بشیم -بلندگو📢 بگیریم دستمون پشت وانت بشینیم🚛 -بیاییم شما بالاشهریا رو بیدار کنیم😂😴پاشین بابا😂 😌 -یه آقای خوش تیپ اومد قصابے و گفت: قربون دستت پنج کیلو فیلھ گوساله بڪش عجله دارم ... -قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... درهمون حال رو به زنی ڪرد ڪه گوشھ قصابی ایستادھ بود و گفت: چی مِخی نِنه ؟ -زن یھ پول مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده ..... -قصاب گفت: این فقط آشغال گوشت مِشِه.بدم؟ -زن گفت: بده! -جوون گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟آخھ سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره!! -زن گفت: اینا رو برا بچه‌هام می‌خام!! -جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای زن ..... -زن گفت: تُو مَگه اینارو برا سَگِت نگرفته بُودی؟ -جوون گفت: چرا -زن گفت ما غِذای سَگ نِمیخوریم.. -بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت••• -حواسمون باشه در نحوه دستگیری یھ هم نوع، اولـــــ، ڪرامتشو حفظ ڪنیم و بعد ڪمک... چرا ڪه خداوند می فرمایند: -قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَهٍ یَتْبَعُها أَذیً -گفتار پسندیده و عفو و گذشت، از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد بهتر است. 📒سورھ بقره. آیه ۲۶۳ برگرفته از کانال 👈 @lobkhand ————————————————— ✅استفادھ‌ازمطالب‌با‌ذڪر‌«صلوات» 🔰 کانال 👇 http://eitaa.com/joinchat/2345402380C6c90931f0f
زن بی گناه💔 💔🥀💔🥀💔🥀 بسم الله الرحمن الرحیم بشار مکاری می گوید: در کوفه خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شدم. حضرت مشغول خوردن خرما بودند. فرمود: - بشار! بنشین با ما خرما بخور! عرض کردم! - فدایت شوم! در راه که می آمدم منظره ای دیدم که سخت دلم را به درد آورد و نمی توانم از ناراحتی چیزی بخورم! فرمود: - در راه چه مشاهده کردی؟ - من از راه می آمدم که دیدم که یکی از ماءمورین، زنی را می زند و او را به سوی زندان می برد. هر قدر استغاثه نمود، کسی به فریادش نرسید! - مگر آن زن چه کرده بود؟ - مردم می گفتند: .... ادامه ی داستان در کانال زیر سنجاق شده است👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3772907637C2f7898d9c8