به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان.
ما به شهید دادن عادت داریم اما عادت نکرده ایم.
عادت نکرده ایم وقتی شهید دادیم بهراسیم ورخت عزا بپوشیم .
عادت نکرده ایم تشییع جنازه را خلوت برگزار کنیم.
سی سال پیش هر هفته دوشنبه و پنجشنبه زن و مرد برای تشییع شهدا به خیابان ها می آمدیم اما عادت نکردیم.
شهید دادن برای ما عادی نشده .
هر شهید انگار خونی است که تازه می جوشد و بار و بر می آورد.
چند سالی است که ملزومات راهپیمایی و تشییع شهدا که از ۲۲ بهمن تا روز قدس از کمد بیرون می آوردیم را دیگر داخل کمد نمیگذاریم.
یا گوشه اتاق است یا صندوق عقب ماشین. ما برای همه چیز آماده ایم. راهپیمایی ، تشییع شهید، دور دور نصر و افتخار، نماز جمعه تاریخی، تجمع ضد صهیونیستی و...برای همه چیز خودمان را، بچههای خودمان را، طلاهای خودمان را، خانه های مان را، میل وکاموای مان را ، کاسه آش نذری مان را و...جان مان را آماده کرده ایم.
ما را ز سر بریده می ترسانی؟!
#مریم_قربانزاده
https://eitaa.com/khane_8
#شش_بیستم
ابراهیم عقیل که آمریکا ۷ میلیون دلار برای کشتن او پاداش گذاشت از شجاعان جبهه مقاومت بود.
او در سال ۱۹۸۰ عملیات علیه سفارت آمریکا در بیروت را انجام داد و ۶۳ نفرشان را به هلاکت رساند و رسماً هم اعلام کرد عملیات تحت فرماندهی او بوده.
سه سال بعد یک عملیات دیگر علیه تفنگداران دریایی آمریکا انجام داد و ۲۴۱ نفرشان را از بین برد.
وزارت خزانه داری آمریکا او را تروریست جهانی معرفی کرد! همین عملیات ها باعث شد آمریکا نیروهایش را ببرد.
ابراهیم عقیل ،در عبادت از پارسایان و عُبّاد خداوند بود.
شب ها تا صبح نماز می خواند و دعا می کرد. در نماز شبش نام ۴۰۰_۵۰۰ نفر را ذکر می کرد. این افراد بیشترشان از شهدایی بودند که در عملیات های تحت فرماندهی او شهید شده بودند و ابراهیم عقیل در مقام یک فرمانده نظامی برایشان در نماز شب هایش دعا می کرد.
بعد از عبادات که تا طلوع شفق طول می کشید و بیدار بود، فقط چند ساعت می خوابید و دوباره شروع به کار میکرد تا نیمه شب، نیمه شب نماز و عبادت تا شفق و بعد چند ساعت استراحت و دوباره شروع کار در تمام روز و شب تا نیمه های شب و نماز شب و دعا و عبادت و تضرع تا طلوع شفق و بعد چند ساعت استراحت و ...
این خلاصه یک عمر زندگی فرمانده ابراهیم عقیل بود.
این مرد بزرگ را رژیم با ۵۰ نفر از نیروهایش با شلیک چهار موشک از هواپیمای F_35 به شهادت رساند.
*زاهدان شب و شیران روز.
#مریم_قربانزاده
اینجا روی خاک های اردوگاه
این زنها که معلوم نیست داغ چند فرزند جگرشان را می سوزاند و معلوم نیست و چند نفر از خانواده شان زنده اند و چند عزیزِ جامانده و جان داده زیر آوارهای تاریک و سرد غزه دارند و معلوم نیست مردشان شهید شده یا اسیر و معلوم نیست چیزی برای خوردن داشته اند و معلوم نیست فردا رنگ آفتاب را خواهند دید یا نه و حتی معلوم نیست چند دقیقه دیگر موشک و بمب به جمع شان خاتمه خواهد داد یا نه...
روی خاک های پشت خیمه هایشان نشسته اند و قرآن می خوانند.
