eitaa logo
*خط به خط...
147 دنبال‌کننده
628 عکس
34 ویدیو
9 فایل
#کتاب ها خدای خطوط اند... و خطوط خدای کلمات.. و این میان... چه خبر از خدای من؟!
مشاهده در ایتا
دانلود
شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد خط به خط باور تقویم مسلمان می شد شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها مرد، مردی که کمر بسته به پیکار دگر بی زره آمده در معرکه یک بار دگر تا خود صبح خطر دور و برش می‌رقصید تیغ عریان شده بالای سرش می‌رقصید مرد آن است که تا لحظه آخر مانده در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی و محمد خود او بود و نفهمید کسی «و محمد خود او بود و نفهمید کسی!» @hamidreza_borghei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند واژه در واژه نوشتند و قیامت کردند صاحبان نفس اینگونه روایت کردند  گرد و خاکی شد و از خیمه دو تا آینه رفت ماه از میسره، خورشید هم از میمنه رفت ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را پسر ام بنین و پسر فاطمه را پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر گفتم اعجاز! از اعجاز فراتر دیدند زورِ بازوی علی را دو برابر دیدند شانه در شانه دوتا کوهِ سراسر محشر حمزه و جعفر طیار، نه، طوفانی تر  شانه در شانه دوتا کوه، خودت می‌دانی در دلِ لشکرِ انبوه، خودت می‌دانی  که در آن لحظه جهان، از حرکت افتاده‌ست اتفاقی است که یکبار فقط افتاده‌ست ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان "شاه شمشماد قَدان، خسرو شیرین دهنان" رود، از بس که شعف داشت تلاطم می‌کرد رود، با خاک کفِ پاش تیمم می‌کرد رود را تا به ابد، تشنۀ مهتاب گذاشت داغ لب‌های خودش را به دل آب گذاشت ماه اگر چه همه ی علقمه را پیموده غرقه گشته ست و نگشته ست به آب آلوده می‌توانست به آنی همه را سنگ کند نشد آنگونه که می‌خواست دلش، جنگ کند  دستش افتاده ولی، راه دگر پیدا کرد کوه غیرت، گره کار به دندان وا کرد چه بگویم که چه شد؟ یا که چه بر سر آمد؟ ناگهان رایحۀ چادر مادر آمد بنویسید که در علقمه سقا افتاد قطره اشکی شد و بر چادر زهرا افتاد  آسمان‌ها همه یکپارچه بارانیِ توست من بمیرم، عرق شرم به پیشانی توست  داغ پرواز تو بر سینه اثر خواهد کرد رفتنت حرمله را حرمله‌تر خواهد کرد عمق این مرثیه را مشک و علم می‌دانند داستان را همۀ اهل حرم می‌دانند  بعد عباس دگر آب سراب است، سراب غیر آن اشک که در چشم رباب است، رباب @hamidreza_borghei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب وای از آن روزی که عاشق بگذرد آب از سرش... -علی‌صفری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یا عشق وقتی قلم از دست یک نقاش افتاد گنجشکک نقاشی‌اش گم گشت در باد نقاش دیگر خم نشد، بی‌رنگ درماند هی در فراق نقش خود، می‌کرد فریاد آن شب کنار شاعری تا صبح بگریست: {حتی کلاغ ساده‌ای در طرح من نیست} شاعر قلم را پس گرفت از روی قالی در بوم مرد غم‌زده، بنوشت فالی: {آری نه کفتر هست در این بوم و نه زاغ اما قناری پر زده از بام این باغ درد و فراق را نبین تا دار داری! امید چی؟! امید وصل یار داری؟ } *سیار خط به خط, همراه ما باشید🍃 https://eitaa.com/joinchat/3071082506Cce1e021776
هدایت شده از روایت عشق🖤
از كسى كه تو را مى گرياند اما خيرخواه توست پيروى كن و از كسى كه تو را مى خنداند اما با تو رو راست نيست پيروى مكن اِتَّبِعْ مَن يُبكيكَ و هُو لكَ ناصِحٌ، و لا تَتَّبِعْ مَن يُضحِكُكُ و هُو لكَ غاشٌّ @Revayateeshg
از تو دور بین تفنگش دیده میز صبحونه رو پشت پنجره خنده‌های بچه‌ها رو با پدر بی‌هراس و التهاب و دلهره از تو دوربین‌ تفنگش دیده عروسک‌های توی ویترین و انعکاس عکس دسته جمعی تو عطر گرم قهوه‌ی شیرین و دسکش چرمی و دستش می‌کنه فیلتر سیگارو می‌ندازه کنار خون شتک می‌کنه رو لیوان ‌شیر یکی می‌میره واسه یه مشت دلار دور خونه می‌کشن روبان زرد (صحنه وقوع جرم) و (هشدار) فردا تیتر صفحه‌ی حوادثه: {ترور یه مرد روزنامه‌نگار} کی می‌دونه واسه بار چندمه خنده‌ای روی لبی عقیم می‌شه؟ کجا باز ظرف مربا می‌شکنه؟ کجا باز یه بچه‌ای یتیم می‌شه؟ تو تموم دنیا این بازی ‌هست خون توی تموم دنیا جاریه یه جا به دست یه تک تیر انداز یه جا هم تله انفجاریه ترانه {از تو دوربین تفنگش دیده} کتاب پری‌شب *حامد عسکری خط به خط, همراه ما باشید🖤 https://eitaa.com/joinchat/3071082506Cce1e021776
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍امام سجّاد عليه السلام: حقّ كسى كه نصيحت مى كند (مشورت مى دهد) اين است كه در برابرش فروتن و ملايم باشى و به سخنش گوش بسپارى. اگر سخنى به درستی گفت خداوند عزّوجلّ را سپاس گويى و اگر نادرست گفت، با او مهربان باشى و [به داشتن سوء نيّت] متّهمش نگردانى با اين كه مى دانى خطا مى كند بدان مؤاخذه اش نكنى، مگر اينكه در خور اتهام و بدگمانى باشد، در اين صورت به هيچ وجه به سخنان او اعتنا مكن. 📚ميزان الحكمه ج۱۲ ص۲۱۶ چشمان تو از روضه مکشوف پر است پیداست تمام کربلا در چشمت... ─═इई 🍃🌸🍃ईइ═─ روابط عمومی کانون مرکزی خادمیاران رضوی شهرستان شاهرود @Shahrood_astan