چه لعنتیی درحال وقوع است امروز هی هرچی میام بگم این دیگه تهشه یه شاهکار جدید رقم میخوره
بگم؟ یکی از دوستام یک تایمی به اصطلاح مسخ شده بود و حالش خیلی بد
میگفت مثلا صبح پامیشه از رو تختش میره لب پنجره، سرشو که برمیگردونه خودشو میبینه رو تخت
یا دستشو که میبره زیر اب هیچی حس نمیکنه
نمیدونم ولی تجربه خیلی جالبی بنظر میاد، فانتزی جدید شاید
دوران درماندگی سرآمد یکعالمه قهوه دارم الان سلام زندگی سلام خوشبختی
چرا انقدر عجیب تغییر مود میدم داش همین چندساعت پیش میخواستی خودتو بندازی جلو ماشین جسارتا چیکث
هدایت شده از 𝖯 -
دلم زندگیه دانشجویی فلاکت بار توی خوابگاه میخواد اگه دربدر نشم یه شهر دیگه چی