بهتراست بگویم به قرآن پناه برده اند. چه چیزی غیر از کلمات خداوند می تواند آنها را امید وار و طوفان قلب شان را آرام کند؟
این مردم با قرآن چنان مأنوس و همراهند که روزی و لحظه ای بدون قرائت آیات بر آنها نمی گذرد.
قرآن بین آن ها مهجور نیست.نه علمش نه عملش.
خدایا قلوب ما را هم منور به نور قرآن بگردان و روز قیامت قرآن را شاکی ما قرار مده.
#مریم_قربانزاده
https://eitaa.com/khane_8
#هفت_بیستم
در بیمارستان برای ترمیم روانی مجروحین از روانشناسان استفاده می کنند. الان که جنگ است حضور این روانشناس ها برای روحیه دادن به مجروحین بیشتر هم شده.
خانم روان شناس به اتاق پسرک نوجوان مجروح رفت تا بهش خبر بدهد برادرانش شهید شده اند.
وقتی بیرون آمد داشت گریه می کرد و اشک می ریخت.گفت:« مادر این پسر کیه ؟ من باید مادرش را ببینم.»
می گفت این پسر چطور تربیت شده؟ من رفتم خبر شهادت بهش بدهم و آرام اش کنم و دلداری اش بدهم اما او مرا منقلب کرد و به من گفت خوش به حال شان که شهید شدند. خدا را شکر که مرگ با افتخار نصیب شان شد. کاش من هم در راه مقاومت شهید بشوم. من هم به جنگ خواهم رفت. من راه برادرانم را ادامه خواهم داد. من نمیگذارم سلاح شان روی زمین بیفتد...
#مریم_قربانزاده
https://eitaa.com/khane_8
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#هشت_بیستم
اولين ديدار جانباز پیجر «روان الموسوي» با بچه هاش 💔
یک دست ودوتا چشماشو از دست داده😭💔
https://eitaa.com/khane_8
زینب؛ در قواره یک لشکر در عاشورا های روزانه سال ۲۰۲۴ دارد خودنمایی می کند.
کربلا از آن زمین چند زرع در چند زرع ،رسیده به مساحت وسیعی از کره زمین.
زینب دارد هر روز دهها مجلس یزیدی را بر هم می زند و دهها مسجد اموی مسلک را می لرزاند.
زینب دارد هر شب در خرابه های شامات ، دخترکان غبارالوده را پناه میدهد و قصه های پدران و برادرانشان را زمزمه می کند.
زینب دارد هر روز سرها به نیزه می بیند و کاروان کاروان را سرپرستی می کند.
زینب دیگر یک زینب نیست.
زینب ها دارند برای پدران شان زینبی می کنند.هر پدر یک زینب می خواهد . زینبی که مادرش او را تربیت کرده باشد برای یاری پدرش.
می بینیم زینب های زمانه را که رسم شان ایستادن و ماندن و علم بر دوش گرفتن است.
روایت ، رسالت زینب هاست.
کو به کو و شهر به شهر و کتاب به کتاب و رسانه به رسانه...
این عرصه های خالی و آدم های بی خیال سرگرم زندگی را باید یک زینب بشوراند و حدیث پدرانگی پدر سردارش را مجلس به مجلس بگوید.
مسجد اموی یا اینستای سرمایه داری ؛ فرقی نمی کند وقتی قرار است علم بر زمین نیفتند و مظلومیت در غروب روز دهم ، به تاریکی نکشد.
ظلم چنان بیداد می کند که در زنده بودنمان و سخت جانی مان شک می کنیم. نمرده ایم از این همه داغ ؟!
زینب ها دارند جولان می دهند و خطبه می خوانند.
مبادا ما سر به زیر انداخته گان تاریخ باشیم و در مجلس عزای بعد از این ماتم بگیریم و حسرت بخوریم!
سنگر مان را بسازیم. هر کس برای خودش .یکی با میل وکاموا، یکی با اهدای طلا، یکی با عَلَم ،یکی با قلم ...
زینب ها لشکر های یک نفره اند.
#مریم_قربانزاده
https://eitaa.com/khane_8
#نُه_بیستم
برادر یکی از رزمندگان حزبالله به دست یک گروه دیگر شهید شد. آنها علی رغم اینکه شیعه بودند علیه حزبالله عملیات نظامی انجام می دادند.
