دیروز بیت رهبری، از شور و شوق لبریز بود
در میان اشکها و لبخندها روایت مهمانان حسینیه را نوشتم.
بزودی بعد از انتشار همینجا قرار میدم.
#بیت
یادمون باشه مهمونی آداب داره
با سر و شکل آلوده کسی وارد مهمونی خاص نمیشه
کینه ها ، دلخوریها ، انتقامها رنجشها و خطاها همش لکهی کثیفیه توی دلمون
بشوریم دلمون رو توی این دریای رحمت
هدایت شده از ریحانه
💌 #روایت_دیدار | روی قله
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با دختران و زنان شرکتکننده در دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب؛ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
🔻 ردیف اول در جایگاه خانمها چند صندلی مخصوص خانوادههای شهدا بود. توجهم جلب شد به خانمهایی که نوبتی میرفتند و با یکی از مادرها دیدهبوسی میکردند. من هم جلو رفتم. مادر شهید بدون اینکه من را بشناسد سلام گرمی داد. مانده بودم چه بگویم؛ چون عکسی از شهیدشان نبود و نمیدانستم چه صدایشان بزنم.
خودش با مهربانی جلو آمد و گفت: «ما به شهیدانمون میبالیم.» مادر شهید حسین اُجاقی از شهدای مدافع امنیت در سال ۱۴۰۱ بود. نشستم کنارش. برایم از پسر ۲۹سالهی بسیجیاش گفت که چقدر آقا را دوست داشت. میگفت شب شهادتش برای دشمنان ایران رجز خوانده و گفته: «هرکه با حضرت آقا در افتاد ورافتاد.»
پسرش ورزشکار بود. روزی که به قله صعود کرده بود گفته بود: «وقتی به قله برسی، کسی تو را نمیبیند اما تو همه را میبینی.»
حالا شهید در قلهی شهادت بود و نظارهگر ما.
👈🏻 راوی: رباب حقایق شریف
✍🏻 سمیرا چوبداری
🗓 شماره ٢
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh