نمیدونم چرا وقتی از ذهنم کار
میکشم جسمم خسته میشه
انگار کل روزو پیاده روی کردم .
هدایت شده از منِمن
_میدونید ؟
تو فکر اینم که یِ پادکست بسازم از اولِ شکلگیریِ ایتاییون و اکیپ اکیپ شدنِ بچا تا الان ؛
از مشکات و میم کاف تا منهدمون و نخود فرهنگی ، از موسوی اکیپ حاجی تا ماهد ،
از قهر دعوا هایِ طولانی تا آشتی کنون ها ،
از تولدایِ مجازی به یاد موندنی تا مجلس گرم کنا ، از ریپورت شدن و فیلتر شدنِ بی دلیل کانالا تا هجمه هایِ بی دلیلی که هردفعه روسر یکی از بچه ها خالی میشد ، از اکانت هایی که دیلیت خوردند و برنگشتند تا اونایی که هفته ای یِ بار دیل میزنن ، از دخترهایِ پسرنما تا نامهربون هایِ مهربون نما ، از اشک ها تا خنده هاییِ که بهم هدیه کردیم ، از دوستی هایِ مجازی تا اوناایی که به حقیقت پیوستند ، از قلب هایی که دوباره شکل گرفتند تا قلب هایی که شکستند ، از همه چیز و همه چیز !
* البته از اونجایی ك ِ گشادم این فقط درحد یه ایده میمونه :>
خَطخطۍ .
_میدونید ؟ تو فکر اینم که یِ پادکست بسازم از اولِ شکلگیریِ ایتاییون و اکیپ اکیپ شدنِ بچا تا الان ؛
همش مثل یه فیلم رد شد از جلو چشمم ..
میمکافِ عزیزم :>>>
نه توانایی متوقف کردن افکارم رو دارم
نه توانایی حرف زدن دربارشون رو فقط
تو سرم میچرخن و حتی نمیتونم اشک
بریزم. انگار فکر کردن و زجر کشیدن تنها
کاریه که میتونم انجام بدم.
یه موقعی برام مهم بود که برات مهم باشم
ولی الان دیگه واسم مهم نیست که واست
مهم نیستم.
تولدت خیلۍ مبارك عزیزِ قلبم.
قدر مهربونیت رو بدون، موفق
ترین باشی ^^ .
ـ @bi_neshaan . ♥️😌
آره به تو نیاز دارم.
چون تو تنها کسی هستی که میتونم
از رنگ یه ابر تا شکل قلبم باهاش حرف بزنم.