این برادر چنان خشمگین بود که فقط به انتقام فکر می کرد. هر چه بقیه توضیح دادند که نباید درگیری نظامی با آنها پیدا کنیم و انتقام ،کار را برای دشمن راحت تر می کند و ما باید با هم متحد باشیم ؛ فایده نداشت.
صحبت نهایی این بود که حضرت آقا فرمودند نباید با آنگروه شیعه درگیر شوید و جنگ کنید...
همین که این جمله را شنید ،اسلحه اش را روی زمین گذاشت. اشک می ریخت و قلبش واقعا به انتقام فکر می کرد اما گفت چون رهبرم این را گفتند، من اطاعت می کنم و انتقام برادرم را نمی گیرم.
حزب الله اینجوری توانسته همه را کنار هم و زیر یک پرچم نگه دارد.
حرف آقا برای همه ما سند است .بی چون و چرا...بی چون و چرا...
اما من اینجا در ایران می بینم که وقتی آقا صحبتی می کنند ،دیگرام می نشینند ومی گویند شاید منظورشان این بوده یا شاید فلان مسأله منظورشان بوده...
آقا اینقدر شفاف صحبت می کنند که نیازی به این شاید ها نیست اما اینجا همین آدمهای انقلابی هم گوش به فرمان نیستند. چون و چرا می کنند. می خواهند یک راهی و دلیلی پیدا کنند که حرف آقا برایشان هزینه نداشته باشد.
در حزب الله ایمان و اعتقاد به ولایت فقیه حرف اول را می زند. خود سید حسن چنان گوش به فرمان آقا بود که ذره ای عدول را نمی پذیرفت.
نافرمانی از ولی را نمی فهمید یعنی چه.
ما می فهمیم که تا الان اینقدر قدرتمند شده ایم دقیقا به خاطر فرمان پذیری از ولی است.
به حرف آقا گوش کنید.
#مریم_قربانزاده
https://eitaa.com/khane_8
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خوان هشتم را من روایت می کنم
https://eitaa.com/khane_8
💢برگه ویزای یک یهودی که در سال ۱۹۳۵ میلادی وارد کشور فلسطین شد. روی برگه او به ۳ زبان توسط دولت فلسطین نوشته: اجازه داده میشود ایشان در فلسطین به عنوان پناهنده تحت قوانین پناهندگی سال ۱۹۳۳ اقامت کند.
🔹اما نه تنها میهمان به صاحب خانه تبدیل شد بلکه صاحب خانه آواره، اسیر و یا کشته شد.
https://eitaa.com/khane_8
به همین سادگی دور هم جمع می شویم.
برای گفتن از فرصت ها و شنیدن درد دلها.
یکی از موضوع کتابش گفت ،یکی گله کرد که در فلان مراسم شهرش دعوت نشده، یکی از سیطره برخی ناشرین در عجب بود، یکی از کم کاری رسانه ها...
هر چه گفته شد،شهردار تهران پذیرا شد. چقدر حرفها داریم برای گفتن که اتفاقا جنسش گله و نقد نیست.
جنسش تجربه و خاطرات نگارش کتاب های مان است که بیشتر از راوی شان ، زجر کشیدیم و خون دل خوردیم و نوشتیم و نوشیدیم جرعه جرعه صبر راوی را ونوشاندیم به کام مردم جام شکیبایی و قدر دانی را.
این جاده هنوز پر از خاطرات نگفته است.
هفت خوان را از سر گذرانده ایم و در خوان هشتم باید همچنان روایت کنیم.
✍#مریم_قربانزاده
https://eitaa.com/khane_8
خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکش یک بارگی...
https://eitaa.com/khane_8
01 - Afsaneh (128).mp3
9.23M
حالم از شرح غمت افسانه ای است
چشمم از عکس رخت بتخانه ای است
بر امید زلف چون زنجیر تو
ای بسا عاقل که چون دیوانه ای است
دل نه جای توست آخر چون کنم
در جهانم خود همین ویرانه ای است
نازنینا رخ چه می پوشی ز من
آخر این مسکین کم از بیگانه ای است ؟
سخت زیبا می روی یک بارگی
در تو حیران می شود نظارگی
خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکش یک بارگی....
https://eitaa.com/khane_8